لشگر مخلص خدا؟

بسیج لشگر مخلص خداست. در و دیوارهای شهر و کتابهای مدرسه و صفحه های تلویزیون مدام می کوشیدند این جمله را در سر کودکان فرو کنند. اما بسیجی که ما در زندگی روزمره دیدیم هر چه بود مخلص نبود، لشگر خدا بود یا نبود را باید از خود خدا پرسید. برای نسل ما در مدرسه، بسیجی خبرچین بود، تازه ما چندان خلافی هم نداشتیم برای خبرچینان. هر چه بزرگتر شدیم بسیج هم هیولایی وحشی تر شد، خیابانهای شهر پر بود از گزمه های بسیجی، بسیجی شناسی خود درسی شده بود برای نسل ما برای دور ماندن از خطر.

بسیجی برای نسل من کسی بود که با موتورش جلوی تو را می گرفت و تهدیدت می کرد یا تو و دوست دخترت را به پایگاه بسیج می‌برد یا تو باید باجی به او بدهی. اینها تازه بسیجی‌های دله دزد بودند، بسیجی‌های زبر و زرنگ‌تر یک باری به زور اسلحه ماشین یکی از آشنایان را برده بودند و اوراق شده تحویل داده بودند. اینها همه اما بسیجی‌های خوب بودند بسیجی‌های بد، مردم را که با دوست دخترشان می گرفتند به پایگاه بسیج می‌بردند و عقده‌های جنسی‌شان را خالی می کردند. بسیجی خوب رشوه می‌گرفت و بسیجی بد متجاوز به عنف بود، یک نمونه‌اش در کرمان از پرده برون افتاد که روحانیت طالبانی نگذاشت چینی بر ابروی نگهبانان وفادارش بیفتد و مجرمین با سلام و صلوات آزاد شدند و لابد این روزها در کهریزک مشغول خدمت به اسلام و مسلمین بوده‌اند. روزی که پرده‌ها برافتد و اسناد بیرون بیاید مشخص خواهد شد که چه تعداد از قتل‌ها بدست همین‌ها انجام شده است، آمار تجاوزها شاید هرگز مشخص نشود چرا که هنوز بسیاری حاضر نیستند بگویند مورد تجاوز قرار گرفته‌اند. چه بسیار خانواده‌هایی که توسط بسیجیان عزادار شده‌اند. چه بسیار زندگی‌ها که توسط اینان نابود شده‌اند.

بسیجی از کودکی تعلیم می‌بیند که این مملکت ملک طلق اوست، تا وقتی دستور فرمانده را اجرا کند و سرسپرده رهبر باشد هر کاری بکند ایرادی ندارد. یادم هست در دوران راهنمایی و دبیرستان، دوستی داشتم، بسیجی بود و سر خیابان می‌ایستاد، تعریف می‌کرد که شبی با پسر حاج آقای مسجدشان به ماشینی ایست می‌دهند و ماشین نمی‌ایستد و پسر حاج آقای مسجدشان به سمت ماشین تیراندازی می‌کند. با خنده می‌گفت و هیجان و اینکه چقدر جالب بوده و سرنشین ماشین وقتی ایستاده بود چقدر ترسیده بود و به قول او از ترس، شلوارش را خیس کرده بود و باقی ماجرا. کودکی 12–13 ساله را فرض کنید که از کودکی یاد می‌گیرد اگر به کسی گفت بایست و او نایستاد باید به او شلیک کرد. چنین کسانی وقتی بزرگ شوند به چه تبدیل می‌شوند؟ پاداش امثال آن نوجوانان اگر حتی فقط همین باشد نیز آنان را بس است. قدرتی غیرپاسخگو تا حد شلیک به این و آن. باز اما پاداش بسیجی همین قدر هم نبوده است، برای همین قدرت بی‌حساب پول می‌گرفته هم در دوی پنج هزار متر کنکور، بسیجیان بی‌استعداد، سه هزار متر جلوتر از بقیه مسابقه را شروع می‌کردند؛ هم بدون داشتن لیاقت شغل‌های آب و نان دار را به دست می‌آورند و...

بسیجی اینک اما دیگر تمامی حد و مرزها را پشت سر نهاده، اینک بسیجیان شکارچیان انسانند. بسیج اینک علاوه بر پاداشی که برای کتک زدن و شکنجه کردن و تجاوز به نوامیس مردم و آدم کشتن می گیرد- چند صدهزارتومان- برای شکار انسان جایزه می‌گیرد- نفری چند صد هزارتومان- تظاهرات سیزده آبان با بازداشت گسترده زنان و دختران همراه بود چرا که دستگیری زنان و دختران کم دردسرتر است و وقتی قرار است به ازای هر بازداشتی فلان مبلغ پول گرفت بهتر است که تلاش کمتر کرد تا سود بیشتر برد. منطق سود اینک به بهترین وجهی خود را نشان می‌دهد، آشکار است که بسیجی می‌فهمد و اتفاقا خوب هم می‌فهمد. این بسیجی دیگر آن فریب خورده‌ای نیست که بعضی بسیجیان سابق تعریف می‌کنند. که فردای پیروزی باید بخشیدش، اگر چه فراموش نکرد. بسیجی امروز آن است که نقشه می‌کشد، آنالیز می‌کند، حساب و کتاب می‌کند و سود و زیان هر عملش را می‌سنجد. چنین افرادی را نه می‌توان بخشید و نه فراموش کرد.

بسیج اینک لشگر شکارچیان انسان، لشگر مزدور شیطان و میراث شوم حکومت اسلامی است هم ارز جوانان نازی و اس اس، فداییان صدام، پیرهن سیاههای موسولینی و... آن کسی که اینک بسیجی است، آن کسی است که حقوق اساسی دیگران را پیشاپیش، به کرات و سیستماتیک نقض کرده است و از آنجا که حق، محمولی دوموضعی است خود را در موقعیتی فاقد حقوق قرار داده است. دستگاه آدم‌کشی و شکار انسان حکومت اسلامی، حساب و کتاب دارد، شکار می‌خرد و رسید می‌دهد، اما شکارچیان انسان، باید بدانند این رسیدها می‌مانند؛ روز پیروزی که برسد روسا آنقدر آشفته‌اند که نتوانند دفتر و دستک‌ها را نابود کنند، فردای پیروزی شمایید و ملتی خشمگین که هر قدر هم زعمای قوم نصیحتشان کنند که خشونت بد است و فلان وبهمان، به گوششان نخواهد رفت.

فردای پیروزی که دیر نیست، ملتی شما را شکار خواهد کرد، روسایتان با چمدان‌های پر از پول، به هر حال گوشه‌ای از دنیا مخفی‌گاهی برای خود خواهند یافت. برای شما اما هیچ پناه‌گاهی پیدا نخواهد شد، تا دیر نشده توبه کنید، به صفوف ملت بپیوندید؛ و بشنوید که مردم از بسیجی خوب که یاد می‌کنند می گویند باکری و همت؛ و خطاب به شما فریاد می‌زنند: ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم.

 

 

 


 

 



آیا نظر شما منتشر خواهد شد؟

 

Powered by Movable Type 3.36