عضو شورای مرکزی دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال در گفتگو با بامدادخبر: جنبش دانشجویی نیز شریک جرم مومنی است
|
بامدادخبر: صبح دوشنبه، پنجمین جلسه نمایش دادگاه بازداشتشدگان پس از انتخابات، درحالی برگزار شد که عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانشآموختگان ایران و دبیرکل سابق دفترتحکیم وحدت، پس از چهل روز بیخبری مطلق که نگرانی شدید خانواده، دوستان و به ویژه همسرش از سلامت او را به همراه داشت، نقش اول این نمایش طنزآلود را ایفا میکرد.
حضور مومنی در این بیدادگاه فارغ از آنکه چه گفت یا نگفت این حسن را داشت که خانواده و دوستانش را از نگرانی در بیاورد و پایانی موقت باشد بر دلتنگی سه ماههی خیل عظیم دوستدارانش در میان فعالان سابق و فعلی جنبش دانشجویی. هرچند که چهرهی این استوانهی جنبش دانشجویی و دموکراسیخواهی یک دههی اخیر ایران، شباهتی به آن مومنی خندان سه ماه قبل نداشت. در همین ارتباط با امیرحسین اعتمادی، عضو شورای مرکزی داشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای ایران و از اعضای شعبهی گیلان سازمان ادوار تحکیم سوالاتی را مطرح کردیم که این پرسش و پاسخ در زیر میآید:
روز دوشنبه، پنجمین جلسهی دادگاه بازداشتشدگان انتخاباتی، شاهد حضور یکی از چهرههای برجسته جنبش دانشجویی بود. به نظر شما چرا عبدالله مومنی که از او به عنوان غایب چهار جلسهی قبل یاد میشد، به این جلسه آورده شد؟
من فکر میکنم که مهمترین دلیل میتواند نزدیکی زمان بازگشایی دانشگاهها باشد. واقعیت این است که حکومت، در آستانهی اول مهر، با بحران شدیدی در دانشگاهها مواجه شده است. سه ماه از 22 خرداد گذشته و نه تنها انتخابات به فراموشی سپرده نشده است که با توهینهایی که به مردم شد و خونهایی که برای سرکوب اعتراضات مدنی و مسالمتآمیز مردم ریخته شد؛ جنایاتی که در کهریزک و سایر زندانهای مخفی، رخ داد -و خود حکومت هم به مواردی، هرچند اندک، اعتراف کرد- غرور مردم با آشکارشدنِ تدریجیِ آنچه در این سه ماه گذشت، جریحهدارتر هم شده است. به ویژه که تعدادی از کشته شدگان، نظیر محسن روحالامینی و کیانوش آسا و یعقوب بروایه از دانشجویان دانشگاههای تهران بودند.
درچنین شرایطی، طراحان کودتای انتخاباتی، تصور کردهاند که با به بیدادگاه کشاندن عبدالله مومنی -که به حق سمبل جنبش دانشجویی در ایران به شمار میرود- و وادار ساختن وی به ابراز ندامت از بیش از یک دههی عملکرد سیاسیاش، میتوانند فعالین دانشجویی جوانتر را دلسرد کنند و به زعم خود جلوی اعتراضات را بگیرند. این ادامه همان سیاستهای غلطی است که در این سه ماه شاهد بودیم و به عقیدهی من کاملا نتیجه عکس خواهد داشت. یعنی به جای اینکه سعی کنند در این روزهای باقیمانده تا اول مهر، با آزاد کردن زندانیان سیاسی و محاکمهی عاملان جنایات در کهریزک و خیابانها، فضای دانشگاهها را آرام کنند، بیشتر دانشجویان را تحریک میکنند.
برگردیم به خود جلسهی دادگاه. آنچه در رسانههای حکومتی تحت عنوان اعترافات عبدالله مومنی منتشر شد، تا چه میزان مبتنی بر واقعیت بود؟
متنی که امروز عبدالله مومنی تحت عنوان اعترافات در دادگاه خواند مبتنی بر دو بخش بود. بخشی از آن، سیر فعالیتهای افتخارآمیز او را در تمام سالهای گذشته -چه آن زمان که به عنوان دبیرکل دفتر تحکیم در ارتباط کامل با دانشگاه بود و چه پس از آن که به عنوان سخنگو در سازمان ادوار تحکیم حضور داشت- شامل میشد. این بخش از اعترافات نه تنها نکتهی تازهای نداشت که به نظر من آقای مومنی از فضای دادگاه استفاده کرد و با تیزهوشی تمام، به بازخوانی تمام رفتارهای سیاسی مسالمتآمیز خود و تشکلهای متبوعش در یک دههی اخیر پرداخت. برپایی مراسم در شانزدهم آذر و هجدهم تیرماه، یا نوشتن نامه به خاویر سولانا و دبير کل سازمان ملل و کميساريای عالي حقوق بشر، در اعتراض به رفتارهای غیردموکراتیک و نقض حقوقبشر در ایران، بخشی از فعالیتهای مسالمتجویانهای بود که هیچ عقل سلیمی و وجدان آگاهی نمیتواند آن را زیر سوال ببرد. فعالیتهایی که بخش بزرگی از جنبش دانشجویی به آن افتخار میکند و خود را شریک جرم عبدالله مومنی میداند.
اما بخش دیگر اعترافات، ابراز ندامت آقای مومنی از همین عملکرد پربار بود که اتفاقاً تیم بازجویی به دلیل تمرکز بر این بخش، از آن بخش دیگر غافل ماند به طوریکه آقای مومنی باز هم با تیزهوشی، با اعتراف به اعمال ناکردهای چون حذف عکس آیتالله خمینی از آرم دفتر تحکیم و یا سفر به آلمان برای گذراندن دورههای آموزشی براندازی، کلیت اعترافاتش و به ویژه ابراز ندامت از گذشتهاش را زیر سوال برد. که همه میدانند که در تمام این سالها نه آرم تحکیم تغییری کرده و نه عبدالله مومنی سفری به آلمان داشته است. به این اضافه کنید حضور او در راهپیمایی 25 خرداد را که از اساس کذب است.
و این قبیل نشانهها، چه تاثیری بر فضای جامعه دارد؟ درحالیکه روزنامهها یا تعطیل شدهاند یا قادر به انعکاس واقعیتِ ماجرا نیستند؟
متاسفانه طراحان این سناریو، چندان اهمیتی به افکار عمومی نمیدهند و با کنترل کامل بر فضای رسانهای عمومی و بهویژه صداوسیما، در راه رسیدن به هدف، ابایی از دروغ گفتن و رسواشدن ندارند. در این مرحله هدف این بود که عبدالله مومنی را بشکنند و احتمالا او را از ادامه فعالیت سیاسی منصرف کنند تا همانطور که گفتم درس عبرتی باشد برای فعالان دانشجویی دیگر. در شرایطی که بخش بزرگی از افکار عمومی با وجود همین بمباران اخبار یکسویه از رسانههای رسمی، میداند که این اعترافات در چه شرایطی گرفته شده و ابراز ندامت فردی که از بایکوت خبری در انفرادی به دادگاه آورده شده، تا چه حد میتواند واقعی باشد.
به هرحال دیر یا زود، عبدالله مومنی آزاد میشود و با قرار گرفتن در شرایط عادی، به عرصه فعالیت سیاسی بازخواهد گشت. تجربه هم نشان داده که این قبیل ابراز ندامتها به مرور فراموش خواهد شد و اتفاقا گاه شخص نادم با برنامهتر از قبل به عرصه برخواهد گشت. علی افشاری و عباس عبدی، نمونههای خوبی از این دست هستند.