زن و زندان؛ گزارش مدرسه فمینیستی از نشست ماهیانه گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران
|
بامدادخبر: وقتی مجازات زندان برای مجرمین عادی تعیین می شود ای کاش این اندیشه نیز در ذهن مجازات کنندگان وجود داشته باشد که آیا در پایان مدت حبس آن کس به میان جامعه و مردم برمیگردد یک نادم است؟ یک بیمار درمان شده است؟ یک مجرم انتقامجو است؟ یک بیمار روانی است؟ یک معتاد له شده است؟ و یا فردی که در این مدت تحت نظارت و تربیت گروهی مددکار و دوستدار حقوق بشر در پروسه ای آموزشی و درمانی قابلیت حضور در جامعه را یافته؟ در این میان زنان زندانی که عمدتا قربانیان و همدستان جرم محسوب می شوند تا چه حد در فضایی امن پناه یافته و به دور ازخشونت ها و بی حرمتی های رایج، شخصیت و قابلیت های زنانه خویش را شناخته اند؟ اینها مسائلی است که در نشست این ماه انجمن جامعه شناسی مطرح شده است. گزارش مدرسه فمینیستی از این نشست در زیر میآید:
موضوع نشست این ماه گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران، "زن و زندان" بود. در این نشست ابتدا دکتر رزا قراچورلو درباره "بررسی استانداردهای بین المللی رفتار با زنان زندانی" و سپس سکینه موسوی کارشناس ارشد مطالعات زنان درباره وضعیت زنان زندانی در ایران به سخنرانی پرداختند.
زنان زندانی به علت عادت ماهانه یا بارداری نیازهای ویژه ای دارند
رزا قراچورلو سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: زنان به دلیل حضوری که در خانواده دارند وقتی درون زندان قرار میگیرند هم شاهد نقض حقوق زنان و هم نقض حقوق کودکان هستیم. عموما جای مناسبی در زندان برای نگهداری فرزندان این زنان وجود ندارد. بسیاری از زنانی که باردار هستند در زندان شرایط بسیار نامناسبی دارند. از درمانهای خاص توسط پزشکان زن در هر ماه محروم هستند. زن زندانی به دلیل دوری از خانواده بیش از مردان آسیب میبیند و ایزوله میشود. احتمال دیدن فرزندانشان کمتر است.
سازمان بهداشت جهانی در گزارش خود اعلام کرده باید برای زنان مکانهایی در نظر گرفته شود که بتوانند همسر خود را درصورت تمایل ببینند، حتی رابطه جنسی داشته باشند بدون اینکه در دید دوربین ها یا ماموران زندان قرار داشته باشند. اما متاسفانه در بسیاری از کشورها حتی ملاقات عادی وجود ندارد.
آمارها نشان می دهند معمولا زنان به دلیل فروش یا معاونت در توزیع مواد مخدر در زندان هستند یا به دلیل جرایم غیرخشن؛ مثلا بر اساس آمار 77% زنان به دلیل اول و 33% به دلیل دوم در زندان هستند. برنامه عمل سازمان ملل با عنوان "خشونت علیه زنان را متوقف کنید" تحت نظر شورای امنیت برنامه ریزی شده است چرا که زنان بعد از کودکان در جنگها آسیب پذیرتر از مردان هستند. در جنگ جهانی اول ژاپنی ها، زنان کره ای و چینی را استثمار جنسی کرده بودند یا در 1993 در جنگ صربها علیه بوسنیایی ها و آلبانی تبارها، زنان در زندان در معرض خشونتهای جنسی گستردهای قرار گرفتند. بارداریهای اجباری یا عقیمسازیهای اجباری در مورد زنان زندانی در جنگها اتفاق میافتد.
شیوع ایدز در زندان
قراچورلو در ادامه خاطر نشان ساخت: مسئله مهم دیگر شیوع ایدز در زندان است. زنان ایدز را در زندان از طریق سرنگ آلوده یا شریک جنسی آلوده می گیرند و عامل پخش آن می شوند. بنابراین چرخه خشونت و ایدز ادامه می یابد. کمپین در برنامه عمران ملل متحد سعی در کاهش ایدز در داخل و خارج زندان در بین زنان دارد.
وی ادامه داد: دفتر یونی فم (UNIFEM) یا کمک های اضطراری به زنان از دولتها می خواهد زندانها را کنترل کنند. به علاوه کنوانسیون ها و اسناد بین المللی درباره رفتار با زندانیان از جمله زندانیان زن وجود دارد از جمله میثاقین بین المللی، اعلامیه اصول اساسی سازمان ملل دربار رفتار با زندانیان1990، حداقل قواعد رفتار زندانیان 1995، اولین کنگره سازمان ملل درباره پیشگیری و رفتار با مجرمان 1977، اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948، قواعد توکیو 1990 که مطالب بسیار جالبی درباره زنان زندانی دارد، اعلامیه کاراکاس 1980 درباره رفتار با زنان در زندان، زنان و ایدز 2008، حداقل قواعد رفتار با زنان زندانی 2005 و برنامه سازمان بهداشت جهانی درباره بهداشت زنان در 2009.
این استاد دانشگاه افزود: سازمان عفو بین الملل یکی از نهادهای مهم است که درباره بهداشت زنان، ایدز و زنان زندانی صحبت می کند. این نهاد، دولتها را به خاطر بلایایی که بر سر زنها در زندان می آید مسئول می داند؛ مثل تجاوز به زنان، بازرسی زنان توسط مردان، نگاه به زن در دستشویی یا حمام یا حتی خشونت های کلامی که بار جنسی دارد. بنابراین امید دارد دولتها پرسنل زن استخدام کنند و این حق را برای زن قائل شده که از زندانبان شکایت کند. در امریکا مردان زندانبان در صورت تخطی از موارد بالا اخراج می شوند. نگاه زندانبان به بدن عریان زندانی چه مرد چه زن به طور کلی جرم محسوب می شود.
قراچورلو بیان کرد: زندانبان های زن باید از نظر روحی روانی مشکل نداشته باشند و رفتار منطقی و درست با زندانی داشته باشند. زنان زندانی به علت عادت ماهانه یا بارداری نیازهای ویژه ای دارند یا مثلا به علت نیاز به سیگار ممکن است به سبب وضعیت فرودستی مورد سوءاستفاده زندانبان مرد قرار بگیرند. بنابراین دولتها باید نیازهای روحی و روانی زنها را برطرف کنند. دولتها باید امکان شکایت از زندانبان را برای زنان زندانی در نظر بگیرند. همچنین شکایات باید توسط قاضی بی طرف به دقت بررسی شود و تحقیقات لازم به عمل آید نه اینکه پرونده مختومه شود. همچنین باید برای زنان قربانی سوءاستفاده جنسی راه احقاق حق و دسترسی به درمان های موثر وجود داشته و هرکسی که گزارش یا شهادتی درباره پرونده های این چنینی می دهد باید در امان باشد.
در انتها وی گفت: زنان زندانی بیش از مردان در معرض خطر هستند، سوءتغذیه، بارداری و یائسگی زنان را آسیب پذیرتر از مردان می کند بنابراین به مراقبت های بیشتری در زندان نیازمندند. در فدراسیون روسیه بیش از 50% زنان زندانی به ایدز دچارند اما در مورد ایران هیچ آمار و اطلاعاتی وجود ندارد.
بحران جمعیت در زندانها
سخنران بعدی خانم سکینه موسوی نتیجه تحقیقات خود را درباره شرایط زنان زندانی در ایران برای حاضران بیان کرد. وی گفت: در سالهای اخیر با بحران جمعیت در زندانها مواجه هستیم. با مقایسه رشد جمعیت متوجه رشد جمعیت زنان زندانی می شویم. در دنیا کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که زندان مکان کارآمدی نیست. هزینه های بالای نگهداری زندانیان، آموزش اصول بزهکاری در زندان سبب شده است سیاست گذاران به بررسی مجدد نقش زندان در بازپروری زندانی بپردازند. موسوی به نقل از ستاره عابد مدیرکل فرهنگی تربیتی سازمان زندانها گفت که ایشان در فروردین 1388 درسخنان خویش یاد آور شدند که از 162هزار زندانی 60هزار زندانی زن هستند. براساس آمار بین المللی از مجموع 183کشور، ایران رتبه 88ام را به خاطر زندانی زن دارد. ایران دهمین کشور دنیا و سومین کشور آسیایی از نظر میزان زندانی زن است. در ایران با افزایش تعداد زندانیان زن استاندارهای مطلوب کاهش یافته است. زنان زندانی از غذای خوب، هوای تازه، درمان مناسب برخوردار نیستند. زندان در ایران مدرسه آموزش جرم و ناکارآمد است.
موسوی ادامه داد: در زندان باید آسیب های واردشده به زندانی تخمین زده شود و به آنها برای درمان روحی و روانی مناسب کمک شود. باید به زندانی مهارت حل مسئله را آموخت تا بعد از خروج از زندان بتواند به زندگی عادی برگردد. هدف از زندان آگاه سازی زندانی است اما عملا امکان تحقق چنین هدفی را نداریم چرا که نیروی متخصص کم داریم و برخی فقط برای تامین معاش به زندان می آیند بنابراین توقع رفتار انسانی و غیر خشن نمیتوانیم ازآنها داشته باشیم. دیگران خود را بالاتر از زندانی ها می بینند و زندان را محیطی کثیف می دانند. مددکارهای اجتماعی هم به شدت دچار کمبود انگیزه هستند و فقط رابط کاغذی بین مقامات زندان و زندانی هستند و از حال و هوای زندانیان خبر ندارند.
بعضی ها تمایل دارند زندانی، موجودی خمود باشد و با آوردن وسایل ورزشی در زندان و هر حرکتی که شادابی را به زندانی بازگرداند شدیدا مخالفت می کنند. موسوی تاکید کرد: در زندان از متخصصان دینی استفاده می شود اما بدون توجه به فلسفه وجودی آنها. این متخصصان به جای آنکه زندانیان را با خدای رحمان و رحیم آشنا کنند او را با خدای معامله گر آشنا می کنند بدون توجه به تاثیر روحی و روانی که برای زندانی به ارمغان می آورد؛ مثلا در مورد سهیلا قدیری به او گفته بودند به خاطر هر زنا باید یک نخود طلا بدهد تا خدا او را ببخشد در نتیجه در روحیه او تاثیر بدی گذاشته بود و او مدام از من می پرسید برای آمرزش گناهش چه باید بکند.
وی در ادامه گفت: محیط زندان برای برخی از زنان جای امنی است مثلا گروهی از دختران فراری و روسپی ها از اواخر آذر سعی می کنند جرایم آشکاری را انجام دهند تا ماه های سرد را در زندان بگذرانند. یا برای سهیلا قدیری زندان جای امنی بود زیرا از نظر او آزادی یعنی زیر باران خوابیدن. یا زنی که با همکاری سه فرزندش شوهرش را کشته بود می گفت عصرها وقتی در زندان بسته می شود من احساس امنیت می کنم به خاطر خشونت جنسی شوهرش نسبت به او و دست درازی هایش نسبت به دخترانش.
به گفته وی در حقیقت زندان جای امنی نیست بلکه جامعه آنقدر کثیف است که زندان را جای مورد اعتمادی برای برخی از زنان کرده است. موسوی بیان کرد: در قوه قضاییه مجازات زندان به عنوان وسیله سلب آزادی زندانی است و برای حل صورت مسئله نیست و فقط حذف موقتی مجرم از جامعه است. در قوه قضاییه نماد غیراخلاقی فقط زن است و به مردها کاری ندارند. ساعت 8 شب در پارک ها احتمال گرفتن دختران فراری بیشتر است تا پسرانی که ولگردی می کنند بنابراین تعداد زنان زندانی افزایش می یابد در حالی که پسران به فروش می روند.
موسوی اشاره کرد: تقریبا 80% زنان زندانی یا شوهران معتاد دارند یا زنان سرپرست خانواده هستند. مردان معتاد زنانشان را وادار به روسپی گری می کنند و بهره اقتصادی را هم مرد مدیریت می کند. آیا این زن می تواند از شوهرش شکایت کند چگونه باید ثابت کند بیگناه است؟ چگونه اکراه و اجبار خود را ثابت کند؟
73% زنان زندانی بین 14 - 39 سال، یعنی زمان اوج فعالیت جنسی هستند
سکینه موسوی در ادامه مشکلات زنان زندانی را اینچنین برشمرد: فقدان حضور زنان در خانواده خطر برچسب زنی به خانواده را در پی دارد درحالیکه در مورد مردان زندانی اینگونه نیست و مثلا می گویند برای کار به شهر دیگری رفته است. بنابراین در نبود مادر، فرزندان آسیب پذیرتر می شوند در حالیکه در نبود پدر تنها افت تحصیلی اتفاق می افتد در نبود مادر پسرها به ولگردی و دخترها در معرض روابط جنسی نامشروع قرار می گیرند. مادران زندانی نگران فروش دختر بچه ها و پسربچه های خود توسط شوهرانشان هستند. در موردی یک زن افغان می گفت یک شب برفی دخترم را زیر برف ها قایم کردم تا شوهرم نتواند او را بفروشد اما او پسرم را برد... بنابراین زنان در محیط زندان نگرانی های زیادی دارند.
از طرف دیگر وضعیت فیزیولوژیک زنان نیز با مردان متفاوت است. پریود، یائسگی، pms و افسردگی های این دوران، زنان را نیازمند مراقبت و بهداشت جسمی می کند. برخی از مددجویان در دوران pms مرتکب قتل شده اند و نیاز به بهداشت روانی دارند. زنان در دوران یائسگی بی تاب اند و از نظر روحی روانی به مراقبت نیازمندند. شروع یاسئگی و یا بارداری نیاز زنان به کلسیم را افزایش می دهد درحالیکه در زندان خبری از شیر و مرغ نیست و کلا زندانیان از وضعیت تغذیه ای مناسبی برخوردار نیستند.
اختفای واژینالی مواد مخدر و انتقال آن به داخل زندان یکی دیگر از مسائل دامنگیر زنان است. زنان بعد از گذشت 7سال از زندان، یک ماه در زندان و یک ماه در خارج از زندان به سر می برند بنابراین می توانند مواد مخدر را وارد زندان کنند و در اختیار دیگران از جمله همسران خود در طی ملاقات شرعی قرار دهند. بنابراین می بینیم که چگونه زنان ملعبه ای در دست مردان هستند.
تمایلات جنسی زنان مسئله دیگری است در حالیکه مردان زندانی می توانند با همسر خود ملاقات شرعی داشته باشند اما زنان زندانی به خاطر فرهنگ مردسالار نمی توانند چنین تقاضایی داشته باشند. حتی اگر چنین درخواستی کنند کدام مرد با این تفکرات مردسالارانه حاضر است به زندان برود. اصولا شوهران اینها آدم های خلاف کاری هستند که اطراف زندان نمی روند. مگر آنکه همسر آنها هم زندانی باشد و شوهر تقاضای ملاقات شرعی کند. البته خود این مکان ها از نظر بهداشتی مناسب نیستند و مشکل دیگر عدم استفاده مردان از کاندوم است که سبب بارداری یا انتقال ایدز به زنانشان می شود.
طبق آمار 73% زنان زندانی بین 39-14 سال هستند. این زمان اوج فعالیت جنسی است بنابراین زنانی که همسر زندانی ندارند با چنین مشکلاتی روبرو هستند. روسپی ها و قوادهای زن و دختران فراری را هم داریم بنابراین مساحقه چه به اختیار چه به اجبار در زندان وجود دارد.
از طرفی به موجب قوانین، زن باید از مرد تمکین کند و زنانی که به دلیل مسائل مختلف زندانی می شوند بعد از چند روز با دادخواست عدم تمکین شوهرانشان هم روبرو می شوند و می مانند کدام مشکل را باید برطرف کنند؟
وجود بچهها تا 2 سالگی در زندان بدون وجود مهدکودک
مشکل دیگر وجود بچه ها تا 2 سالگی در زندان بدون وجود مهدکودک است. اولا این بچه ها تغذیه مناسب ندارند مهم تر از همه بین افرد مجرم امکان تعرض به این بچه ها وجود دارد مثلا یکی از مددجویان من فرزندش را با خودش به دستشویی می برد برای اینکه مورد آزار و اذیت قرار نگیرد. حال بماند که این کار چه تاثیر سویی بر فرزند او خواهد داشت. این بچه ها آموزشی نمی بینند میوه نمی خورند و مثلا نارنگی را که من برایشان برده بودم شوت کردند و اصلا به فکرشان هم نرسید که این میوه است.
معضل دیگر بیکاری این زنان است به این زنان مهارتی آموزش داده نمی شود تا هم درآمدی کسب کنند و هم سرگرم باشند. موضوع مهم دیگر طرد شدن این زنان از سوی خانواده است. مردان همسرکش وقتی از زندان بیرون می آیند با استقبال دیگران روبرو می شوند در حالیکه زنان همسرکش موقعیتی متفاوت دارند. به تیتر روزنامه ها دقت کنید زن فریبکار شوهرش را کشت... درحالیکه بر اساس تحقیقات من از 50 زن همسرکش فقط 10 نفر متهم به رابطه با مرد دیگری شدند آن هم رابطه تلفنی و تنها یک نفر حکم سنگسار گرفت یعنی اصلا خیانتی در کار نیست. در خیلی از موارد زن تنها کشته شدن همسرش را از ترس پنهان کرده است اما از خانواده طرد می شود.
در زاهدان و اهواز زنی که معاونت در قتل شوهرش داشته یا مواد مخدر برای شوهرش بوده و از او گرفته اند و راهی زندان شده از سوی برادر و پدرش تهدید به قتل می شود. اینها بعد از 7 سال که یک ماه در زندان یک ماه بیرون اند خودشان را به تهران منتقل می کنند. در تهران هم که غریبند جایی را برای رفتن ندارند بنابراین در معرض آسیب های دیگری نیز قرار می گیرند یا درون زندان برای اینها شوهر پیدا می شود و این مردها هم از سر خیرخواهی حتی اینها را 30 روز نگه نمی دارند بنابراین وارد یک جریان بزهکاری جدید می شوند.
مورد دیگر، بیماری های کودکان زنان زندانی است. برخی از مردان بزهکار شناسنامه خود را می سوزانند اما نام فرزند درون شناسنامه مادر وجود دارد. بچه هایی که بیماری قلبی مادرزاد دارند نیازمند عمل جراحی قبل از 2سالگی اند اما اجازه عمل جراحی باید توسط پدر صادر شود که مشکلات را چند برابر می کند.
کارآفرینی و تغییر نگرش در زنان یکی از مسائل مهم در زندان است دختری که از 10سالگی روسپی گری را با پدر و برادرانش شروع کرده به نظر شما حاضر است گلیم بافی کند؟ تا زمانی که این دختر به کرامت انسانی خود پی نبرد راه پول در آوردن برای او فرقی نمی کند و آموزش یک حرفه فایده ای به حال او ندارد.
این کارشناس ارشد مطالعات زنان درباره "چه باید کرد؟" گفت: در این جا بعد آسیب شناسی اجتماعی خیلی پررنگتر از سرکوب و مجازات است.
برای حمایت چه باید بکنیم
1- بازپروری و ارتقای جسمی و روانی زنان
2- سامان دهی وضعیت های جرم زا؛ در غیر این صورت زن زندانی با ورود به محیط گذشته در کنار شوهر بزه کار دوباره در مسیر قبلی قرار می گیرد.
3- افزایش امکانات دادخواهی زنانی که دچار خشونت خانگی هستند، همچنین استفاده از قاضی و وکیل تسخیری زن؛ زنان در محاکمی که قاضی مرد است برای گفتن وضعیت و مشکلات خود به سبب فرهنگ سنتی توان گفتن برخی مسائل را ندارند مثلا زنی که مورد خشونت های جنسی متعدد و رابطه جنسی مقعدی شوهر خود بود و در نهایت او را کشته بود در پاسخ به این سوال قاضی که چرا در خانه شما کافور پیدا شده مگر تو وسیله ای برای ارضای شوهرت نبودی برای بیان مقصود خود به قاضی می گوید اگر به شما کفش بدهند پا توی کفش می کنید یا پشت کفش؟ در حالیکه در صورت وجود قاضی زن، زنان راحتتر مشکلات خود را بیان می کنند. وکیل تسخیری زن نیز همدردی بیشتری با متهم دارد.
4- فراهم کردن مشاوره های پزشکی-روانی
5- گروه های درمان گفتگویی و در نهایت مجازات های اجتماعی و تدابیر غیر از زندان مثل کار اجباری در مراکز نگهداری سالمندان، دادن خدمات اجتماعی... اما اولین قدم درپیشگیری تبین درست از مسئله است.
یکی از مسئولین گفته است دلیل بزهکاری زنان نبود تقوی و پرهیزکاری است و برای پیشگیری از جرم باید زنان تقیه پیشه کنند. اما مسائل اقتصادی، بیکاری، بیماری های روانی و روحی از دلایل رشد بزهکاری است و برای پیشگیری باید درباره این مسائل برنامه ریزی درست انجام داد نه فقط توصیه به تقوی.