دایره و دمبک، برای رقص حاکمیت

همزمان با تداوم سرکوب مردم، اعم از مردم عادی و اعم از فعالین در عرصه‌های مختلف در سطوح بالای قدرت مسائلی در حال انجام است که بر خلاف رویه‌ی ۷ ماه گذشته کشور و مواضع اتخاذ شده است. مسائلی که بیش‌تر شبیه به عملی شدن تئوری «فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا» است. تداوم هفت ماهه جنبش سبز و اعتراض‌های مردمی و در پیش بودن ۲۲ بهمن که بی‌شک مهم‌ترین روز اعتراضی در طی هفت ماه گذشته است، از مهم‌ترین دلائل تغییر لحن‌ها و صحبت‌های تازه است. وقتی افراطی‌ترین اشخاص جناح کودتا هم‌چون احمد خاتمی از مردم به عنوان «معترضان عزیز» یاد می‌کند و حتا آن‌ها را بر خلاف صبحت‌های هفت ماه گذشته‌ی خود در صورت بی‌قانونی کردن هم «برانداز» نمی‌دانند، نشان می‌دهد که فشار و تداوم اعتراض مردمی و کابوس ۲۲ بهمن‌ ماه بی‌ تاثیر نبوده و اقلیت حاکم بر کشور به صورت جدی احساس خطر کرده است.

بدون شک این وضعیت به سود جنبش سبز است، اما در صورت عقب‌نشینی بیش‌تر حاکمیت برای تحقق خواسته‌ها چه ابزارهایی در اختیار جنبش مردمی ایران است و از چه راه‌کارهایی برای رسیدن به مطلوب خود استفاده خواهد کرد؟ وقتی حاکمیت مجبور به این شود که مخالفان را به «رسمیت» بشناسد و اعتراض آن‌ها را بشنود؛ اولین ابزار مورد استفاده که ساده‌ترین و بهترین نوع آن هم هست و هزینه‌یی هم ندارد، ابزار« مذاکره» کردن است.

برای مذاکره کردن نیز نیاز به مهره‌هایی است که هم «وزن سیاسی» داشته باشند، هم «پشتوانه‌ی مردمی» و این‌که از نظر «جای‌گاه و سابقه‌ی سیاسی» از حریف برتر و در موضع قدرت قرار گیرد. در حال حاضر تنها چهار تن را می‌شناسیم که دارای این شاخصه‌ها باشند؛ موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی. در برابر این ترکیب حاکمیت هیچ تیمی نمی‌تواند تشکیل دهند که هم‌سنگ و هم‌وزن آنان باشد. موسوی و کروبی و خاتمی به عنوان رهبران جنبش مردمی ایران شناخته می‌شوند و کنار گذاشتن آن‌ها و تخریب بی‌هوده‌ی آن‌ها نه تنها هیچ سودی برای مردم ایران ندارد، چه بسا که ضررهای بی‌شماری دارد. کسانی که متصور هستند در حال حاضر اشخاص دیگری وجود دارند که می‌توانند چنین نقش‌هایی را بازی کنند و در جای‌گاه این سه تن قرار گیرند، درگیر مسائل دیگری هستند که از حوصله‌ی این مطلب خارج است.

حفظ خاتمی، کروبی و موسوی در اردوگاه مردمی است که می‌تواند جنبش سبز را به چنین مرحله‌یی در هر زمانی برساند. کوبیدن بر طبل پیوند این سه تن با حکومت و خائن نامیدن آنان با هر شایعه‌یی که از رسانه‌های حکومتی نشات می‌گیرد چه سودی برای مردم دارد؟ عده‌یی به ویژه در خارج از مرزهای ایران دایره و دمبک آماده کرده‌اند تا با وسعت دید و استنباط خود به ضرب بیل و کلنگ معنایی از سخنان و رفتار اینان «استخراج» کنند و به رقص و پای‌کوبی بپردازند که «آن‌چه از خیانت اینان می‌گفتم، درست بود» و باکی‌شان هم نباشد از این‌که هم‌نوا با کیهانیان شده‌اند و دارند جنبش مردمی را تضعیف می‌کنند.

بر خاتمی بسیار نقدها وارد است، از موسوی بسیار سوال‌ها وجود دارد، از کروبی بسیار موارد مبهم در یادها است، اما کدام این‌ها بهتر هستند: یک کروبی و موسوی و خاتمی انس و الفت گرفته با حکومت یا کسانی که در کنار مردم و در اردوگاه آنان حاضر هستند. چه لزومی دارد که اینان را هل بدهیم به سمتی که هیچ نفعی در آن برای مردم وجود ندارد؟ نه هماهنند برخی اصلاح‌طلبان آن هم بیش‌تر از نوع روزنامه‌نگارش نباید «تب» کرد از حرف موسوی و نباید بغض خوش‌حالی داشت از یک مناظره‌ی تلویزیونی که آن را «نقطه‌ی عطف جنبش در طول ۷ ماه» می‌داند، نه باید هم‌چون «چپ‌ها و سلطنت‌طلبان» و برخی ظاهربینیان سینه‌ی کاغذ را به جای قلم نقاد به شمشیر بران تخریب سپرد و فریاد شعف «دیدید ما گفتیم» سرداد.

ساده‌لوحی برخی برای «هل دادن» سران جنبش سبز و «القای توهم‌های ساده‌لوحانه» که در این زمینه از خبرگزاری فارس نیز سبقت گرفته‌اند، امروز بعد از خبر دروغی که خبرگزاری فارس نوشت و برخی سایت‌ها هم آن را تیتر کردند، روی پیش‌خوان قرار گرفت. خبرگزاری فارس از سر ذوق زده‌گی خبر زد که کروبی با بیان این‌که تقلب شده گفته بود به خاطر «آقای خامنه‌ای» احمدی‌نژاد را «رئیس دولت نظام» می‌داند. وقتی خبرگزاری فارس می‌شود «مرجع و منبع خبر موثق» دایره و دمبک برخی هم بیرون می‌آید و قصیده‌های «دیدید ما گفتیم» سروده می‌شود. جالب این‌که بعد از این که خبرگزاری فارس فهمیده چه «سوتی» بزرگی داده و خبر خود را اصلاح کرد،‌ این عده دایره و دمبک به دست باز هم از «هل دادن» کوتاه نیامده، هم‌چنان باز زور می‌خواهند طرف را سوار اتوبوسی کنند که دیگر جا ندارد و خودش دارد منفجر می‌شود. جالب این جا است که در این هل دادن و تفسیر به مطلوب کردن گوی سبقت را از کیهان‌نشینان نیز می‌ربایند و در حالی که آن‌ها در تحلیل خود از «به نظر می‌آید» استفاده می‌کنند، اینان از «با شتاب خود را به صف خامنه ای می رساند» استفاده می‌کنند. به این دو نوشته که در سایت خودنویس و در کیهان در مورد سران جنبش سبز آمده نگاهی کنیم:

فاتحه ای که خاتمی و رفسنجانی برای اصلاح طلبان خواندند با این موضع گیری امروز «شیخ شجاع» (که برخی او را سازش ناپذیرتر از موسوی می‌دانستند) تکمیل شد… این موضع گیری پس از اخطار و اتمام حجت خامنه ای مبنی بر لزوم روشن شدن مواضع خواص صورت گرفت، ابتدا موسوی فرمان عقب نشینی صادر کرد و تلویحا از دولتی که طرفدارانش آن را «دولت کودتا» می خواندند خواستار «رعایت قانون» و بازگشت به «قانون اساسی جمهوری اسلامی» شد. سپس خاتمی دومین نامه محرمانه خود را به خامنه ای نوشت و در آن تصریح کرد که اصلاح طلبان دولت کنونی را مشروع می‌دانند و برای سرکوب جنبش اعتراضی مردم همچنان در خدمت نظام اسلامی هستند. (خودنویس، امید حبیبی‌نیا)

به نظر می رسد سخنان جدید کروبی ادامه «موج بازگشت» در میان سران فتنه است که اخیراً در حال انتقال از پشت پرده به جلوی صحنه است. هاشمی رفسنجانی هم اخیراً گفته بود که شروط او در نمازجمعه ۲۶ تیر «اضافات و زوایدی داشته است». میرحسین موسوی در بیانیه شماره ۱۷ خود تلویحاً مشروعیت دولت را پذیرفت و محمد خاتمی هم در نامه ای به رهبری قبل از همه این افراد ادعاهای افراطی خود پس از انتخابات را پس گرفته بود. کارشناسان می گویند «یقین به استحکام نظام»، «ترس از تنفر مردم» و «گریز از مجازات» اصلی ترین عامل این روند است. (کیهان)

ترانه‌یی که زندانی و زندانبان با هم زمزمه‌ می‌کنند،‌ ترانه‌ی خوش‌آیندی نیست، مگر این‌که یا زندانی و یا زندانبان استحاله شده باشند که در مورد بالا چنین چیزی صدق نمی‌کند. تنها تفاوت این است که کیهان می‌داند دور شدن خاتمی، موسوی و کروبی از مردم و ایجاد حس بدبینی نسبت به آن‌ها در مردم چه سودی دارد و نویسنده‌ی خودنویس نمی‌داند. لازم به ذکر است که مطلب مورد اشاره در سایت خودنویس تنها یک مثال است، می‌توانید برای خواندن بیش‌تر مطالب این‌چنینی هر روز به صفحات کیهان مراجعه کرده و چنین مطالبی را بخوانید، کیهان همه را با هم جمع می‌کند و هر روز تمامی آن‌ها را پوشش می‌دهد، برای همین نیازی نیست وقت‌تان را برای پیدا کردن این مطالب صرف کنید.

بیش‌تر کسانی که چنین روی‌کردهایی دارند و چنین مخالفت‌هایی را علم می‌کنند کسانی هستند که به کم‌تر از انقلاب راضی نیستند و فکر می‌کنند ایران امروز آماده‌ی یک انقلاب دیگر است. ایشان بدون در نظر گرفتن هزینه‌های سنگین یک انقلاب و پیامد‌های ناخوش‌آیندی که در پی دارد، بر طبل چیزی می‌کوبند که یکی از بدترین و خطرناک‌ترین پیامد‌های آن که در حال حاضر وجود دارد، خطر تجزیه ایران است، آن هم در نقاطی که ممکن است منطق اسحله بر هر منطق دیگری غلبه کند و در این مهم استعداد هم دارند.

اصلاح و تغییری که اکنون از آن صحبت است و بهترین راه‌کار رسیدن به خواسته‌های مردم ایران در حال حاضر تئوریزه می‌شود؛ سوای آن چیزی است که به عنوان اصلاحات در دوره‌ی ۸ ساله‌ی اصلاح‌طلبان مطرح بوده است. برای چنین اصلاح و تغییری که اکثریت مردم ایران بیش‌تر از هر راهی در حال حاضر بر آن معتقدند نیاز به مهره‌هایی است که بتوانند در سطوح بالا حرفی برای گفتن داشته باشد. این مهم می‌رساند که حفظ خاتمی، کروبی و موسوی در عین نقد عمل‌کرد و مواضع آنان یک اصل مهم در پیش روی جنبش سبز است. برای رقص حاکمیت ساز مخالفان نوای خوش‌تری می‌نماید، پرهیز کنید.