پاسخ آيت الله منتظری به نامه ميرحسين موسوی: اعترافات متهم حتی بر عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست
|
بامداد خبر: آیتالله منتظری در نامهای، پاسخ بیانیه شماره ۱۱ میرحسین موسوی را داده است. وی در نامه خود گفته است که اگر حکومت با خفقان و سرکوب قابل دوام بود، شاه توانسته بود حکومتش را حفظ کند. آیتالله حسینعلی منتظری در پاسخ به نامه میرحسین موسوی نوشته است که اعترافات متهم، علیه خودش «معتبر و مسموع» نیست.
متن اين نامه به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی دامت توفيقاته
پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ ۱۳۸۸/۶/۲۱ جنابعالی همراه با ضميمه آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالی و تعهدتان نسبت به ارزشهای دينی و اخلاقی و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در دوران جنگ تحميلی و حمايت های مکرر مرحوم امام خمينی (ره ) از شما برای همگان روشن است .
در جريان انتخابات رياست جمهوری اخير و وقايع و فجايع بعد از آن که شما مورد توجه اقشار وسيعی از مردم و نخبگان قرار گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگی در پيشگاه خداوند متعال و در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاکنون در حد امکان و توان خويش از حقوق تضييع شده مردمی که با شرکت در انتخابات رياست جمهوری افتخار بزرگی را برای کشور آفريدند دفاع نموديد، که جای بسی تقدير و تشکر دارد.
امور پيشنهادی ضميمه نامه جنابعالی که در حقيقت تقويت و فعال نمودن شبکه های اجتماعی و نهادهای مردمی است ، اموری معقول و سنجيده و مطابق مقتضای حال و شرايط کشور، و نيز مطابق دستور قرآن است که میفرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره آل عمران ، آيه ۲۰۰); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظری مورد بررسی قرار گيرد و آنها را عملی سازند و جو پليسی و بگير و ببند کنونی خاتمه يابد، میتواند راه مفيد و موثری برای برون رفت از بحران کنونی - که در اثر قدرت طلبی و خودخواهی و غرور و ندانم کاری ها دامنگير جمهوری اسلامی شده است - باشد و سنگ بنای تحولی مثبت در جهت اصلاح نظام و حفظ آن از خطر فروپاشی و انشقاق و پراکندگی صفوف ملت گردد.
البته توجه داريد راه اصلاحی مذکور که شما در جهت دفاع از حقوق مردم و نجات جمهوری اسلامی از اين بحران بزرگ انتخاب کرده ايد بس دشوار بوده و در معرض فشارها و تهديدهای بسياری از ناحيه کسانی است که اين بحران را ايجاد کرده اند. مطمئن باشيد که با اتحاد و صبر و استقامت ، خداوند بنا بر وعده خود، راههای هدايت برای پيروزی را به مردم عزيز عنايت میفرمايد.
(والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين )، (سوره عنکبوت ، آيه ۶۹); و از طرفی استقامت در اين راه الهی ، انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنی و نداشتن ترس و اندوه میسازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائکة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه ۳۰).
متأسفانه بعد از انتخابات ، عده ای از نخبگان و فعالان سياسی و مطبوعاتی بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون برای اعتراف گيری های غير حقيقی و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضی آنان از رسانه های عمومی پخش گرديد، و اين مسلم و بديهی است که اقرار شخص بر عليه شخص ديگری در چنين شرايطی معتبر و مسموع نيست ; بلکه آنچه بيشتر مورد تأکيد روايات مستفيضه میباشد اين است که حتی اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شکنجه اعم از تهديد، تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتباری نداشته و مسموع نمی باشد. (وسايل الشيعة ، جلد ۱۸، صفحه ۴۹۷ و ۴۹۸; و دراسات فی ولایة الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ۳۷۸).
و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل آنها بدعتی واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء علی انفسهم جايز" فقط در شرايط عادی و بدون اعمال زور و فشار نافذ است .
علاوه بر اين ، در اصل سی و هشتم قانون اساسی آمده است : "هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات میشود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شکنجه ای برای اعتراف گيری و کسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته شده از اين طريق نيز ارزش و اعتباری ندارد.
روشن است که حبس در سلول انفرادی بويژه در دراز مدت که متهم را زير فشار وادار به اعتراف میکند از مصاديق بارز شکنجه است ; و با اعمال فشار و شکنجه ، مخصوصا به شکل وحشتناکی که در دوره اخير انجام شده و شرايط غيرعادی که در پی آن وجود دارد، اعترافات متهم حتی بر عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتی اگر متهم بارها در آن شرايط و از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام کند که خطا کرده و مرتکب اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مکرر با وجود آن شرايط در بی اعتبار بودن ، حکم همان اعتراف اوليه را دارد.
همچنين در اصل سی و نهم قانون اساسی آمده است : "هتک حرمت و حيثيت کسی که به حکم قانون دستگير، بازداشت ، زندانی يا تبعيد شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است ."
حال چگونه شده است که افراد سرشناسی که سالها برای اين نظام خدمت کرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر مورد هتک حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولی هيچ کس در قبال اين مسأله نه تنها مجازات نمی شود بلکه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات نيز معتبر شمرده میشود؟!
آنچه در اين خصوص مشکل را بيشتر کرده و اعترافات را بی اعتبارتر میکند اين است که در سيستم قضايی کنونی کشور، مدعی و طرف دعوا در مقابل متهمان سياسی که جريان فکری مقابل حاکميت هستند، خود اعتراف گيران و محاکم قضايی وابسته به حاکميت است ; و نزد هيچ عقل سليمی در هيچ کجای جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حکم و داوری متعاقب آن ، کمترين ارزش حقوقی و قضايی را ندارد; چون در چنين محکمه ای مدعی و قاضی يکی است و فلسفه وجود هیأت منصفه که در اصل ۱۶۸ قانون اساسی آمده است همين است ، که متأسفانه به اين اصل هم مانند بسياری از اصول قانون اساسی بی توجهی شده و به آن عمل نمی شود.
اقدامات اخير حاکميت و دادگاههای نمايشی آن علاوه بر اين که خلاف شرع و خلاف مصالح کشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت های بارز میباشد، برخلاف مصلحت دنيوی خود حاکمان که میخواهند حکومت و رياست کنند نيز میباشد. حاکميت اگر به جای سرکوب مردم و ايجاد فجايع اخير، عقل و شعور سياسی را حکم قرار داده و به تذکرات بعضی از بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يک هیأت بيطرف و مرضی الطرفين را برای رسيدگی به شبهات انتخاباتی تعيين نموده بود، هرگز گرفتار بحران عدم مشروعيت کنونی نمی شد.
حکومتی که در آن اقشار وسيعی از مردم و نخبگان ، ناراضی و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر حکومت کردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و سرکوب و پر کردن زندانها از نخبگان و آزادی خواهان و گروههای سياسی مختلف ممکن بود، رژيم شاه توانسته بود حکومت خود را حفظ کند و هنوز پابرجا بود.
نظامی که تحت لوای اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين اعمالی نه تنها در سطح جهان ، بلکه در کشور و در ميان توده ها و جوانان خودمان نيز موجب بدبينی نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از تحقق عدالت در جامعه را اعلام میکند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسی تملق گويان - که طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاک بر دهان آنان ريخته شود - دل خوش کرده اند.
سلامتی و توفيق جنابعالی را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ مسألت دارم .
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .
۳۱ شهريور ماه ۱۳۸۸ - ۲ شوال ۱۴۳۰
قم المقدسة - حسينعلی منتظری