حمایت بابک احمدی از کروبی؛
بامدادخبر: بابك احمدی را از یكسو با ترجمهها و تالیفهای منحصربهفردش در حوزه اندیشه پستمدرن و زیباییشناسی میشناسند و از سویی با نقد فیلمهایش در زمانهای كه جز نقد فیلم، در نقد چیز دیگری نمیشد نوشت و از سویی نیز با همراهیاش با دانشجویان سیاسی و نیروهای جامعه مدنی در سالهای اصلاحات و عصر پسااصلاحات. بابك احمدی از آن دست روشنفكرانی است كه در كنار فعالیت فكری همواره به فعالیت اجتماعی نیز مشغول بوده است. آنچنانكه او هیچگاه از كنار بازداشت دانشجویان نگذشتهاست و از فعالان حقوق زنان نیز همواره حمایت كرده است و با فعالان كارگری نیز در دفاع از حقوق صنفی آنها همصدا بوده است. بدین ترتیب او علاوه بر كار تالیف و تدریس كه شاگردان زیادی را در حلقه او گرد آورده است، به واسطه چنین فعالیتها و حضورهای اجتماعیای، هواداران بسیاری را نیز با خود همراه كرده است. این روشنفكر ایرانی در یادداشتی كه در ادامه میخوانید، اعلام كرده است كه با امید به پیروزی اصلاحطلبان در انتخابات آینده، از كاندیداتوری مهدی كروبی دفاع میكند و از همراهانش خواسته است كه با حفظ اخلاق سیاسی در این مسیر حركت كنند. یادداشت بابك احمدی را به عنوان یكی از چهرههای روشنفكری ایرانی كه پس از عبدالكریم سروش او نیز از كاندیداتوری شیخ در انتخابات حمایت كرده است .
انتخابات ریاستجمهوری پیشرو اهمیت استثنایی و انكارناپذیری دارد. این انتخابات، آزمونی تاریخی است برای نیروهای آزادیخواه و معتقد به ضرورت گسترش نهادهای جامعه مدنی و حقوق دموكراتیك ملت. نتایج انتخابات بر سرنوشت تمام مردم ایران تاثیر فوری و آشكاری خواهد گذاشت. این رویداد سیاسی مهم میتواند به تداوم حكومت جریانی كه در طول 4 سال گذشته عملكردش به نتایج مصیبتباری برای ملت منجر شده. پایان دهد و به این ترتیب موازنهنیروها را به سود دموكراسی تاحدودی تغییر دهد. برعكس، میتواند به ادامه حاكمیت آن جریان منجر شود كه به معنای پیروزی كسانی است كه خودشان و هیچ یك از هوادارانشان ادعای دموكراسی ندارند و نمیتوانند هم چنین ادعایی داشته باشند. جای پردهپوشی و تعارف نیست. همه میدانیم كه در چهار سال گذشته چه كسانی بنا به چه دلایل مادیای به حقوق اولیه و مسلم ما هجوم آوردهاند. مقصود من از حقوق دموكراتیك هم روشن است. آن كسی كه حقوقش سلب شده (از كارگر بیكار، آموزگار مزد ناگرفته، تا دانشجوی سهستاره، و نویسندهای كه نوشتهاش سانسور شده و زنی كه با خشونت و نابرابری گوناوندی روبهروست) خوب میداند كه این حقوق تا چه حد مشخص و قابل فهم هستند. ایران از پس تاریخ طولانی استبداد، در حالی كه هنوز طبعات اجتماعی در جریان مبارزه و كسب آگاهی طبقاتی از آن شكل نگرفتهاند، با اقتصاد دولتی و بوروكراسی عظیمی كه ناگزیر سالم كار نمیكند، فقدان نهادهای كارآی مدنی، ضعف، نیروهای سیاسی و فضای فرهنگی بسته و محدود، در آستانه انتخابی ایستاده كه در شرایط بحرانی جهان با وضعیت نگرانكننده معیشتی مردم كه ناشی از سوءمدیریت و كاركردهای نادرست نهادهای حكومتی است، میتوان آن را گزینش میان توسعه و رشد یا واپسماندگی دانست. در این شرایط مسوولیت اهل فرهنگ چشمگیر و به سهم خود تاثیرگذار است. اهل فرهنگ بیش از همیشه خود را در برابر گزینش خدمت به توسعه و آزادی یا پذیرش وضعیت بحرانی مییابند. شاید آنها هیچكدام از دو كاندیدای اصلاحطلبان را مصداق كامل خواستها و آرمانهای خود نیابند. شاید بتوان با واكاوی گذشته سیاسی آنان این كاستی یا آن كمتوجهی را در كارشان یافت. اما به صراحت بگویم كه در این شرایط نمیتوان «ماكسیمالیست» ماند، نمیتوان همهچیز را طلب كرد، كمالگرا بود و امتیاز نداد. وظیفه ما این است كه خواستهای اساسی یا دستكم «كف خواستهای خود» را تدوین و بیان كنیم و براساس آن از كاندیداها بخواهیم تا نظر موافق یا مخالف خود را با این خواستها اعلام كنند و راههای همراهی خود را با آن روشن كنند. هر شهروند آزاد از دولت طلب دارد، خواهان تضمین حقوق اساسی خویش است، حكومت را موظف به تدارك امكانات زندگی بهتر، سالمتر و فرهنگیتر میداند و مهمتر خواهان توسعه پایدار كشور است. با توجه به تواناییهای دو كاندیدای ریاستجمهوری كه به گونهای به اردوی اصلاحات تعلق دارند و خود را مدافع حقوق مدنی و شهروندی و متعهد به حفظ آزادیهای اساسی میدانند، و با توجه به شرایط دشوار كنونی، من در دور نخست انتخابات ریاستجمهوری به آقای مهدی كروبی رای میدهم. من این رای را رای به آزادی و حقوق اولیه خود میدانم، رفتار سیاسی آقای كروبی و دفاع او از حقوق مردم مشخص است. او یاور زندانیان، محكومان، دانشجویان و كارگران شده است. مواضع درستی در دفاع از سلامت انتخابات گرفته و بیشك خطر كرده است. مقاومتش در برابر فرماندهان نظامیای كه نمیخواهند هدف دخالتشان در انتخابات را پنهان كنند، به یادماندنی است. كروبی همراه خوبی است زیرا میتوان دانست كه تا كجا پیش خواهد رفت، چه خواهد كرد، از چه چیز دفاع خواهد كرد، با چه چیز مخالف است و چه زمینهای را برای فعالیت دیگران میگشاید. من در رای به آقای كروبی تنها نیستم. از همراهانم میخواهم كه با رعایت اخلاق سیاسی (آنچه در ایران سالهای اخیر حكم كیمیا یافته است) كاندیدای دیگر اصلاحطلبان را محترم بدانند و رقابت را چنانكه شایسته نیرویی دموكرات است به ویرانگری تبدیل نكنند. ناگفته پیداست كه این مراعات اخلاق سیاسی شامل حال رقیب یا حریف اصلی هم میشود كه در اردویی دیگر ایستاده و از حمایت نیروهای مخالف دموكراسی بهرهمند است. توصیه من به هواداران دو كاندیدای اصلاحات به این دلیل است: در پیكار دموكراتیك وسیله نیز هدف را تعیین و مشخص میكند. جدا از این، توصیه من جنبه عملیتری همدارد. هواداران دو كاندیدای اصلاحات باید هشیار باشند كه شاید در دور دوم انتخابات ناچار شوند به كاندیدای دیگری رای بدهند و این رای نمیتواند صرفا «نه گفتن» به احمدینژاد باشد، بل ناگزیر است كه همراه شود با سویهای اثباتی. از این رقابت امروز میان اصلاحطلبان است كه همراهی و همكاری فردا زاده خواهد شد. حضور دو كاندیدای ما در دور نخست انتخابات رویداد ناگواری نیست. تفاوت آنها میتواند به ریزش آرای اردوی حریف اصلی منجر شود. از یاد نبریم كه تفاوت ضرورت دموكراسی را ایجاد كرده است. دموكرات بودن در حرف نیست، در عمل است، شعار نیست، وعده نیست، در هر كنش زندگی هر روزه باید نمایان شود. حریف اصلی دموكراسی را دستكم نگیریم. او با شعارهای پوپولیستی و به ظاهر عدالت محور، آرای مردمی را كه در تنگنای فقر به سر میبرند و آموزش دموكراتیك ندیدهاند و از مواهب آن بیخبرند، به سبد خود میریزد، تازه اگر به سلامت انتخابات متعهد باشد. اما حریف اصلی ما قدر قدرت نیست. كارنامهاش روشن و افتخارآفرین نیست، جانب حق و حقیقت و عدالت را نگه نداشته است، زندگی و معیشت را بر مردم سخت كرده است و امنیت آن را كاهش داده. بیشتر ویران كرده تا بسازد. با سلاح اخلاق و تكیه به نیروهای معنوی مردم زحمتكش ایران و ایمان راسخ به ضرورت حفظ حقوق شهروندی خود و دیگران، و اعتقاد به بنیان نهادن نهادهای جامعه مدنی، حریف اصلی را شكست بدهیم و مانعی بزرگ را از سر راه پیشرفت ملت كنار بزنیم.
منبع: اعتمادملی
http://www.bamdadkhabar.net/2009/05/post_1802/