روزی تو بازخواهی گشت سرافراز؛ به بهانه تولد علی ملیحی

سال گذشته، وقتی در این روزها کارناوال‌های انتخاباتی آغاز شده‌بود و پس از مدت‌ها چنان شوری در جامعه به وجود آمده‌بود، ترسی در دل همه وجود داشت که پس از این، با این آزادی چه برخوردی می‌شود. معقول آن زمان هیچ یک از ما فکرش را نمی‌کرد که چنین سرنوشتی برایمان رقم خواهدخورد که در کم‌تر از یک سال بسیاری از مردم، تنها از آن رو که خواهان حق تعیین سرنوشت خویش به دست خودشان بودند، به خاک و خون کشیده‌شوند و بسیاری از فرزندان نیک این مرز و بوم روانه زندان شوند. سیر اتفاقات چنان سریع و بی‌وقفه بود که همه را بهت‌زده ‌کرد و در پی‌اش بسیاری از معادلات سیاسی را به هم ریخت.
در این بین کم‌تر کسی بود که بتواند خود را از سیر حوادث دور نگه دارد و هم‌چنان مشی معتدل گذشته‌اش را داشته‌باشد. اما علی ملیحی چنین کرد.

علی ملیحی از آن دست افراد است که چه قبل از انتخابات و چه پس از آن هم‌چنان در مسیر اعتدال و قانون‌مداری و با بینشی عمیق و نگاهی تیزبین در راه تحقق دموکراسی، توسعه و حقوق بشر می‌کوشید. علی ملیحی اگر چه تنها 28 سال سن دارد و به طبع شور جوانی در سر دارد، اما سیر حوادث و مرارت‌های راه توسعه، دموکراسی و حقوق بشر هیچ‌گاه سبب نشد که او از مسیر اعتدال و قانون‌مداری خارج شود. او همواره چه در سازمان ادوار تحکیم وحدت و چه در کسوت روزنامه‌نگار، در نشریات خوش‌نامی چون شهروند امروز، اعتماد ملی، اعتماد، ایران‌دخت و مهرنامه؛ خود را پای‌بند به قانون نشان داد. به طوری که در همین سن جوانی نیز در قامت روزنامه‌نگاری باتجربه و سیاست‌پیشه‌ای تیزبین شناخته می‌شود و اکنون که دیگر دیوار همه خودی و غیرخودی‌ها فرو ریخته‌است و جبهه‌ای متحد برای تحقق حاکمیت قانون و دموکراسی‌خواهی در ایران شکل گرفته‌است، همگان بر قدرت تحلیل و البته مدارای او صحه می‌گذارند.

ملیحی اگر چه از خطرهای روزنامه‌نگاری در عصر سانسور و خفقان آگاه بود و مرارت‌های فعالیت سیاسی را زیر فشار سنگین سانسور و تهدید امنیتی با تمام وجود حس می‌کرد، خسته نشد، اصلاح‌طلبی‌اش سبب عافیت‌طلبی نشد و دغدغه دموکراسی، توسعه و حقوق بشر در ایران همواره برای او امیدبخش ادامه راه‌اش- راه قانون‌خواهی، توسعه‌طلبی و دموکراسی‌خواهی- بود. همواره می‌کوشید در این مسیر، علی‌رغم همه کاستی‌ها و بداخلاقی‌های سیاسی، به جای زبان گشودن به طعن و کنایه، از تمام ظرفیت‌ها بهره برد.

پس چه می‌شود که می‌باید امروز جوانی هم‌چون علی ملیحی که همواره قلب‌اش برای ایران و آبادانی‌اش می‌تپد، تولد 28 سالگی‌اش را در شرایط محنت‌بار بند 350 زندان اوین، در اتاق‌های 40 نفره‌ای که 20 نفر هم به زور در آن جا می‌گیرند و در شرایط بیم و امید نسبت به جلسه دادگاه‌اش، برگزار کند؟

متأسفانه حاکمان امروز این سرزمین دیر زمانی است که توسعه کشور و منافع ملی را در برابر منافع کیشی و خویشی‌شان به باد فراموشی سپرده‌اند و اکنون در رقابت سیاسی به هیچ قانون و اخلاقی پای‌بند نیستند و از این رو علی ملیحی نیز باید به مانند بسیاری دیگر از فرزندان نیک ایران، تنها به جرم رعایت قانون و آزاداندیشی مدتی- بیش از دو ماه- را در دخمه‌های بند 240 زندان اوین و زیر فشار سنگین بازجویی سپری کند. در برابر تحمیل اتهامات واهی مقاومت کند و حتی از جان خویش مایه بگذارد و ضرب و شتم بازجویان و سختی اعتصاب غذا را به جان بخرد. و اینک پس از قریب به هشتاد روز که از بازداشت‌اش می‌گذرد، در آستانه بیست‌وهشت سالگی در انتظار دادگاهی باشد که می‌خواهد او را به جرم کارهای نکرده محاکمه کند.

اما علی عزیزم!

اگر چه امسال کوشندگان راه دموکراسی و حقوق بشر چون تو، سال روز تولدشان را در زندان سپری می‌کنند، اما تو خود خوب می‌دانی که این روزها می‌گذرد و روزی فرا خواهدرسید که جوانان نسل ما و یا نسل‌های پس از ما تولدشان را در سایه امنیت و آزادانه جشن بگیرند. روزی خواهدرسید که تو سرافرازانه رنج قانون‌خواهی و دموکراسی‌خواهی را از سر گذرانده‌ای. به امید آن که آن روز زندان اوین موزه‌ای شود و تنها خاطره‌اش در ذهن‌ها بماند. چرا که تو خود خوب می‌دانی که زندان از آن زندان‌بانان آن است و نه نیک مردانی چون تو.

هر چند اکنون تو در بند هستی و ملال 160 روز گپ و گفت نداشتن با تو، مرا وامی‌دارد که تنها این چند خط را به مناسبت تولدت بنویسم، اما به این می‌اندیشم که شاید این هم از بخت‌یاری نسل ما بوده‌است که می‌باید در اوان جوانی جور قانون‌خواهی و دموکراسی‌خواهی در ایران را بکشیم و تاریخ‌سازان این سرزمین باشیم.

اکنون آن‌ها تو را به جرم فعالیت‌های قانونی‌ات محاکمه می‌کنند، اما تو در پیش‌گاه وجدان مردم سرافراز هستی و روزی، دیر یا زود از بند رها می‌شوی. و اگر چه امیدی عبث است اما امیدوارم دستگاه قضایی و امنیتی کشور لختی درنگ کنند و ارزش جوانان نیک‌اندیشی چون تو را که قلب‌شان برای میهن می‌تپد درک کنند و تا روز تولدت آزادت کنند.

تولدت مبارک.