<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>بامداد خبر</title>
      <link>http://www.bamdadkhabar.net/</link>
      <description>پایگاه خبری تحلیلی برای جنبش دانشجویی</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Sat, 31 Jul 2010 23:35:24 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>استاد محمد نوری، در سن هشتاد و یک سالگی درگذشت</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
محمد نوری خواننده پیشکسوت به دنبال بیماری و وخامت وضعیت جسمانی شنبه‌شب در بیمارستان جم تهران درگذشت.

نوری در یک سال گذشته درگیر بیماری سخت و بدخیم شده و در سه ماه گذشته چندین بار در بخش ویژه بیمارستان بستری گردیده بود.

او صبح شنبه (9 مردادماه) برای چندمین بار در بیمارستان بستری شد اما ساعاتی پیش خبر درگذشت وی از سوی همکاران وی تایید شد.

این هنرمند محبوب که بیش از نیم قرن با صدای دلنشینش خاطرات خوشی را برای چندین نسل آفریده است، متولد 1308 و فارغ‌التحصيل از هنرستان تئاتر، زبان و ادبيات انگليسی از دانشگاه تهران و مبانی تئاتر از دانشکده علوم اجتماعی بود.

او بيش از 300 قطعه‌ی آوازی اجرا كرده است که ترانه‌‌های "گل مريم چشماتو واكن منو نگاه كن"، "شكوفه در شكوفه"، "چراغی در افق"، "در ماه ماندگار" و "وطن" از جمله معروف‌ترین آنان می‌باشند.

اجرای ترانه‌های مختلف محلی آذری ، گیلکی، شیرازی و... او همچون "جان مریم"، "شالیزار"،"واسونک"،"جمعه بازار" و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.

محمد نوری در مصاحبه‌‌ای درباره‌ی راز ماندگاريش گفته بود: «من هرگز خود را در اوج نديده‌ام. با زيربنايی سست هم می‌توان به اوج رفت، ولی ماندن در قله، كار هر كس نيست، كار ما هم نيست، آن كه به‌سرعت اوج می‌گيرد، با همان سرعت سقوط می‌كند. رمز ماندگاری در همين است كه طوری بايد به اوج رفت كه بی‌برگشت باشد.»

نوری علی‌رغم تمامی این توانایی‌ها و موقعیت‌های هنری هیچ‌گاه در پی مال‌اندوزی و بساز و بفروشی نرفت اما از سوی دیگر به لحاظ پای‌بندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت. 

این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش به‌عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد. 

آلبوم‌های آوازهای سرزمین خورشید - جاودانه با عشق - شکوفه در شکوفه - چراغی در افق - در ماه باران - در شب سرد زمستانی - دلاویزترین و ... برخی از آلبوم‌هایی هستند که با صدای محمد نوری در بازار موسیقی موجود می‌باشند.

روحش شاد و یادش گرامی باد؛
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3991/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3991/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">Civil Society</category>
        
         <pubDate>Sat, 31 Jul 2010 23:35:24 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>برقراری ارتباط تلفنی زندانیان بند ۳۵۰ هم‌زمان با انتقال میردامادی و مرعشی به این بند</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
ساعاتی پیش، هم‌زمان با انتقال محسن میردامادی و حسین مرعشی از اندرزگاه هفت زندان اوین به بند ۳۵۰، تماس‌های تلفنی زندانیان این بند که از دوشنبه‌‌ی هفته‌ی گذشته قطع شده بود، برقرار گردید.

این درحالی است که هنوز از وضعیت زندانیانی که به سلول‌های انفرادی منتقل شده و در اعتصاب غذا به سر می‌برند اطلاعی در دست نیست.

به نظر می‌رسد بازگشت ارتباط تلفنی بند ۳۵۰ زندان اوین به حالت عادی پس از تجمع صبح امروز خانواده‌ی این زندانیان در مقابل دادستانی و دادگستری تهران صورت گرفته باشد که به دنبال آن عليرضا آوايی، رئيس دادگستری تهران، به اين خانواده‌ها قول رسيدگی به مشکلات و خواسته‌های زندانيان، از جمله لغو محدوديت‌های تلفنی آنان را داد.

تجمع خانواده‌های اين زندانيان سياسی در مقابل دادستانی از ساعت ۱۰ صبح شروع شد و به دليل امتناع دادستان از ملاقات با آنان، در ساعت ۱۲ و ۳۰ دقيقه ظهر پايان يافت. پس از آن، خانواده‌ها به مقابل دادگستری تهران رفتند و اقدام به دادن شعار و راهپيمايی در خيابان ۱۵ خرداد تهران کردند.

پیش‌تر نیز این خانواده‌ها در نامه‌ای سرگشاده به دادستان تهران هشدار داده بودند که درصورت عدم رسیدگی به درخواست‌های زندانیان‌شان، خود نیز به اعتصاب غذای آنان می‌پیوندند.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3990/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3990/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Sat, 31 Jul 2010 18:53:32 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعتراض سازمان ادوار به صدور حکم سنگین زندان برای علی ملیحی؛ تهدید به افشای جزئیات شکنجه زندانیان</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) با صدور بیانیه ای نسبت به صدور حکم 4 سال حبس برای علی ملیحی از اعضای این سازمان و همچنین تایید احکام سنگین زندان بهاره هدایت و میلاد اسدی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت اعتراض کرده و با اشاره به انتقال تعدادی از زندانیان سیاسی به سلول‌های انفرادی تهدید کرده است که ادامه این روند آگاهان را وا می‌دارد که به افشاگری در خصوص شکنجه‌های زندانیان در تابستان گذشته بپردازند. 

متن کامل بیانیه اخیر سازمان ادوار تحکیم وحدت به شرح زیر است:

به ‌نام خدا

بیش از یک سال از دست اندازی اقتدارگرایان به آراء ملت در جریان انتخابات ریاست جمهوری می گذرد و هنوز تعرض به حقوق ملت به اشکال مختلف از جمله کشتار، حبس، شکنجه، تبعید و ... ادامه دارد. و با کمال تاسف به نظر می‌رسد خائنان به قانون اساسی به جای درس آموزی از شکست پروژه‌ها و روش‌های سرکوب‌گرانه پیشین با خیال واهی خود درصدد اند با افزایش فشار بر فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و تحدید فضای تنفس سیاسی در کشور به هر نحو ممکن شرایط بحرانی جامعه و عدم توانایی خویش در اداره امور روزمره کشور را کتمان کنند.

اینک اقتدارگرایان آشفته از وضعیت نابه‌سامان خود و هراسان از اضمحلال و رسوایی بیشتر، به هر دست آویزی برای بقای سلطه شان چنگ می‌اندازند. آنان بر این باور بودند که با دستکاری در انتخابات، تنها شاهد اعتراضی چند روزه خواهند بود و با بازداشت گسترده فعالان سیاسی و مدنی، خواهند توانست اعتراضات مردم را نیز سرکوب کرده و دولتی نامشروع را رسمیت بخشند. غافل از آن که قطار دموکراسی خواهی ایرانیان در سیر تطور خود در خرداد 88 به ایستگاه جنبش سبز رسیده و این بار ندای اعتراض مردم به هدم اساس جمهوریت و در پی آن اسلامیت برآمده از انقلاب شکوهمند 57 خاموش شدنی نیست. اعتراضی که با گذشت یک سال و نیم از زمان انتخابات، و با وجود آن همه ظلم بین و ستم روزافزون، هم چنان ادامه دارد.

در این راستا بهترین شاهد مثال برای اثبات هراس اقتدارگرایان و گروهک نظامی – امنیتی حاکم، صدور احکام سنگین و بی سابقه برای فعالان سیاسی، دانشجویی، مدنی و روزنامه نگاران و تداوم حبس غیرقانونی برخی چهره‌های سیاسی است.

صدور حکم چهار سال حبس برای «علی ملیحی»، عضو شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) نمونه ای از کینه ورزی قانون شکنان مستقر در نهادهای امنیتی و قضایی است که علیه فرزندان آزاده و دلسوزان سرافراز میهن صورت می گیرد.

علی ملیحی، به عنوان مسوول روابط عمومی سازمان ادوار تحکیم وحدت و روزنامه‌نگاری آزاد، تنها به جرم اطلاع‌رسانی درباره آن چه که بر ملتی تحت ستم رفته، به حبس افتاده است، در ابتدای دوره بازداشت در بهمن ماه 88 مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار گرفته و پس از تحمل ماه‌ها زندان در دادگاه بدوی به چهارسال حبس محکوم شده است. پر واضح است در حکومتی که در سالروز پیروزی انقلاب آزادی خواهان، آزادگان را به بند کشیده و در دادگاهی به نام انقلاب آنان را به جرم حق طلبی محکوم می کند و علی‌رغم همه اعتراضات داخلی و بین المللی، کماکان زندانیان سیاسی و عقیدتی به راحتی مورد ستم‌های قرون وسطایی قرار می گیرند، عرصه اطلاع رسانی و انتشار اخبار و وقایع، نقطه حساسی برای تهدید امنیت کسانی است که در سایه قدرت پوشالی شان هر آنچه که در قاموس جنایت پیشگان است انجام داده و زشتی کردار خویش را به اقتضای «امنیت ملی» نسبت می دهند.

ما ضمن بی اساس و غیرقانونی دانستن رای صادره در خصوص «علی ملیحی» اعلام می داریم که این حکم نه فقط واکنش استبداد به فعالیت های وی است که انتقام‌جویی از سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) است که در یک سال و نیم گذشته در کنار مردم، تلاش داشته مواضعی حق‌طلبانه اتخاذ کرده و سرکوب مردم را همواره مورد اعتراض قرار دهد و اکنون اعضای آن، در سراسر کشور، تحت شدیدترین فشارها قرار دارند. ما معتقدیم که این مواضع شفاف سازمان در دفاع از حقوق مردم است که باعث صدور چنین احکام شرم‌آور و کم سابقه ای می شود.

احکام ننگین دادگاه علیه علی ملیحی، بهاره هدایت، میلاد اسدی و دیگر زندانیان سیاسی، بی هیچ دلیل موجه حقوقی و قانونی با توسل به کلیشه های مشمئز کننده‌ای چون اقدام علیه امنیت ملی و تبانی علیه نظام و … تنها برای انجام تسویه حساب‌های قبلی و فضاسازی برای جلوگیری از هرگونه اعتراض و انتقاد صادر می گردد. برگزاری دادگاه‌های نمایشی که در آن اراده‌ی بازجویان و شکنجه‌گران بالاتر از هر قانونی حاکم است و صدور چنین احکامی برای فعالان سیاسی آن هم به دلایل و مستنداتی بی‌پایه و اساس و جرم‌هایی ساختگی و دروغین و تفسیری یك‌جانبه از قوانین نیم‌بند قضایی در ایران، گوشه‌های دیگری ازحقیقت تلخ و واقعیت‌های پنهان عرصه خودكامگی در كشورمان را بر ما مسلم كرد.

به اعتقاد ما اتخاذ مواضعی روشنگرانه همسو با رهبران جنبش اصلاحی و سایر احزاب اصلاح طلب از سوی سازمان ادوار تحکیم وحدت طی سال گذشته باعث شده است در طول این اعتراضات یکساله ده ها تن از اعضا بازداشت و با احکام حبس و محرومیت مواجه شوند و مقاومت مثال زدنی و افتخار آفرین دکتر احمد زیدآبادی، دبیرکل سازمان بدانجا منتهی شود که پس از گذشت قریب به سیزده ماه از حبس ناجوانمردانه وی حتی مرخصی چند ساعته نیز از ایشان دریغ شود.

در چنین شرایطی هفته گذشته اعلام تایید احکامی سنگین و البته بی سابقه در تاریخ جنبش دانشجویی از سوی دادگاه تجدیدنظر موجی از خشم و نفرت را در جامعه دانشجویی ایران به وجود آورده و مسبب هر چه بیشتر نمایان شدن ماهیت بی منطق و خشونت طلب استبداد شده است. در این شرایط خنجر بی عدالتی و نامردمی بر جان فرزندان نیکی از این مرزو بوم فرو می آید که بی گناه و بی ریا در چارچوب قانون و در راستای اعتلای سیاسی و فرهنگی کشور سالها در سطح دانشگاه ها فعالیت کرده اند و اکنون گویی حاکمان در برابر آنان با استفاده از ابزار محکمه و زندان چیزی جز تخلیه نفرت و کینه خویش نمی طلبند. اما به باور ما چون همیشه احکام سنگین، ناعادلانه و مغرضانه برای دانشجویان و فرزندان ملت تنها نشان از واهمه سرکوب گران از دگراندیشان و منتقدین دانشگاهی و اساسا نهاد دانشگاه است. در همین راستا تلاش برای تصفیه ی تازه و گسترده در دانشگاههای کشور با تاکید بر حذف اساتید مستقل و فهیم دانشگاههای کشور، خط نشان کشیدن برای علوم انسانی و تلاش برای تخلیه علمی و تعدیل توان دانشی دانشگاه و اضمحلال نهاد علم در ایران، به امید واهی حذف نهاد دانشگاه از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران هیچ طرفی نخواهد بست و رسوایی بیشتر و بدنامی تاریخی برای استبداد در ایران به بار خواهد آورد. به باور ما این برخوردها جز به منظور ایجاد فضای رعب و مسکوت کردن فضای اعتراضی وانتقادی معنای دیگری نخواهد داشت.

از سوی دیگر در چنین شرایطی خبرهای نگران کننده از برخوردهای سرکوبگرانه با زندانیان و تحدید بیش از پیش آنها از سوی مسئولین زندان بد نام اوین به ویژه رفتار های غیر انسانی با زندانیان بند 350 در روزهای اخیر به گوش می رسد که این امر با اعتراض تعدادی از زندانیان این بند همراه شده است اما همانگونه که اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات پاسخی جز گلوله نیافت این بار نیز اعتراض زندانیان به محدودیت های اعمال شده پاسخی جز ضرب و شتم و انتقال زندانیان معترض به سلولهای انفرادی نداشته است و همانگونه که در خبرها آمده تعدادی از این اسیران مظلوم از جمله آقایان عبدالله مومنی، علی ملیحی، کیوان صمیمی، بهمن احمدی امویی، علی پرویز و... در روزهای گذشته پس از انتقال به انفرادی دست به اعتصاب غذا زده اند. جای تاسف است در حکومتی که خود را "اسلامی" می‌داند و حکومت خود را به حکومت امام اول شیعیان منتسب می‌کند، اوضاع به گونه‌ای شده است که بهترین فرزندان این مملکت ناچارند برای احقاق حقوق خود، راهی را در پیش گیرند که پیش و بیش از همه به خود آن‌ها آسیب می‌زند و در واقع جان برکف به مقابله با دیکتاتوری حاکم و نمایندگانش در زندان ها بروند. به اعتقاد ما برخوردهای این چنینی با زندانیان سیاسی، در ادامه همان مسیر خشن و غیرقانونی است که در دوران بازجویی بر آن‌ها اعمال شده است.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) همچنین در پایان به عاملان و آمران شکنجه در اوین و خارج از آن هشدار می دهد که خشونت، تحقیر، توهین و فشارهای روحی و جسمی غیرقانونی در حالی همچنان ادامه دارد که بسیاری از فعالان سیاسی، با خشوع تمام، تاکنون از نقل رفتارهای غیرانسانی بازجویان در رسانه ها خودداری کرده‌اند و آنچه تاکنون منتشر شده است تنها بخش‌های کوچکی از این فشارها و نحوه رفتار بازجویان بوده که البته همین هم باعث خشم و حیرت جهانیان شده است اما ادامه چنین روندی در محیط زندان، آگاهان را وا می دارد که دست به افشای آن چه بزنند که در زندان ها به ویژه در تابستان گذشته اتفاق افتاده است. مساله ای که بیش و پیش از همه، می تواند برای خود دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی گران آید. بر این اساس خواسته فوری ما پذیرش  مطالبات حداقلی زندانیان بند 350 اوین است که در انفرادی و اعتصاب غذا می باشند.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
نهم مردادماه یکهزاروسیصدوهشتادونه]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3989/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3989/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Sat, 31 Jul 2010 13:58:24 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هشدار خانواده زندانیان سیاسی به دادستان تهران: به اعتصاب غذای عزیزان‌مان می‌پیوندیم</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی اوین با انتشار نامه‌ای خطاب به دادستان تهران، جعفری دولت آبادی، ضمن اظهار نگرانی نسبت به وضعیت زندانیان بند ۳۵۰ به ویژه ۱۷ زندانی که از روز دوشنبه گذشته به سلول انفرادی منتقل شده و دست به اعتصاب غذا زده‌اند، به وی هشدار داده‌اند که در صورت ادامه‌ی این وضعیت خود نیز به اعتصاب غذای عزیزان‌شان می‌پیوندند.
متن کامل این نامه به نقل از کلمه به شرح زیر است‌:

جناب آقای جعفری دولت‌آبادی، دادستان محترم تهران
با سلام

چنانچه مطلع هستید از روز دوشنبه دوم مردادماه تمامی ‌تلفن‌های بند ۳۵۰ زندان اوین قطع شده است. بر اساس اخبار رسیده قطع تلفن‌ها به دلیل انتقال برخی از زندانیان این بند به سلول‌های انفرادی بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ و متعاقب آن اعتصاب غذای آنها صورت گرفته است. علت این اقدام مسوولان زندان، اعتراض زندانیان به رفتار ناشایست زندان‌بانان در زمان ملاقات روز دوشنبه و همچنین وضعیت نامناسب بند ۳۵۰ بوده است.

بر اساس اخبار به دست آمده تا این زمان حداقل ۱۷ زندانی در سلول‌های انفرادی و در اعتصاب غذا به سر می‌برند که اسامی آنها به شرح زیر است:

1- بهمن احمدی امویی - روزنامه نگار
2- کیوان صمیمی - روزنامه نگار
3- عبدالله مومنی - سخنگوی ادوار تحکیم
4- علی ملیحی - فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم
5- مجید توکلی - فعال دانشجویی
6- ضیا نبوی - فعال دانشجویی محروم از تحصیل
7- مجید دری - فعال دانشجویی محروم از تحصیل
8- کوهیار گودرزی - فعال حقوق بشر
9- حسین نورانی‌نژاد - روزنامه نگار، عضو جبهه مشارکت
10- علی پرویز - فعال دانشجویی
11- بابک بردبار - عکاس خبری
12- جعفراقدامی - فعال مدنی
13- حمیدرضا محمدی - فعال سیاسی
14- ابراهیم (نادر) بابایی - فعال مدنی، جانباز جنگ
15- غلامحسین عرشی - از بازداشت‌شدگان عاشورا
16- پیمان کریمی آزاد - از بازداشت‌شدگان عاشورا
17- محمد حسین سهرابی راد

این نام‌ها قطعی نیست و ممکن است تعداد اعتصاب‌کنندگان بیشتر از این تعداد باشد.

ما جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین از روز دوشنبه دوم مرداد از وضعیت آنها بی‌خبر هستیم و با توجه به اعتصاب غذای آنها، جان و سلامتی عزیزان‌مان را در معرض خطر جدی می‌بینیم. تداوم قطع تلفن‌های بند ۳۵۰ نیز بر نگرانی ما می‌افزاید چرا که اگر اتفاق ناگواری نیفتاده بود دلیلی هم برای قطع شدن تلفن‌ها وجود نمی‌داشت.

ما خواهان رسیدگی هر چه سریعتر شما (دادستان تهران) که مسوول پرونده‌های زندانیان سیاسی هستید، به این مساله هستیم. 
ما خواهان پذیرش فوری تمامی ‌خواسته‌های عزیزان‌مان و عذرخواهی مسوولان زندان به خاطر رفتار ناشایست و توهین‌آمیزشان هستیم تا آنها پیش از آن که فاجعه‌ای رخ دهد به اعتصاب غذای‌شان پایان دهند.

ما همچنین خواهان ملاقات هرچه سریع‌تر با عزیزان‌مان و آگاه شدن از وضیت جسمی‌ و روحی آنان و همچنین اعزام گروه پزشکی برای معاینه آنان هستیم، چرا که واضح است پس از چند روز خودداری از خوردن و احتمالا آشامیدن باید وضعیت ناگواری داشته باشند.

ما همچنین خواهان رسیدگی فوری به وضعیت پیمان کریمی‌آزاد که به دلیل وضعیت جسمی‌اش به بیمارستان منتقل شده هستیم و هشدار می‌دهیم که در صورت ادامه این وضع سایر اعتصاب‌کنندگان نیز سرنوشتی مانند او خواهند داشت. هرچه زودتر ترتیبی بدهید تا خانواده کریمی‌ آزاد با خانواده‌اش در بیمارستان ملاقات کنند.

جناب دادستان تهران

ما خانواده زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین بار دیگر نسبت به رفتارهای ناشایست با عزیزان‌مان هشدار می‌دهیم و اعلام می‌کنیم اگر به این وضعیت رسیدگی سریع نکنید این حق را برای خود محفوظ می‌داریم که با استفاده از سایر روش‌های مسالمت‌آمیز و حتی با پیوستن به اعتصاب غذای عزیزان‌مان، آنها را در اعتراض به رفتارهای فراقانونی مقامات زندان و نقض حقوق شهروندی و قانونی‌شان همراهی کنیم.

جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی بند ۳۵۰]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3988/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3988/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Sat, 31 Jul 2010 12:34:25 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مهدی کروبی خطاب به جنتی: توبه کنید و از محضر ملت ایران طلب بخشش نمایید</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
مهدی کروبی از رهبران مخالف دولت در نامه‌ای به رییس شورای نگهبان او را "شریک دزدان رای مردم" خواند و در پاسخ به سخنان اخیر جنتی و ایراد اتهام دریافت پول از دول خارجی خطاب به او گفت: «اگر من فتنه‌گرم چون معترضم، شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله‌اید. چون ردپای اعمال نابخردانه‌ی شما در پس همه‌ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است. و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت‌گرای سرکوب‌گر.»

متن کامل نامه‌ی مهدی کروبی به نقل از سحام‌نیوز به شرح زیر است:

بسمه تعالی

آیت‌الله آقای حاج شیخ احمد جنتی
دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران
با سلام

طبق اخبار و گزارشات منتشره از سوی برخی خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری، جنابعالی اخیراً به مناسبت تولد حضرت ولیعصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف در مسجد جمکران قم سخنرانی سیاسی مبسوطی داشته‌اید و از اجتماع خالصانه و بی‌ریای مذهبی مردم مسلمانی که صرفاً با انگیزه‌های عقیدتی و جهت توسل و اظهار ارادت به حضرت حجت علیه‌السلام در آن مکان گرد آمده بودند، بدترین نوع سوء‌استفاده را کرده و با تکیه بر قدرت و مصونیت خیالی از پاسخگویی به آنچه می‌بافید مطالبی واهی، بی‌سند و تفرقه‌افکنانه را مطرح کرده و به آتش اختلافی که خود افروخته‌اید نفت نفرت و نفاق پاشیده‌اید. در این میان آنچه علاوه بر تهمت‌ها و افتراهای نخ‌نما و تکراری شما به‌یاران امام خمینی و مدافعان حقوق اساسی ملت و قاطبه‌ی آزادگان و آزادی‌خواهان تازگی داشت آن بود که گفته‌اید: «من سندی را بدست آوردم که آمریکائی‌ها یک میلیارد دلار از طریق افراد سعودی که هم‌اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند به سران فتنه دادند و همین سعودی‌ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می‌کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می‌دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد.»

آقای جنتی آنچه را شما فتنه می‌نامید و برایش سر و دست و پا می‌تراشید، انتخاباتی بود که طبق معمول توسط شما و اتاق‌های فکر هدایت کننده‌ی امثال جنابعالی در شورای نگهبان و وزارت کشور و… مهندسی شد تا در شکلی ظاهرالصلاح مطلوب مهندسان انتخابات را فراهم آورد. اما برخلاف انتظار و بر سیاق قاعده‌ی ((… والله خیرالماکرین)) تدبیر شما بند نمایان و دیگر اربابان قدرت کارساز نیفتاد و آش شوری که با تعجیل به کام ملّت فرو ریختید آنان را برآشفت و کاسه و کوزه بساط انتخابات فرمایشی شما را بر هم ریخت. شما و دیگر طراحان و مهندسان سناریوی انتخاباتی نیز با کمال ناباوری و علیرغم ادعاهای پوشالی تمکین به رأی مردم، اعتراض آنان را با شدیدترین وجه و بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن سرکوب کردید. بعد هم در اوج وحشت از خشم مردم ژست پیروزی گرفتید و برای تکمیل پروژه‌های خویش دادگاههای نمایشی برگزار کردید تا بقایای هر صدای اعتراضی را به سکوت کشانده و مهر خاموشی بر گورستانی که خیالش را در سر پرورانده‌اید بنشانید. این روش استناد و صدور حکم، متأسفانه همان روشی بوده است که بر اساس آن سال‌هاست بسیاری از فرزندان صالح این ملت را از دستیابی به حقوق خویش مثل انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم کرده است چون آنان نیز طبق همین نوع گزارشات همواره ردّ صلاحیت شده‌اند.

با این همه و پس از گذشت یکسال و اندی از آن ماجرا هنوز هم از آنچه کرده و پاسخی که دریافت کرده‌اید خواب خوش ندارید و هر آن در پی یافتن مستمسکی هستید تا نتایج خیالی را که بافته و خلاف واقعی که ساخته‌اید بر خود هموار سازید.

آقای جنتی در فرهنگی که شما پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم خلق کردید اگرچه گروهی را فتنه‌گر خواندید که اکثریت ملت ایران بودند و برای آنها سرانی را قلمداد کردید که حتماً مهدی کروبی هم از جمله‌ی آنهاست ولی در همان قاموس که خوشبختانه در میان ملّت به درستی شناخته شده است عده‌ای نیز به ریاکاری، دغل‌بازی، عوام‌فریبی، آدم‌کشی، دین‌فروشی و زاهدنمایی، شهره‌ی آفاق گشته‌اند که بدون شک جنابعالی اگر از مصادیق بارز آنها نباشید جاده‌صاف‌کن آنان برای دستیابی به اهداف‌شان بوده‌اید.

اگر من فتنه‌گرم، چون معترضم، شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله‌اید. چون ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه‌ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است. و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت‌گرای سرکوب‌گر. امّا این بار به اتهام بهتانی که به سران به قول خودتان فتنه!! زده‌اید که از سعودی‌ها پول گرفته‌اند تا نظام را منقرض نمایند از شما اولاً شکایت می‌کنم آن هم در محاکم جمهوری اسلامی، اگرچه امیدی به رسیدگی ندارم. و ثانیاً این نامه را می‌نویسم که بدانید به آنچه گفته‌اید اعتراض دارم و همین جا از شما می‌خواهم که در این مورد هر دلیل و مدرک و سندی دارید افشا کنید وگرنه دروغ‌گویی و رسوایی بیش از پیش شما را آشکارا و در هر کوی و برزنی و با هر روشی که ممکن باشد جار خواهم زد.

در پایان یادآور می‌شوم شما در پایان راهی هستید که زندگی نام دارد و هرچه کرده‌اید اگر با میل دست‌یابی به دنیا و متعلقات آن هم بوده باشد حتماً به مقصود رسیده‌اید. ریاست دنیا اگر بقا و وفایی داشت به امثال ما و شما نمی‌رسید.

آقای جنتی تاریخ تکرار می‌شود و بر سیاست‌ورزان است که عبرت بگیرند. حتماً به خاطر دارید که پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیری امام و جمعی از علمای بزرگ و توده‌های مردم و کشتار ملت توسط سربازان و دژخیمان حکومتی در شهرهای مختلف، رژیم شاه اعلام کرد که فردی به نام « جوجو» را در فرودگاه مهرآباد دستگیر کرده است که از سوی جمال عبدالناصر مبلغ دو میلیون تومان پول برای خمینی آورده است تا در جریان اغتشاش علیه رژیم مورد استفاده قرار گیرد. طراحان و سناریوسازان وابسته به شاه معدوم، آنقدر پخته به نظر می‌رسیدند که اگر دروغی هم می‌بافتند به گونه‌ای باشد که مورد پذیرش احتمالی عده‌ای از مردم واقع شود ولی شما و دوستان‌تان یا بهتر بگویم منابع‌تان وقتی متأسفانه دروغی هم می‌سازید نچسب و باور نکردنی است.

به خدا پناه می‌برم از جفایی که توسط مربیان دیانت و مروجان شریعت حکومتی بر روحانیت اصیل و مظلوم و مبلغان حقیقی اسلام و تشیع رفته است و می‌رود.

شما نیز به خدا پناه ببرید و از عقوبت آخرت بیمناک باشید. توبه کنید و از محضر ملت رشید ایران طلب بخشش نمایید. امید است مردم و خدای بزرگ از گناهان شما در گذرند.

فاعتبروا یا اولی الابصار
مهدی کروبی
۷/۵/۱۳۸۹]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3987/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3987/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Thu, 29 Jul 2010 19:20:55 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نامه محرمانه موسوی به رییس‌جمهور وقت در توضیح دلایل اصلی استعفای وی در سال ۶۷ + دستخط</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
نشریه "انقلاب اسلامی در هجرت" متعلق به ابوالحسن بنی‌صدر، دستخط نامه‌ی محرمانه‌ای را از میرحسین موسوی خطاب به علی خامنه‌ای در شهریورماه سال ۱۳۶۷ منتشر کرده که در آن آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی،  دلایل اصلی استعفای خود را در شش بند برای رییس‌جمهور وقت توضیح میدهد.

پیش‌تر میرحسین موسوی در تازه‌ترین سخنان خود در ارتباط با رویدادهای جنگ هشت‌ساله و دهه‌ی اول انقلاب، وعده داده بود که ناگفته‌های دیگری را به ویژه درباره دلایل استعفای وی از مقام نخست‌وزیری در شهریورماه سال  ۱۳۶۷ با مردم در میان خواهد گذاشت.

متن این نامه‌ی خیلی محرمانه به همراه دستخط آن در زیر می‌آید:

بسمه تعالی

مقام محترم ریاست جمهوری

برای آنکه دشمنان اسلام و کشور نتوانند سوء استفاده نمایند، اینجانب در استعفانامه خود که برای رسانه ها نیز ارسال گردیده است، دلایل را ذکر نکردم. با این نیت که ذکر آنها انشالله در آینده برای کشورمان و دولتهای بعدی مفید باشد، بصورت خیلی خلاصه به بیان آنها می پردازم:

۱- مسلوب الختیار شدن دولت در سیاست خارجی. امروز امور افغانستان و عراق و لبنان در دست جنابعالی است. نامه هائی به عنوان کشورهای مختلف نوشته میشود بی آنکه دولت از آنها خبری داشته باشد. (اینجانب به عنوان نخست وزیر از این نامه ها جز در موارد استثنائی و آنهم بطور اتفاقی بیخبرم).

نخست وزیر ژاپن برای ریاست محترم مجلس و ریاست محترم مجلس برای نخست وزیر ژاپن نامه مینویسد و اینجانب در یک مراسم عمومی و مردمی از این ماجرا و متن نامه با خبر میشود.

آقای لاریجانی در جایی میگیود از پنج کانال با آمریکا تماس گرفته میشود و بنده بعنوان رئیس هیئت وزیران از این کانالها اطلاعی ندارم.

همه جا صحبت از سیاستهای خارجی دولت جمهوری اسلامی است. بدون آنکه دولت از این سیاستها که در همه جای کشور و جهان بیان میشود، خبر داشته باشد.

۲- عملیات برون مرزی که بدون اطلاع و دستور دولت صورت میگیرد. شما بهتر میدانید که تاکنون فاجعه آفرینی و اثر نامطلوب آنها برای کشور چقدر بوده است. بعد از آنکه هواپیمایی ربوده میشود، از آن باخبر میشویم. وقتی مسلسلی در یکی از خیابانهای لبنان گشوده میشود و صدای آن در همه جا میپیچد، متوجه قضیه میشویم. پس از کشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اینجانب از این امر آگاه میشوم. متاسفانه و علیرغم همه ضرر و زیانی که این حرکت متوجه کشور کرده است، هنوز نظیر این عملیات میتواند هر لحظه و هر ساعت بنام دولت صورت گیرد.

۳- تجزیه سازمان برنامه و بودجه از نخست وزیری که به دلایل سیاسی صورت گرفت، از همان اول ضایعه آفرین بوده  و ادامه آن در شرایط نوسازی کشور فاجعه بار خواهد بود. متاسفانه این مشکل و مشکل وزرای مشاور، علیرغم طرح در شورای تشخیص مصلحت، به تاخیر افکنده شده و حل نگردیده است هر چند که بهرحال حق شورای تشخیص مصلحت است و اینجانب انتظاری در این خصوص ندارم.

۴- تجزیه اقتدار مشروع و قانونی دولت و مسئولیت دولت و وزرا توسط شوراهای گوناگون.

۵- عدم قدرت اینجانب به پاسخگویی در مقابل اعضا هیات دولت و نمایندگان محترم مجلس در مورد کارهائی که بدون اطلاع دولت، ولی بنام دولت، صورت میگیرد.

۶- در خاتمه لازم میدانم بار دیگر یادآور شوم که این استعفا، العیاذ بالله، به معنای قهر اینجانب از نظام و دولت جمهوری اسلامی و مسئولین انقلابی آن نیست که اگر هم بود، با توجه به عظمت انقلاب و ناچیزی اینجانب، یقینا نمیتوانست هیچ تاثیری در روند رشد و توسعه انقلاب اسلامی داشته باشد. این استعفا دلیل ناتوانی اینجانب برای کار بدلیل همین ناتوانی است و درست بدلیل همین ناتوانی است که اینجانب مسئولیت را از خود ساقط می بینم.

میرحسین موسوی

۱۴ شهریور ۱۳۶۷


<img alt="nameh_mousavi_khamnehi1.jpg" src="http://www.bamdadkhabar.net/nameh_mousavi_khamnehi1.jpg" width="500" height="728" />


<img alt="nameh_mousav_khamnehi2.jpg" src="http://www.bamdadkhabar.net/nameh_mousav_khamnehi2.jpg" width="500" height="832" />]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3986/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3986/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Thu, 29 Jul 2010 15:09:52 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>با رد اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور، حکم اعدام جعفر کاظمی در مرحله اجرا قرار گرفت</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
نسيم غنوی وکیل دادگستری به کمپين بين‌المللی حقوق‌بشر درايران گفت که درخواست اعاده‌ی دادرسی حکم اعدام موکلش جعفر کاظمی توسط شعبه ۳۱ ديوان عالی کشور رد شده است. اين حکم در اردیبهشت‌ماه توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجديد نظر استان تهران به رياست حجت الاسلام زرگر تاييد شده بود. حکم اولیه دادگاه نیز از سوی قاضی مقیسه‌ای رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب صادر شده بود.


خانم غنوی گفت که موکلش مدتها در زندان انفرادی بوده ولی از اينکه انواع ديگری فشار بر وی يا خانواده‌اش آمده باشد مطلع نيست.

خانم غنوی پيرامون اتهام موکل‌اش گفت: «جعفر کاظمی، متهم به محاربه از طريق هواداری گروه مجاهدين است اگرچه هيچ يک از بازجويی ها اتهامات وارده را نپذيرفته است.»

وی افزود: «اتهام محاربه از جمله جرائمی است که قانونگذار بايد شرايط فقهی را به سبب اين که ريشه فقهی دارد لحاظ کند؛ از جمله اين که اقدام مسلحانه هست که اکثر علمای شيعه معتقدند محارب به کسی می‌گويند که دست به سلاح ببرد. در مورد موکل من اين طور نبوده، ايشان صرفا در اجتماعات بعد از انتخابات حضور داشته است و احتمال دارد شعارهايی داده باشد اما به عنوان وکيل معتقد هستم بحث محاربه در مورد ايشان اصلا مصداق پيدا نمی‌کند.»

نسيم غنوی در خصوص دفاعيات مطرح شده در دادگاه گفت: «متأسفانه نه دادگاه بدوی به دفاعيات ما توجه کرد نه تجديدنظر و ديوان هم همين طور و بحث محاربه را در مورد ايشان صادق دانستند.» به گفته وی، حکم جعفر کاظمی در اجرای احکام است و از نظر قانونی هيچ اقدامی برای نجات جان جعفر کاظمی در حال حاضر، ميسری نيست.»

جعفر کاظمی، ۴۶ ساله، ليتوگراف کتب درسی و جزوات دانشگاه امير کبير، روز ۲۷ شهريور در ميدان هفت تير دستگير و ابتدا به سلول انفرادی بند ۲۰۹ و پس از ۷۴ روز به بند ۳۵۰ زندان اوين منتقل شد. جعفر کاظمی پيش از اين نيز از سال ۱۳۶۰ تا اواخر سال ۱۳۶۹ زندانی بوده است.

در اردیبهشت‌ماه امسال رودابه اکبری، همسر جعفر کاظمی، طی <a href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/05/post_3565/">نامه‌ای به دبير کل سازمان ملل</a> از وی برای متوقف کردن حکم اعدام همسرش کمک خواسته بود.
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3985/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3985/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Thu, 29 Jul 2010 14:16:33 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعتصاب غذای گروهی از زندانیان سیاسی اوین در پی انتقال به انفرادی‌های بند ۲۴۰</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
گزارش‌ها حاکی از آن است که کيوان صميمی، مدير مسئول ماهنامه «نامه» و از چهره‌های سياسی نزديک به نيروهای ملی مذهبی در ايران، بهمن امويی، روزنامه‌نگار، عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامی (ادوار دفتر تحکيم)،  به  همراه شماری ديگر از زندانيان وقايع پس از انتخابات در بند ۳۵۰ زندان اوين در اعتراض به برخوردهای مسئولان و زندان‌بانان  با زندانيان و همچنين ايجاد محدوديت و مانع‌تراشی در ملاقات با خانواده‌هايشان دست به اعتصاب غذا زده‌اند.

در همين زمينه، ژيلا بنی يعقوب، همسر بهمن احمدی امويی، در گفت‌وگو با راديو فردا تاييد کرده است که همسرش از سه روز پيش در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.

ژيلا بنی يعقوب گفته است: «روز دوشنبه به‌رغم اين که نامه دادستانی تهران برای ملاقات با بهمن، همسرم، را در دست داشتم و می‌بايست با او ملاقات حضوری می‌داشتم، اين ملاقات لغو شد و برای چند نفر ديگر نيز همين اتفاق افتاده است.»

وی اضافه کرده است: «علاوه بر اين در آن روز برخورد‌های نامناسبی در بند ۳۵۰ از سوی ماموران و زندان‌بانان با زندانيان صورت می‌گيرد که باعث می‌شود زندانيان اعتراض کنند. در واکنش به اين اعتراض بهمن احمدی امويی و کيوان صميمی به سلول انفرادی منتقل شده‌اند.»


ژيلا بنی‌يعقوب افزوده است: «عبدالله مومنی، يکی ديگر از زندانيانی است که شنيده‌ام در جريان اين اعتراض‌ها به سلول انفرادی منتقل شده است. البته تعداد زندانيانی که روز دوشنبه از بند ۳۵۰ به سلول‌های انفرادی در بند ۲۴۰ منتقل شده‌اند بيشتر از اين سه نفر است و منابع مختلف گفته‌اند که اين افراد پانزده نفر هستند که هنوز اسامی آنها مشخص نشده است.»

ژيلا بنی يعقوب همچنين نسبت به وضعيت سلامتی همسرش ابراز نگرانی کرده است و می‌گويد: «الان سه روز است که بهمن اعتصاب غذا کرده و و شش نفر ديگر نيز دو روز است که به اين اعتصاب غذا پيوسته‌اند. تعدادی از آنها اعتصاب غذای «تر» و تعداد ديگری اعتصاب غذای «خشک» کرده‌اند و مساله سلامتی آنها نگران‌کننده است».

ژيلا بنی يعقوب خواستار امکان برقراری تماس با همسرش برای اطلاع از سلامتی وی شده است.

ژيلا بنی يعقوب می گويد: «با توجه به اين که تمامی تلفن‌های بند ۳۵۰ را سه روز است که قطع کرده‌اند اين خود به نگرانی خانواده‌ها دامن زده است.»

گفتنی است ۱۵۰ نفر از زندانيان (وقايع پس از) انتخابات در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شوند که میلاد اسدی، علی ملیحی، مجید توکلی، ضیا نبوی، مجید دری، کوهیار گودرزی و دهها فعال دانشجویی بازداشتی دیگر از آن جمله می‌باشند.


<strong>خبر تکمیلی: اسامی شانزده زندانی سیاسی منتقل شده به انفرادی</strong>

در تازه‌ترین گزارش رسیده، وبسایت کلمه اسامی شانزده زندانی سیاسی را که از سه روز به سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰، منتقل شده‌اند منتشر کرده است. تمامی این زندانیان در اعتراض به این انتقال دست به اعتصاب غذا زده‌اند. بهمن احمدی امویی و کیوان صمیمی از ظهر دوشنبه و چهارده نفر دیگر در  بامداد روز سه‌شنبه به سلول انفرادی منتقل شده‌اند.

1- بهمن احمدی امویی - روزنامه نگار
2- کیوان صمیمی - روزنامه نگار
3- عبدالله مومنی - سخنگوی ادوار تحکیم
4- علی ملیحی - فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم
5- مجید توکلی - فعال دانشجویی
6- ضیا نبوی - فعال دانشجویی محروم از تحصیل
7- مجید دری - فعال دانشجویی محروم از تحصیل
8- کوهیار گودرزی - فعال حقوق بشر
9- حسین نورانی‌نژاد - روزنامه نگار، عضو جبهه مشارکت
10- علی پرویز - فعال دانشجویی
11- بابک بردبار - عکاس خبری
12- جعفراقدامی - فعال مدنی
13- حمیدرضا محمدی - فعال سیاسی
14- ابراهیم (نادر) بابایی - فعال مدنی، جانباز جنگ
15- غلامحسین عرشی - از بازداشت‌شدگان عاشورا
16- پیمان کریمی آزاد - از بازداشت‌شدگان عاشورا

از میان این زندانیان بهمن احمدی امویی از سه روز پیش اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است و روز بعد از آن پنج نفر دیگر از جمله مجید توکلی، عبدالله مومنی و کوهیار گودرزی به این اعتصاب غذا پیوستند. سایر این زندانیان نیزاز امروز (پنج‌شنبه) اعتصاب غذای خود را آغاز کرده و گفته‌اند که تا تحقق خواسته‌هایشان دست از اعتصاب بر نمی‌دارند.

درخواست زندانیان پوزش ماموران و مسوولان زندان از زندانیان به خاطر رفتار نامناسب و همچنین بازگرداندن تمامی این شانزده زندانی به بند عمومی است.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3984/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3984/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Thu, 29 Jul 2010 01:42:36 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>انتقال عبدالله مومنی و بیش از ده زندانی دیگر  بند ۳۵۰ به سلول انفرادی</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
براساس گزارش‌های دریافتی از داخل اوین، در پی اعتراض به برخوردهای نامناسب و زننده ماموران و مسوولان بند ۳۵۰ اوین از جمله مصطفی بزرگ‌نیا رییس این بند، بیش از ده نفر از زندانیان سیاسی به سلول‌های انفرادی منتقل شده‌اند.

عبدالله مومنی، بهمن احمدی امویی و احمد کریمی، از جمله این زندانیان می‌باشند. اسامی سایر زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی هنوز مشخص نیست.

پیش‌تر وبسایت کلمه گزارش داده بود که روز دوشنبه، هم‌زمان با روز ملاقات زندانیان بند ۳۵۰، هم خانواده‌های زندانیان و هم زندانیان سیاسی این بند با برخوردهای توهین‌آمیز ماموران و مسوولان بند زندان مواجه شدند و به همین دلیل این زندانیان در همان روز دست به اعتراض زدند و حتی در سالن ملاقات کابین زندان اوین شعارهایی سر دادند که مسوولان زندان با اعزام نیرو به سالن ملاقات کابینی تلاش کردند آنها را آرام کنند و به سلول‌هایشان بازگردانند.

هم‌اکنون بیش از صدنفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات یک سال اخیر در  بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شوند که از آن جمله می‌توان به میلاد اسدی، مجید توکلی، مجید دری، ضیا نبوی، علی ملیحی و ده‌ها دانشججوی زندانی دیگر اشاره کرد.

]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3983/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3983/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Wed, 28 Jul 2010 19:35:19 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یازده ماه حبس برای مدیرمسوول روزنامه‌ صدای عدالت</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
مصطفی کزازی، ناشر و مدیر مسوول روزنامه توقیف‌شده‌ی «صدای عدالت»، به اتهام "تحریض و تشویق افراد و گروه‌ها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت و حیثیت جمهوری اسلامی و افترا به آن" به شش ماه زندان تعزیری و به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به ۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم که در غیاب متهم صادر شده، قابل تجدیدنظرخواهی است.

روزنامه صدای عدالت در روز پنجم مرداد سال گذشته با حکم هیات نظارت بر مطبوعات، لغو مجوز شد. دادگاه مدیرمسوول این روزنامه شانزدهم اسفندماه سال گذشته در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران و با حضور هیات منصفه مطبوعات برگزار شد.

این روزنامه خرداد ماه سال گذشته با تغییراتی به جمع حامیان میرحسین موسوی نامزد انتخابات ریاست جمهوری پیوسته بود.

در پی انتخابات بحث‌انگیز دور دهم ریاست جمهوری اسلامی، تاکنون ده‌ها روزنامه‌نگار در ایران بازداشت، و چندین روزنامه و نشریه تعطیل شده‌اند.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3982/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3982/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Wed, 28 Jul 2010 19:22:02 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جزئیات کامل تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا علیه اشخاص و نهاد‌های ایرانی</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
جزئیات کامل تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا علیه جمهوری اسلامی که روز دوشنبه چهارم مرداد‌ماه به تصویب وزرای خارجه‌ی این اتحادیه‌ رسید، یک روز بعد (سه‌شنبه) در نشریه رسمی آن اتحادیه منتشر شد.

علی دیواندری، مدیر عامل بانک ملت، محمد‌رضا موثق‌نیا، مدیر گروه صنایع ثامن‌الائمه (وابسته به سازمان صنایع هوا فضای وزارت دفاع ایران)، فریدون محمودیان (شرکت فولمن) و محمد مخبر (عضو هیأت مدیره سینا بانک و از افراد مرتبط با دفتر رهبر جمهوری اسلامی)، از جمله شخصیت‌هایی حقیقی هستند که نام آنها در این فهرست آمده است. 

بانک‌های ملی و کلیه شعب و موسسات وابسته به آن از جمله بانک آریان، شرکت آسا، بانک کارگشایی، شرکت سرمایه گذاری بانک ملی ایران، چاپخانه بانک ملی، شرکت توسعه سرمایه‌گذاری سیمان، شرکت سیمان شمال، شرکت سیمان مازندران و نساجی مازندران از جمله موسساتی هستند که مشمول تحریم‌های تازه اتحادیه اروپا قرار گرفته‌اند. 

همچنین بانک‌های صادرات، رفاه، ملت و توسعه صادرات ایران و همچنین بانک فیوچر که در بحرین مستقر است و دو سوم آن به ایران تعلق دارد نیز مشمول این تحریم‌ها شده است. 

در فهرست منتشر شده همچنین نام شرکت صنایع هوایی ایران، شرکت فناوری سانتریفیوژ ایران، شرکت بیمه ایران، ماشین سازی اراک و شرکت پرتو صنعت دیده می‌شود. 


اسامی شخصیت‌ها به شرح زیر است: 

١- دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه 

٢- پرویز فتاح؛ جانشین قرارگاه خاتم‌الانبیا 

٣- سردار محمدرضا نقدی؛ فرمانده کل بسیج 

۴- سردار محمد پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه 

۵- رستم قاسمی؛ فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا 

۶- حسین سلامی؛ جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران 

نهادهای تحت تحریم نیز به ترتیب زیر می‌باشند: 

١- سپاه پاسداران 
٢- فرماندهی موشکی الغدیر 
٣- ناصرین وحید 
۴- سپانیر (بخش گاز و انرژی و سوخت متعلق به سپاه) 
۵- سپاه قدس 

اسامی شرکت‌ها، سازمان‌ها و موسسات ایرانیِ تحت تحریم اتحادیه اروپا نیز، به شرح زیر است: 

١- شرکت صنایع آذرآب 
٢- بانک ملت؛ تمام شعبات و شرکت های توابع آن 
٣- بانک ملی و شرکت های توابع آن 
۴- بانک رفاه 
۵- بانک صادرات ایران؛ تمام شعبات و شرکت های توابع آن 
۶- بانک سینا 
۷- شرکت صنعتی اسنیکو 
۸- شرکت اعتماد امین 
۹- بانک توسعه صادرات ایران؛ تمام شعبات و توابع آن 
١۰- شرکت صنعتی فجر 
١١- شرکت فولمن (وابسته به فوردو قم) 
١٢- بانک آینده (فیوچر)؛ مستقر در بحرین 
١٣- سازمان توسعه و نوسازی صنایع ایران 
١۴- شرکت صنایع هواپیمایی 
١۵- کارخانجات صنایع هواپیمایی ایران 
١۶- شرکت تکنولوژی سانتریفوژ ایران 
١۷- شرکت صنایع ارتباطی ایران 
١۸- شرکت بیمه ایران 
١۹- سازمان صنایع هواپیمایی ایران 
٢۰- شرکت نورشناسی اصفهان 
٢١- شرکت جاودان مهر توس 
٢٢- شرکت کالا نفت 
٢٣- ماشین سازی اراک 
٢۴- مدیریت ساخت نیروگاههای اتمی ایران 
٢۵- شرکت پرتو صنعت 
٢۶- سازمان پدافند غیر عامل؛ تحت فرماندهی پاسدار غلامرضا جلالی 
٢۷- پست بانک 
٢۸- شرکت راکا؛ از بخشهای کالا الکتریک 
٢۹- موسسه تحقیقات تکنولوژی اتمی 
٣۰- شیلر نوین؛ متعلق به سازمان صنایع دفاع 
٣١- گروه صنعتی شهید احمد غلامی 
٣٢- شرکت شاخص بهبود صنعت 
٣٣- اداره تعاون تکنولوژی؛ زیر نظر نهاد ریاست جمهوری 
٣۴- یاسا پارت؛ تمامی شعبات و توابع آن 

شرکت‌‌ها و خطوط کشتی‌رانی تحت تحریم اتحادیه اروپا: 

١- خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی؛ تمام شعبات و توابع 24گانه آن ]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3981/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3981/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Wed, 28 Jul 2010 17:49:34 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>افشای «اسناد رابطه ایران و طالبان» از سفارت آمریکا در کابل</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
افشای بیش از ۹۲ هزار سند سری ارتش آمریکا درباره جنگ افغانستان خشم مقامات واشینگتن را برانگیخته است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، مدیران وب سایت ویکی‌لیکس که اخبار پشت پرده را افشا می‌کنند، این اسناد را از طریق روزنامه‌های نیویورک تایمز آمریکا، گاردین بریتانیا و مجله اشپیگل آلمان در اختیار عموم قرار دادند.

اسناد منتشر شده حاوی جزئيات دقیق جنگ افغانستان در سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ است و از جمله به نقش تهران در حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزش و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خود به منظور مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان اشاره می‌کند.

در این اسناد که به گفته روزنامه بریتانیایی گاردین انتشار آن در تاریخ ارتش آمریکا بی‌سابقه است گفته شده که ایران به طور مستقیم نیز از شورشیان طالبان در افغانستان حمایت می‌کند.

در یکی از این اسناد که توسط معاون سفیر آمریکا در کابل نوشته شده، عنوان می‌شود که «دولت ایران گام‌های جدیدی در بی‌ثباتی افغانستان برداشته و نفوذ خود را در این کشور افزایش داده است».

بر اساس همین گزارش دولت ایران با پرداخت رشوه‌های کلان به برخی نمایندگان مجلس افغانستان سعی در برکناری نمایندگان اصلاح‌طلب این کشور دارد.

ایران که از سرنگونی حکومت طالبان به دست نیروهای آمریکایی خشنود است، هرگونه تلاش علیه دولت حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان را رد می‌کند.

در بخش دیگری از این گزارش به نقل از نیروهای اطلاعاتی ارتش آمریکا آمده است، که در ماه مارس ۲۰۰۹ یک گروه صد نفری از نیروهای غیر افغانی طالبان به منظور انجام عملیات انتحاری از خاک ایران وارد افغانستان شدند.

ژنرال استنلی مک‌کریستال، فرمانده نیروهای ائتلاف در افغانستان نیز در ماه مه همان سال با استناد به مدارک ارتش این کشور از ورود نیروهای آموزش دیده طالبان از خاک ایران به افغانستان خبر داده بود.

در بخش دیگری از این گزارش که مربوط به فوریه سال ۲۰۰۵ است، آمده است که رهبران طالبان به منظور آمادگی برای عملیات نظامی علیه نیروهای ائتلاف در ولایات هلمند و اروزگان به طور مرتب بین ایران و افغانستان در تردد بوده‌اند.

همچنین در بخشی از این گزارش آمده است که دولت ایران به رهبران طالبان پیشنهاد کرده تا در ازای کشتن هر سرباز افغان مبلغ ۱۷۴۰ دلار و در ازای کشتن هر مقام دولتی این کشور مبلغ ۳۴۸۰ دلار بپردازد.

این گزارش جنجالی از کمک مالی دولت ایران به گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، نیز خبر داده است.

همچنین بر اساس این گزاش گفته می‌شود که برخی خودروهای بمب‌گذاری شده در افغانستان در شهر بیرجند ایران به مواد منفجره مجهز می‌شوند.

خبرگزاری فرانسه می‌نویسد که این گزارش می‌تواند تلاش‌های حامد کرزای در مخفی نگه داشتن اقدامات ایران در این کشور را به چالش بکشد.


منبع: رادیوفردا]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3980/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3980/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Wed, 28 Jul 2010 15:10:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ادامه بازداشت فعالان کارگری و معلمان در بند 209 زندان اوین</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
با گذشت نزدیک به یک ماه از بازداشت محمود باقری و مختار اسدی، دو عضو کانون صنفی معلمان ایران، هنوز خانواده‌ی آنها نتوانستند با آنها دیداری داشته باشند و از اتهام آنها نیز هیچ اطلاعی در دست نیست.

در این میان مختار اسدی، عضو کانون صنفی معلمان کرج، در تماس کوتاهی که روز دوشنبه با خانواده‌ی خود داشته از سلامت خود خبر داده است. وی از روز هشتم تیرماه در بازداشت به سر می‌برد.

محمود باقری نیز که روز نهم تیرماه و در پی احضار به حراست آموزش و پرورش منطقه‌ی چهار تهران، بازداشت شد، تاکنون دوبار با خانواده‌ی خود گفتگو کرده است. وی عضو هیات مدیره‌ی کانون صنفی معلمان ایران می‌باشد.

از سوی دیگر به گزارش تارنمای کلمه، از رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد که از تاریخ ۲۲ خرداد در زندان اوین به سر می‌برد، از حدود دو هفته پیش خبری در دست نیست.

این بی‌خبری پس از ان صورت گرفته که وی در آخرین تماس تلفنی از درد شدید در ناحیه گردن و کمر شکایت داشته که این مساله موجب تشدید نگرانی خانواده وی شده است.

]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/_209_16/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/_209_16/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Wed, 28 Jul 2010 14:12:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ادامه بلاتکلیفی شیوا نظرآهاری پس از هفت ماه بازداشت موقت</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
بلاتکلیفی و عدم برگزاری دادگاه شیوا نظرآهاری، روزنامه‌نگار و و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، پس از نزدیک به یک سال حبس خانوده‌اش را به شدت نگران کرده است‌. این در حالی است که قاضی پرونده وی، پیرعباسی، در دادگاهی که خردادماه قرار بود برای وی برگزار شود و به دلایلی به تعویق افتاد، به شیوا و خانواده‌اش قول داد که پس از تجمیع پرونده‌های وی هر چه زودتر دادگاهش  را برگزار کند. شیوا نظرآهاری که در دوران حبسش بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی گذرانده است هم‌اکنون در بند نسوان زندان اوین به سر می‌برد‌.

وی در سال ۸۸ و درست یک روز بعد از انتخابات پرمناقشه دهم دستگیر و روانه زندان اوین شد‌. اما پس از سه ماه با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد گردید‌. اما طولی نکشید که  بار دیگر در ۲۹ آذرماه وقتی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود دستگیر و زندانی شد‌. بازداشتی که تاکنون نیز بدون برگزاری هیچ دادگاهی همچنان ادامه دارد و این فعال حقوق بشر همچنان در وضعیت بلاتکلیف زندانی است‌.

خبرنگار کلمه درباره آخرین وضعیت شیوا نظرآهاری با مادرش، شهرزاد کریمان به گفت‌وگو نشسته است که این گفت‌و‌گو در زیر می آید:

<strong>خانم نظرآهاری از آخرین وضعیت پرونده شیوا چه اطلاعی دارید؟ آیا بالاخره دادگاه دخترتان برگزار شد؟</strong>

الان هفت ماه است که از بازداشت دوم دخترم  می‌گذرد اما او کاملا بلاتکلیف در زندان به سر می‌برد‌. از این هفت ماه شیوا در مجموع شش ماه را در بند ۲۰۹ و یک ماه را در بند عمومی‌گذرانده است‌. بارها به دادگاه انقلاب مراجعه کرده‌ام تا پیگیر این بلاتکلیفی دخترم باشم اما رفتارها در آنجا بسیار توهین‌آمیز است‌.

<strong>چرا؟ مگر شما چه تقاضایی از قاضی پرونده دارید که شاهد رفتارهای توهین‌آمیز هستید؟</strong>

من و پدر شیوا فقط یک سوال داریم که چرا با وجود وعده‌ای که قاضی پرونده آقای پیرعباسی حدود یک ماه و نیم قبل به ما داد که با تجمیع دو پرونده دخترم دادگاهش به زودی برگزار می‌شود او  همچنان بلاتکلیف در زندان است‌. من یک بار فقط برای پرسیدن این موضوع به دادگاه مراجعه کردم  اما رییس دفتر آقای پیرعباسی برخورد بسیار توهین‌آمیزی با من داشت تا جایی که پس از آن دو روز بیمار شدم‌. یک بار دیگر هم که پدرش برای پیگیری وضعیت او به دادگاه رفت باز هم ایشان یعنی آقای ستاری، همان برخورد زننده را تکرار کرد‌. حتی همسرم را تهدید کرد که اگر ظرف سه دقیقه دادگاه را ترک نکند  بازداشت می‌شود‌. به‌این خاطر پدر شیوا که سعی می‌کرد زود دادگاه را ترک کند تا مبادا بازداشت شود از پله‌ها سُر خورد  و اکنون نیز پایش در گچ است‌. آخر این چه برخوردی است که دادگاه انقلاب با یک پدر و مادر دارد؟ هرچند که اخیرا برخوردشان تا حدی بهتر شده است.

<strong>آیا هرگز گلایه‌تان را از این برخوردها به دادستان تهران گفته‌اید؟</strong>

اکنون مدتهاست که تقاضای ملاقات با دادستان را داده‌ام اما جوابی نگرفته‌ام البته‌ این موضوع فقط مختص به دیدار با دادستان نیست تاکنون سه بار تقاضای ملاقات حضوری با دخترم را داده‌ام که آن هم به جایی نرسیده است‌. اکنون  فقط هفته‌ای یک بار از پشت کابین او را ملاقات می‌کنم‌. از آخرین ملاقات حضوری با دخترم مدتها می‌گذرد نمی‌دانم چرا دادستان اجازه نمی‌دهد ما عزیزان‌مان را ماهی یک بار از نزدیک ببینیم‌.

<strong>اکنون وضعیت دخترتان در بند نسوان زندان اوین چگونه است؟ آیا این بند از نظر شرایط بهداشتی و رفاهی وضعیت مناسبی دارد؟</strong>

شیوا هیچ‌وقت از شرایط گلایه‌ای ندارد چه آن وقت که در بند ۲۰۹ بود چه اکنون که در بند عمومی‌ است‌. او اکنون در اتاقی به همراه ۲۶ زن دیگر به سر می‌برد‌. این اتاق ۲۱ تخت دارد بنابراین پنج -شش نفری کف خوابند که  شیوا هم یکی از آنهاست و بر زمین می‌خوابد‌. قطعی آب هم همیشه در این بند وجود دارد و روزی دو سه ساعت آب دارند‌. از نظر بهداشتی هم شرایط مناسبی بر این بند حاکم نیست تا جایی که می‌گویند شپش در این بند شیوع پیدا کرده است‌. از نظر تغذیه هم که غذاهای این بند اصلا خوب نیست‌. میوه یا مواد مغذی هم در فروشگاه زندان به فروش نمی‌رسد مثلا شیوا تعریف می‌کرد که یک خربزه را ۲۶ نفر با یکدیگر قسمت کرده‌اند‌. فروشگاه زندان هم که جز کنسرو چیزی ندارد کنسرو هم که همه می‌دانند اصلا برای بدن مفید نیست‌. به همین دلیل نگران سلامت دخترم هستم هر چند او از همه چیز ابراز رضایت می‌کند‌.

<strong>پس وضعیت روحی دخترتان مساعد است؟</strong>

بله شیوا دختر مقاومی‌ است و هیچ‌وقت از چیزی گلایه نمی‌کند اما این بلاتکلیفی او همه ما را نگران و آشفته کرده است‌.

<strong>چه تقاضایی از مسولان پرونده شیوا دارید؟</strong>

از همه مسولان قضایی به ویژه کارشناس پرونده او تقاضا دارم که پیگیر پرونده شیوا باشند تا او از این بلاتکلیفی درآید‌. شیوا به خاطر پرونده اولش ۲۰۰ میلیون وثیقه دارد که ما تاکنون به آن دست نزده‌ایم‌. امیدوارم با برگزاری دادگاه و با استناد به ‌این وثیقه او هم مثل خیلی‌های دیگر که بلافاصله بعد از برگزاری دادگاه آزاد شده‌اند، آزاد شود یا به مرخصی بیاید‌.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3979/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3979/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Tue, 27 Jul 2010 13:24:40 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کروبی در گفتگو با بی‌بی‌سی: دولت احمدی‌نژاد مرهون تقلب آشکار نظامیان و در راستای اهداف آنان است</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
مهدی کروبی از رهبران معترضان انتخابات ریاست جمهوری در مصاحبه‌ای مکتوب با سایت خبری بی‌بی‌سی انگلیسی، به پرسش‌هایی در مورد فعالیت‌های سپاه پاسداران و تأثیر تحریم‌های بین المللی بر بخش خصوصی و بر زندگی مردم پاسخ داده است.

کروبی در این مصاحبه به شدت از افزایش قدرت انحصاری سپاه پاسداران انتقاد کرد و ورود آنها به عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را مغایر با قانون اساسی ایران دانست.

رییس سابق مجلس شورای اسلامی ایران، با اشاره به مهندسی کردن نتیجه انتخابات اخیر به وسیله سپاه و بسیج، دولت آقای احمدی‌نژاد را مرهون دخالت و تقلب آشکار نظامیان در هر دو دوره دانسته و گفت: طبیعی است دولت برآمده از کودتای انتخاباتی در راستای اهداف آنان قدم بردارد.

متن کامل این پرسش و پاسخ به نقل از سایت بی‌بی‌سی فارسی به شرح زیر است:

<strong>آیا فعالیت‌های اقتصادی فزاینده سپاه پاسداران بر اقتصاد و به طور کلی بر جامعه ایران می‌گذارد؟</strong>

سپاه پاسداران بعد از جنگ تحمیلی دارای امکانات وسیع در بخش مهندسی رزمی ‌و نیز نیروی توانمند انسانی بود که مشارکت این نیرو در قسمت‌های مختلف می‌توانست نقش موثری در توسعه و آبادانی کشور ایفا کند. بطور مثال راه‌سازی و یا مشارکت در پروژه‌های عمرانی دیگر. سپاه با این منظور وارد کارهای عمرانی در زمان بازسازی کشور در کنار بخش خصوصی گردید.

اگر ورود سپاه در فعالیت‌های اقتصادی با رعایت قوانین و مقررات و شفافیت و بدون استفاده از اهرم زور و قدرت باشد این مشارکت نه تنها بد نیست بلکه می‌تواند به شکوفایی و رقابت در جهت توسعه و پیشرفت کشور منتهی گردد. اما آنچه طی ۵ سال اخیر اتفاق افتاده و موجب نگرانی شده است خروج اجباری بخش خصوصی و انحصاری کردن اقتصاد دردست سپاه است.

در سند چشم‌انداز کشور در افق ۱۴۰۴ بر توانمندسازی بخش خصوصی و تعاونی تاکید جدی شده و اصولا محرک اصلی رشد اقتصاد، مشارکت بخش خصوصی دانسته شده است. در دولت فعلی به طور عجیبی به اسم خصوصی‌سازی، روند اختصاصی سازی اقتصاد در دست نطامیان و افراد معدودی را شاهد هستیم که این اتفاق مغایر قانون اساسی است.

اصل چهل و سوم قانون اساسی تمرکز ثروت در دست افراد و یا گروه‌های خاص را نفی می‌کند و حتی نمی‌پذیرد که دولت به صورت یک کارفرمای بزرگ و مطلق درآید. قطعا آثار این انحصار غیرقانونی در اقتصاد کشور موجب افزایش ضریب فساد، افزایش نرخ بیکاری و نیز تضعیف جایگاه واقعی سپاه در کشور خواهد شد.

<strong>ورود سپاه در صنایع گوناگون مشخصا چه تأثیری بر بخش خصوصی به جا می‌گذارد؟</strong>

واگذاری پروژه‌های عمرانی بدون برگزاری مناقصه به سپاه، فروش سهام برخی از شرکت‌های دولتی مانند مخابرات و فروش اموال بدون مزایده و رعایت تشریفات قانونی علاوه بر فراهم کردن بستر فساد، موجب خروج و تضعیف بخش خصوصی و به تبع آن خروج سرمایه‌های بخش خصوصی از کشور شده است.

در ساختار اقتصاد کشور سخن از تحقق رقابت‌پذیری در اقتصاد در سطح بازار‌های داخلی و بین المللی است اما روند انحصاری ساختن آن طی یکسال گذشته موجب ورشکستگی بسیاری از شرکت‌های بزرگ بخش خصوصی شده است. بسیاری از پروژه‌ها به دلیل عدم توانایی این نیرو در انجام کار بدون نظارت معطل مانده و تعداد بسیار زیادی از افراد کار خود را از دست دادند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ‌در اصل ۴۴، نظام اقتصادی کشور را بر پایه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی دانسته است. شکوفایی و توسعه سیاسی و اقتصادی کشور منوط به رعایت و احترام به قانون اساسی و سایر قوانین کشور است. نظامی‌کردن سیاست، دستگاه قضایی، اقتصاد و فرهنگ کشور به معنای نادیده گرفتن حقوق مردم در تمامی ‌ابعاد است که نتیجه آن را در حال حاضر شاهد هستیم.

<strong>نظر شما در مورد ورود سپاه به ساخت و ساز و صنایع نفت و گاز مثل امضای قرارداد توسعه میدان گازی پارس جنوبی چیست؟ آیا این روند را مثبت می‌دانید یا منفی و چرا؟</strong>

این موضوع را از چند جنبه می‌توان مورد توجه قرار داد که من تنها به دو مورد آن می‌پردازم. اول آنکه تجربه نشان داده است که بخش‌های نظامی‌، اموری را بر عهده می‌گیرند که در عمل توان انجام آن را ندارند و پروژه‌ها را نیمه‌کاره و با صرف چند برابر هزینه پیش‌بینی شده اولیه رها می‌کنند و یا با گرفتن حق دلالی به دیگران واگذار می‌کنند.

به نظر می‌رسد انجام پروژه‌های بزرگ نفت و گاز پارس جنوبی که اهمیت بسیاری در آینده اقتصادی کشور دارد در توان سپاه نیست. در دوران اصلاحات با همت مجلس و دولت، پارس جنوبی با مشارکت شرکت‌های بزرگ داخلی و بین المللی پیشرفت قابل قبولی پیدا کرده بود که با اتخاذ روش‌های غلط و ایجاد تنش در روابط بین‌المللی، هم‌اکنون وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای دارد.

دوم آنکه شرکت‌های سپاه در لیست تحریم‌های سازمان ملل متحد قرار گرفته‌اند و واگذاری آن به سپاه در این شرایط به معنای نادیده گرفتن آن سرمایه عظیم کشور و در عمل به معنای انجام ندادن کار و عدم استفاده از ظرفیت موجود در توسعه پارس جنوبی است. از این‌رو من همواره با تحریم‌ها که مستقیما آسیب به مردم کشور وارد می‌کند مخالفم.

<strong>به نظر می‌رسد که دولت ایران به طور روزافزونی به سمت سپردن قراردادهای بزرگ به شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران حرکت می‌کند، فکر می‌کنید چرا چنین می‌کند؟</strong>

در این ارتباط لازم می‌دانم کمی‌ به عقب برگردم و ریشه این بحران و انحراف را یادآور شوم. بعد از حضور غیرطبیعی نهادهای نظامی‌ و امنیتی در حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ، من اولین فردی بودم که نسبت به مخاطرات آن هشدار دادم و مخالفت خود را اعلام کردم. متاسفانه در دولت اصلاحات، دوستان ما این امر را جدی نگرفتند و در قبال حضور و دخالت آنان برخود لازم را نکردند.

بعد از انتخابات مرحله اول دوره نهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ که سپاه و بسیج در انتخابات به نفع آقای احمدی‌نژاد دخالت و تقلب آشکار کردند، هشدار دادم. ورود نظامیان به این عرصه را مغایر قانون اساسی، اهداف انقلاب و وصیت‌نامه امام مبنی بر عدم مداخله نظامیان در سیاست دانستم و به تبعات منفی آن دخالت توجه داشتم. عدم توجه دوستان و مسائلی که حال، مجال پرداختن به آن نیست موجب به وجود آمدن بستر مناسب برای آنان شد. اگر هشدار‌های من در آن روز جدی گرفته می‌شد امروز شاهد این حضور انحصاری و کم‌نظیر نبودیم.

نتیجه انتخابات اخیر را سپاه و بسیج در کنار افرادی دیگر مهندسی و اجرا کردند و لذا تملک و انحصاری کردن همه امور کشور از جمله سیاست، اقتصاد، فرهنگ، ورزش، هنر و ... را غنیمت و دستآورد انتخابات دهم ریاست جمهوری می‌دانند. دولت آقای احمدی نژاد مرهون دخالت و تقلب آشکار نظامیان در هر دو دوره است و طبیعی است دولت برآمده از کودتای انتخاباتی در راستای اهداف آنان قدم بردارد.

<strong>روندی که سازمان‌ها و شرکت‌های وابسته به سپاه پیشنهادهای خود را برای در اختیار گرفتن قراردادهای بزرگ دولتی ارائه می‌دهند تا چه اندازه شفاف است؟</strong>

در حال حاضر قانونی در این زمینه رعایت نمی‌گردد که شفافیت در عمل را شاهد باشیم. من معتقد به گردش آزاد اطلاعات هستم و معتقدم دانستن در همه امور به استثنای موارد خاص که قانون‌گذار به واسطه امنیت ملی و یا حفظ حریم خصوصی افراد، محرمانگی را لازم می‌داند، حق مردم است. در این حالت می‌توان از شفافیت سخن گفت و زمینه فساد و انحصاری بودن را مرتفع کرد.

برای حل ریشه‌ای موضوع در مجلس ششم با هماهنگی با دوستان در دولت مقرر شد لایحه قانون آزادسازی اطلاعات تقدیم مجلس شود که متاسفانه آن لایحه به موقع به مجلس اصلاحات نرسید و سال‌ها در دولت بعدی متوقف گردید. در حال حاضر قرار دادهای بزرگ اعم از داخلی و بین المللی پشت درهای بسته منعقد و محرمانه تلقی می‌گردد و امکان اطلاع نسبت به مفاد و شرایط آن نیست. اموری که سپاه و بسیج بر عهده می‌گیرند اصلا شفاف نیست و حتی تشریفات مربوطه رعایت نمی‌گردد.

مطبوعات منتقد و مستقل، توقیف و یا لغو امتیاز شده‌اند تا صدای نقد و تجزیه و تحلیل نباشد. ایران کشوری باستانی و دارای فرهنگ غنی و سرمایه‌های عظیم طبیعی و نیروی توانمند انسانی است که می‌تواند حتی با به کارگیری بخش از آن، جایگاهی در شان ایران و ایرانی داشته باشد. همواره گفته‌ام که توسعه اقتصادی و سیاسی باید هم‌زمان و در پرتو کرامت انسانی تحقق یابد. متاسفانه این روزها بر خلاف دستور صریح اسلام کمترین توجه به کرامت و شان انسانی می‌شود.

<strong>نظر عمومی‌ نمایندگان مجلس شورای اسلامی ‌نسبت به گرایش سپاه به گسترش نفوذ خود در اقتصاد چیست؟</strong>

انتخابات مجلس هشتم در شرایط خاصی برگزار شد به‌طوریکه حق انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان به طور اساسی نادیده گرفته شد. در مرحله اول تعداد بسیاری از داوطلبان که در میان آنان نمایندگان چند دوره مجلس از جمله مجلس هفتم حضور داشتند رد صلاحیت شدند و در مرحله بعدی در شمارش آرا به طور عجیبی دخل و تصرف صورت گرفت تا تعداد قابل توجهی از نمایندگان مورد نظر جریان حاکم به طور دوپینگی وارد مجلس شوند. این افراد وظایف دیکته شده را دنبال می‌کنند نه وظایف نمایندگی‌شان و نظر مردم را. البته تعدادی از نمایندگان واقعی مردم در مجلس از هر دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب حضور دارند که از این قبیل کارها ناراضی هستند و مکررا نسبت به آن اعتراض کردند اما صدای‌شان به جایی نمی‌رسد.

<strong>آیا ایرانیان می‌توانند بدون ترس با فعالیت‌های سپاه مخالفت کنند؟</strong>

اگرچه صحبت و نقد در این ارتباط مورد رضایت برخی نیست اما در این باب سخن بسیار است و افراد از گرایش‌های خاص به آن پرداخته‌اند و البته هستند کسانی که نسبت به پرداخت هزینه‌های احتمالی اظهارنظر در این باب نگرانند و پیشاپیش خودسانسوری کرده و می‌کنند.

<strong>تازه‌ترین تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران که اوایل ماه ژوئن تصویب شد، سپاه پاسداران را هدف قرار داده است. این تحریم‌ها چه تأثیری خواهد داشت؟</strong>

انحصاری شدن بخش مهمی ‌از اقتصاد و صنعت کشور و نیز احاطه بر بخش قابل توجهی از تجارت توسط سپاه و بسیج امری غیرقانونی، غلط و مغایر شان و وظائف کاری آن‌ها است. تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد به ویژه قطعنامه ۱۹۲۹ که مطابق فصل هفتم منشور تدوین شده است و لیست جامعی از شرکت‌ها و سازمان‌های مربوط به سپاه را ضمیمه کرده، موجب اخلال در انجام کارهای اساسی و قرارداد‌های منعقده است. البته برای دور زدن تحریم‌ها نقش دلالان با قیمت‌های چند برابر پررنگ تر شده و زیان اصلی مجددا بر مردم بار می‌گردد.

انحصاری کردن این بخش از کارها علاوه بر فساد بسیار آن و تضعیف و یا نابود کردن بخش خصوصی، مغایر منافع ملی است و هرگونه تلاش در جهت ادامه آن را غلط و موجب ورود آسیب‌های بسیار به اقتصاد و امنیت کشور می‌دانم. همچنین تاکید می‌کنم که با تحریم‌های شورای امنیت و یا تحریم‌های یکجانبه از سوی دولت‌های مختلف که پرداخت هزینه اصلی آن بر مردم باز می‌گردد مخالفم زیرا در کشوری که غالب امور به طور انحصاری در اختیار سپاه و بسیج است پرواضح است تحریم‌ها ضربه اساسی به اقتصاد آن بطور عام و مردم به طور خاص وارد می‌کند.
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3978/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/07/post_3978/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
        
         <pubDate>Mon, 26 Jul 2010 23:16:23 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
