سیزده آبان و منافع ملی
سیزده آبان امسال نیز مانند روز قدس آن بسیار متفاوت از سالهای قبل خواهد بود. وجه تمایز اعتراض مردم در روز قدس نسبت به اعتراضهای چند ماه گذشته، اعتراض به سیاستهای حاکمیت در عرصه بینالمللی و رفتار مخالف منافع ملی حاکمیت بود و از این رو روز قدسی که همواره زمانی برای عرض اندام ایدئولوژیک حاکمیت بود، تبدیل به محلی برای اعتراض به سیاستها و شعارهای ایدئولوژیک آنها شد. از هماکنون روشن است که شعارهای محوری معترضان در روز سیزده آبان نیز به مانند روز قدس حول موضوع سیاست خارجی حاکمیت و در دفاع از منافع ملی خواهدبود.
روز سیزده آبان امسال بسیار متفاوت از سالهای قبل خواهد بود، چرا که دیگر تنها نیروهای حامی دولت و سیاستهای خارجی بحرانزا و ماجراجویانهاش نیستند که خواهان شرکت در این تظاهرات هستند، بلکه در طرف مقابل صفی متشکل و عظیم از معترضان به این سیاستهای ماجراجویانه نیز خود را برای اعتراض به این سیاستها آماده میکنند تا در مقابل بذل و بخششهای بیرویه دولتیان از منافع ملی و گفتمان دروغین و پرمدعای آنها در عرصه خارجی، از حاکمیت ملی دفاع کنند. صفی معترض و به هم پیوسته از نیروهای مختلف سیاسی با نگرشهای گوناگون که فصل مشترک آنها حاکمیت ملی و دفاع از منافع ملی است. معترضان اکنون خود را وارث حقیقی شعار "نه شرقی، نه غربی" در برابر دولتی میدانند که اگر چه میکوشد در عرصه بینالمللی با زبانی گزنده و پرمدعا ظاهر شود، اما در عمل چه بسیار که از منافع ملی کشور عقب نشسته و به این امر بسنده نکرده، به بذل و بخشش نیز پرداختهاست. چنان که هنوز دیرزمانی از نشستن رئیس دولت نهم زیر پرچم خلیج عربی و بذل خزر به همسایه شمالی نگذشتهاست که شاهد لابیهای غیرشفاف و ناکارآمد دولت کودتا با دول غربی هستیم. از این رو معترضان نیز در روز سیزده آبان به خیابان خواهند آمد تا علیرغم اختلاف و تنوع افکار، حول شعار "نه شرقی، نه غربی" از منافع ملی میهنمان دفاع کنند.
بر این اساس وجه ممیز سیزده آبان امسال از مناسک سالهای گذشته حاکمیت در این روز، بر ملا شدن رفتار دوگانه و به دور از منافع ملی از طرف دولت حاکم است. دولتی که از یک سو انگاره و خواست سیاسی و امنیتی خود را در برنامههای هستهای، خواست ملی مردم جا میزند و از این رو خود را مدافع منافع ملی عنوان میکند و در این راه، با زبانی غیردیپلماتیک به بحرانهای بینالمللی علیه ایران دامن میزند، ولی از سوی دیگر در اغلب موارد در مذاکرات با دول دیگر منافع ملی ایران را وجهالمصالحه قرار میدهد و به سادگی از آن عقب مینشیند.
از سوی دیگر معترضان به خیابانها خواهند آمد تا رفتار دوگانه دولت در عرصه داخلی و خارجی را به چالش بکشند و کژکارکردهای آن را برملا کنند. چرا که اگر نفس وجودی دولت را حفظ امنیت و رفاه شهرونداناش در داخل و پاسداری از منافع آنها در برابر دول خارجی قلمداد کنیم، اکنون رفتار دولت به شکلی عریان نقض غرض از وجود خود است. دولتی که باید پاسدار امنیت و جان و مال و آزادی مردماش در داخل باشد، اکنون قریب به پنج ماه است که بعد از کودتای 22 خرداد به تهدیدی جدی برای امنیت و آزادی مردم بدل شدهاست، به طوری که شهروندان ایرانی دیگر حتی در خانههایشان نیز امنیت و آرامش ندارند. اما مسئله بدینجا ختم نمیشود. وجه دیگر ناکارآمدی دولت در عرصه خارجی است. دولتی که باید در مقابل خارجیان سینه سپر کند و از منافع ملتاش دفاع کند، در عرصه خارجی سپر انداخته و در مقابل به اعمال زور در داخل مشغول است.
اهمیت دیگر سیزده آبان برای معترضان اما، به درون جبهه اصلاحات و جنبش سبز بازمیگردد. چرا که دفاع از منافع ملی از سوی رهبران معترضان- موسوی و کروبی- دیگر در حد حرف باقی نمیماند و به محک آزمایش درمیآید. موسوی- کاندیدای معترض به نتایج انتخابات و از رهبران جنبش سبز- در مناظره انتخاباتیاش با رئیس دولت نهم،علت حضورش را در صحنه پس از غیبت بیست ساله، احساس خطرش از وضعیت کنونی کشور و به ویژه ماجراجوییهای سیاسی رئیس دولت نهم در عرصه خارجی عنوان کرد. حال او و کروبی- دیگر رهبر جنبش سبز- محکی جدی خواهند خورد که تا چه اندازه به حاکمیت ملی و دفاع از منافع ملی مردم ایران مؤمن هستند. اگر چه ایستادگی این دو کاندیدای معترض تا کنون در کنار مردم، خود طلیعهای بر سربلندی آنها از این آزمون است، اما پایبندی هر چه بیشتر آنها به منافع ملی و مصالحه نکردن حقوق مردم ایران و همچنین دگرپذیری و تلاش برای تأسیگرفتن از مردم و نه- به مانند حاکمیت و برخی همراهان ایشان- تحمیل انگارههای ذهنی و منافع کیشی خود بر آنها، رمز پایداری این جنبش و نویددهنده آیندهای روشن برای مردم ایران است. امید است که روز سیزده آبان مجالی شود تا بار دیگر مردم خواستهها و مطالبات خود را به گوش حاکمان و البته نمایندگان خودخوانده جنبش سبز برسانند.