<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>بامداد خبر</title>
      <link>http://www.bamdadkhabar.net/</link>
      <description>پایگاه خبری تحلیلی برای جنبش دانشجویی</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Mon, 19 Apr 2010 18:28:46 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
            <item>
         <title>مهرزاد مرعشی، جوان سبز ایرانی، سوپراستار آلمان شد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> مهرزاد مرعشی جوان ایرانی، در یک مسابقه پرهیجان تلویزیونی، به عنوان "سوپر استار" آلمان انتخاب شد. او که از بین ۳۵ هزار شرکت‌کننده به فینال رسیده بود، توانست بر رقیب آلمانی خود پیروز شود و به مقام اول این مسابقه دست یابد.

مسابقه‌ی "آلمان در جستجوی سوپر استار" بیش از شش میلیون بیننده تلویزیونی داشت. همچنین در استودیو بیش از هزار نفر تماشاچی حضور داشتند. طرفداران مهرزاد مرعشی، جوان ۲۹ ساله‌ی ایرانی، با تی‌شرت‌های سبز و پیروان منووین فرولیش، رقیب آلمانی مرعشی، با تی‌شرت‌های قرمز از کاندیدهای خود با شعارهای متفاوتی حمایت می‌کردند.

مهرزاد که مثل هفته‌های پیش با پوشیدن کت و شلوار سبز از جنبش سبز ایران حمایت کرد و برای اجرای این آهنگ به روی صحنه آمد، در ابتدا به مشکل فنی برخورد. او صدای خود و ارکستر را در گوشی‌یی که در گوشش بود نشنید و به همین دلیل شروع ناموفقی داشت. اما بعد از اینکه گوشی خود را از گوش بیرون آورد، توانست از پس کار دشوار خود برآید.
 
در مجموع داوران به این نتیجه رسیدند که منووین از مهرزاد کمی بهتر خوانده و طرفداران داوطلب آلمانی که حدود ۳ / ۲ استودیو را پر کرده بودند، با هیاهوی بسیار برای  پیروزی منووین از صندلی‌های خود برخاستند و او را تشویق کردند. اما نتیجه اصلی بعد از ساعت ۱۲ شب به وسیله یک محضردار رسمی به استودیو آورده شد.

این دو هنرمند حدود ۱۰ دقیقه زجرآور دیگر باید صبر می‌کردند تا مجری برنامه خصوصیات آنها را برمی‌شمرد و بدین‌وسیله فضا را پرهیجان‌تر می‌کرد. بعد از آن در حالی که همه تماشاچیان، داوران و حتا داوطلبان انتظار آن را داشتند که مجری نام منووین را به عنوان برنده اعلام کند، او گفت: «مهرزاد مرعشی، سوپر استار سال ۲۰۱۰ آلمان». تمام طرفداران سبزپوش مهرزاد و والدینش در این لحظه به روی صحنه هجوم بردند و مهرزاد را بغل کردند.

در فینال این مسابقه، پس از آنکه هیات داوران نسبت به نحوه خواندن هنرمندان اظهارنظر کرد، مردم با رای تلفنی مهرزاد را به عنوان "سوپر استار" آلمان انتخاب کردند. قرار است که مهرزاد در چندروز آینده به نیویورک برود و اولین ویدئوی خود را ضبط کند.

منبع: <a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5479429,00.html">دویجه وله</a>]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/04/post_3384/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/04/post_3384/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Mon, 19 Apr 2010 18:28:46 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جعفر پناهی به اتهام ساخت فیلم درباره حوادث پس از انتخابات، همراه خانواده و مهمانانش بازادشت شد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> در اولین ساعات بامداد سه شنبه، ماموران امنیتی با هجوم به خانه جعفر پناهی، کارگردان سرشناس سینمای ایران، او را به اتفاق همسر، دختر و مهمانانش بازداشت کردند. پناه پناهی، فرزند جعفر پناهی در مصاحبه کوتاهی با "روز" ضمن تایید خبر بازداشت خانواده خود گفت: حدود 25 لباس شخصی بیش از 5 ساعت منزل را بازرسی کرده و سپس پدر، مادر و خواهرم را به اتفاق مهمانان پدرم برده اند. 

وی تعداد مهمانان را 15 نفر ذکر کرده و با بیان اینکه همه مهمانان بازداشت شده اند گفت: "آقای رسول اف، کارگردان و آقای ابراهیم غفاری، فیلمبردار، جزو مهمانان بودند؛ متاسفانه اسامی سایر مهمانان را نمیدانم." 

فرزند جعفر پناهی افزود: "من بیرون بودم و وقتی مقابل خانه رسیدم ماموران را دیدم و به خانه نرفتم. بعد همسایه ها خبر دادند که 25 لباس شخصی که 4 نفرشان زن بودند وارد ساختمان شده اند. همسایه ها از ورود آنها جلوگیری کرده و به 110 زنگ زده بودند، اما پلیس 110 گفته این لباس شخصی ها از وزارت اطلاعات هستند و ما نمی توانیم کاری بکنیم. 

پناه پناهی در ادامه گفت: بعد از 5 ساعت تفتیش منزل، کامپیوتر و یک سری وسایل رابا خود برده اند. من هنوز نمیدانم چه چیزهایی را ضبط کرده اند. 

به گفته وی، جعفر پناهی، همسر و دختر این کارگردان به اتفاق 15 مهمان او پس از بازداشت، به مکانی نامعلوم منتقل شده اند. 

فرزند جعفر پناهی از اینکه ماموران حکمی برای تفتیش و بازداشت ارائه داده باشند، وهمچنین از علت تفتیش و بازداشت اعضای خانواده اش و اینکه ماموران امنیتی ساعت ها دنبال چه چیزی بودند، ابراز بی اطلاعی کرد. 

در همین حال، عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، در گفتگو با خبرنگاران ادعا کرد که بازداشت جعفر پناهی به علت هنرمند بودن نبوده و جنبه سياسی نيز ندارد.  او گفت که پناهی به دليل ارتكاب جرائمی در مظان اتهام قرار دارد و به همراه يك نفر ديگر به دستور قاضی پرونده دستگير و تحقيقات از آنان ادامه دارد و چون تحقيقات تازه آغاز شده موضوع در دست بررسی است.

از سوی دیگر از صبح امروز شماری از سینماگران با مراجعه به خانه سینما و مراجع قانونی خواستار روشن شدن دلایل دستگیری جعفر پناهی و دیگر سینماگران ایرانی شدند که شب گذشته در یورش ماموران امنیتی به منزل مسکونی جعفر پناهی در بازداشت به سر می برند.

به گزارش پویا خبر، ساعاتی پیش ماموران وزارت اطلاعات اعلام کرده اند، جعفر پناهی همراه یک گروه از بازیگران سینما و عوامل فنی بدون داشتن مجوز در منزل مسکونی خود در حال ساخت فیلمی درباره حوادث مربوط به انتخابات اخیر بوده اند.

سولماز پناهی فرزند جعفر پناهی به عنوان بازیگر و ابراهیم غفوری و ایمان غفوری به عنوان فیلمبردار و دستیار فیلمبردار دستگیر شده اند اما ماموران وزارت اطلاعات هیچگونه توضیحی در مورد علت دستگیری همسرجعفر پناهی و سایر بازداشت شدگان نداده‌اند.

این درحالی است که ماموران امنیتی پیشتر از خروج جعفر پناهی از کشور جلوگیری کرده بودند.

این کارگردان سینما برای حضور در جشنواره برلین، عازم کشور آلمان بود که روز سه شنبه، 27 بهمن ماه در فرودگاه امام از خروج او جلوگیری به عمل آمد. 

جعفر پناهی در 8 مرداد نیز به اتفاق همسر و فرزندش و  دو سینماگر دیگر به دلیل همراهی با اعتراضات مردمی در بهشت زهرا، چند ساعتی بازداشت شده بود. وی از جمله سینماگرانی بوده که در ماههای پس از انتخابات، در جشنواره‌های بین‌المللی با نماد سبز شرکت کرده و توجه جهانیان را به جنبش سبز مردم ایران جلب نموده است.

]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3288/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/03/post_3288/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Tue, 02 Mar 2010 15:33:05 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مرگ خالق ناتوردشت</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> جى دى سلينجر، نويسنده معروف آمريكايى، كه با كتاب «ناتور دشت» در جهان و ايران شناخته شده است روز چهارشنبه در سن ۹۱ سالگى در خانه خود درگذشت.

پسر اين نويسنده در بيانيه اى اعلام كرده است كه سلينجر به مرگ طبيعى در منزل خود در نيوهمپشاير درگذشت.

سلينجر كه از نويسندگان مطرح قرن بيستم به شمار مى رود با اثر جاودان خود به نام «ناتور دشت» كه در سال ۱۹۵۱ منتشر شد جهان را تكان داد که شهرت و محبوبيت گسترده اى را براى وى به ارمغان آورد ولى او در چند دهه گذشته با پيشه كردن انزواى خود ساخته، به ندرت در انظار عمومى ظاهر شد.

بر اساس گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس، بيش از ۶۰ ميليون نسخه از كتاب «ناتور دشت» در سراسر جهان به فروش رفته است و اثرات آن قابل محاسبه نيست.

اين كتاب به رغم گذشت چندين دهه از انتشار آن همچنان بيانگر روياى بسيارى از آمريكايى هاست؛ «هرگز بزرگ نشو!»

سلينجر در يادداشتى كه در سال ۱۹۵۵ براى كتاب «نويسندگان قرن بيستم» به رشته تحرير در آورد، نوشت: «من آگاهم كه برخى از دوستانم در خصوص پاره اى از فصل هاى ناتور دشت، غمگين يا بهت زده و يا بهت زده غمگين خواهند بود. برخى از بهترين دوستانم بچه ها هستند. در حقيقت، تمام دوستان خوب من، بچه ها هستند.»

وى افزود: «براى من تحمل ناپذير خواهد بود كه ببينم كتابم در قفسه هايى گذاشته مى شود كه دستان بچه ها بدان نمى رسد.»

آخرين كتابى كه از سلينجر منتشر شد مربوط به سال ۱۹۶۵ و با نام «هاپ وورث ۱۶، ۱۹۲۸» بود. جرى برت، يكى از همسايگان اين نويسنده در سال ۱۹۹۹ گفت: «سلينجر سالها پيش به او گفته است كه حداقل ۱۵ كتاب منتشر نشده را در جاى امنى در خانه اش نگهداشته است.»

سلینجر در سال ۱۹۸۰ در مصاحبه كوتاهى گفته بود: «من عاشق نوشتن هستم و به شما اطمينان مى دهم كه به طور منظم اين كار را مى كنم. اما براى خودم مى نويسم، براى دل خودم. و دوست دارم كه در تنهايى اين كار را انجام بدهم.»

از سلينجر كه نام اصلى وى «جروم ديويد سلينجر» است حدود ده اثر در ايران منتشر شده است كه از جمله آنها مى توان به آثارى چون «فرانى و زويى»، «بالا بلندتر از هر بلند بالايى»، «دلتنگى هاى نقاش خيابان چهل هشتم» و «نغمه غمگين» اشاره كرد.

داريوش مهرجويى، فيلمساز مطرح ايرانى نيز با برداشت آزاد از كتاب «فرانى و زويى» فيلم «پرى» را در دهه ۱۳۷۰ به روى پرده آورد.

منبع: <a href="http://www.radiofarda.com/content/f4_Salinger_dies_Writer_CatherInTheRye_American/1942677.html">رادیوفردا</a>]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2010/01/post_3218/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2010/01/post_3218/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Fri, 29 Jan 2010 11:45:19 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نیکو خردمند درگذشت</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> نیکو خردمند بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، سحرگاه  سه‌شنبه پس از سال‌ها تحمل رنج بیماری درگذشت.

آهو خردمند خواهر این بازیگر، با تائید خبر درگذشت نیکو خردمند به خبرگزاری مهر گفت: «وی پس از عارضه سکته قلبی در بیمارستان ابن سینا بستری بودند و امروز نزدیک چهار صبح دارفانی را وداع گفت.»

نیکو خردمند که ۲۷ شهریور ماه در جشن خانه سینما مورد تجلیل قرار گرفت، متولد ۱۳۱۱ در تهران است و فعالیت هنری‌اش را از سال ۱۳۳۷ با گویندگی در رادیو آغاز کرد.

 خردمند، بازی در سینما را از سال ۱۳۶۹ با فیلم «پرده آخر» به کارگردانی واروژ کریم مسیحی آغاز کرد که در این نقش، موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در نهمین جشنواره فیلم فجر شد.

این هنرمند همچنین، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر را برای فیلم «بازیچه» دریافت کرد.

خانه خلوت (مهدی صباغ‌زاده)، مسافران (بهرام بیضایی)، بازیچه (تورج منصوری)، غزال (مجتبی راعی)، کاغذ بی‌خط (ناصر تقوایی) و کافه ستاره (سامان مقدم) از فیلم‌هایی هستند که وی در آنها به ایفای نقش پرداخته است.

فیلم پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان) با بازی این بازیگر هنوز اکران عمومی نشده است.

«باغ گیلاس»، «آوای فاخته»، «کت جادویی»، «آپارتمان»، «دزدان مادربزرگ» و «کت جادویی» از جمله سریال‌هایی بود که  خردمند در آنها بازی کرده بود.

مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند پنج‌شنبه ۲۸ آبان ماه، ساعت ۹ صبح از مقابل خانه سینما برگزار می‌شود.

منبع: رادیو زمانه
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_3033/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_3033/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Tue, 17 Nov 2009 14:13:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پنجاه نویسنده و منتقد ادبی به صادق لاریجانی: جواد ماهزاده را آزاد کنید</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> بیش از 50 نویسنده، منتقد و روزنامه نگار ادبی در نامه‌ای به رییس قوه قضاییه خواستار آزادی جواد ماهزاده نویسنده و منتقد ادبی شدند.

به گزارش خبرنگار <a href="http://ilna.ir/newsText.aspx?id=89957">ايلنا</a>، در این نامه آمده است: به آگاهی می رسانیم که نزدیک یک ماه از بازداشت جواد ماهزاده، نویسنده و منتقد ادبی کشورمان می گذرد.

این نامه می افزاید: او یکی از فعال ترین منتقدان ادبی و فرهنگی کشورمان است که علاوه بر نقد داستان و رمان، رمانی با نام "خنده ات را از من بگیر" نیز منتشر کرده است. متاسفانه در این مدت جامعه ادبی و فرهنگی کشور در بی اطلاعی کامل از وضعیت او به سر می برد و هیچ توضیحی درباره بازداشت او داده نشده است.
 
در این نامه هم چنین آمده است: بازداشت این نویسنده در طول یک ماه اخیر پرسش های بسیاری را بین نویسندگان و فعالان ادبی و هنری ایران به وجود آورده است و علیرغم تاکیدات مقامات بر رعایت قانون در بازداشت های اخیر، تا کنون از سوی مراجع قضايي دليلي براي بازداشت وي اعلام نشده و همين بر ابهامات افزوده است.

امضا کنندگان این نامه از مقامات قضایی خواسته اند که ضمن رعایت حقوق قانونی این نویسنده، زمینه آزادی او را هر چه سریع‌تر فراهم کنند.

اسامی امضا کنندگان این نامه به شرح زیر است:

شمس آقاجانی، امیر احمدی آریان، محمدهاشم اکبریانی، مریم آموسا، پگاه احمدی، امیلی امرایی، سهام‌الدین بورقانی، علیرضا بهنام، فتح‌الله بی‌نیاز، یونس تراکمه، رویا تفتی، حامد حبیبی، سپیده جدیری، الهه خسروی، امیرحسین خورشیدفر، نیلوفر رستمی، پدرام رضایی‌زاده، رویا زرین، علي دهقان، بلقیس سلیمانی، علی اصغر سیدآبادی، علی شروقی، محمدحسن شهسواری، حسین شیخ‌الاسلامی، سجاد صاحبان‌زند، کمال صادقی، فرزانه طاهری، احسان عابدی، جواد عاطفه، پوریا عالمی، علی عبداللهی، سعید عباسپور، یوسف علیخانی، سینا علی‌محمدی، متین غفاریان، علیرضا غلامی، مهدی فاتحی، حسن فرهنگی، گیسو فغفوری، کاوه فولادی، خجسته کیهان، سهیل محمودی، سیدابوالحسن مختاباد، مریم مهتدی، مریم منصوری، سپینود ناجیان، رضا نجفی، پیمان هوشمندزاده، مهدی یزدانی‌خرم

گفتنی است جواد ماهزاده، سی‌ام مهرماه، هنگامی که قصد رفتن به محل کار خود را داشت، بازداشت شد.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_3030/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_3030/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Mon, 16 Nov 2009 19:57:24 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعتصاب غدای گسترده‌ی دانشجویان علم‌وصنعت در اعتراض به بازداشت پویا شریفی</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> ظهر امروز (سه شنبه 19 آبان) جمعی از دانشجویان علم و صنعت در اعتراض به زندانی شدن "پویا شریفی" دانشجوی دانشگاه علم و صنعت، که در پی یورش ماموران در شب دوازدهم آبان به منزلش بازداشت شده است، دست به اعتصاب غذای گسترده زدند.

بنابر گزارش رسیده به بامدادخبر، امروز و با شروع به کار سلف، دانشجویان به صورت جداگانه در سلف های پسران و دختران اقدام به چیدن ظرف های غذا به سمت ساختمان ریاست کردند. استقبال گسترده دانشجویان از این حرکت منجر به تشکیل صف های چندین متری از ظروف غذا شده به طوری که این صف به سرعت به مقابل درب ساختمان ریاست دانشگاه رسید. بعد از چیده شدن ظروف، دانشجویان در دو طرف ظرف ها تجمع کرده و در حمایت از دوست دربندشان شعارهایی سردادند.

"شریفی عزیزم راهت ادامه دارد"، "ایران شده بازداشتگاه، اوین شده دانشگاه"، "الله اکبر"، "مرگ بر دیکتاتور"، "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد"، " زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "شریفی شریفی حمایتت می کنیم" و... ازجمله این شعارها بود. با توجه به این که بیشتر تجمع دانشجویان در جلوی ساختمان ریاست بود، مسئولین خدمات دانشگاه با دستور مامورین حراست اقدام به جمع‌آوری ظروف از ابتدای صف و مقابل سلف کردند که این حرکت با اعتراض شدید دانشجویان روبرو شد.

با گذشت یک ساعت از شروع تجمع تعداد دانشجویان به حدود پانصد نفر رسید. دانشجویان در ادامه شعارهایی مانند "محمود خائن..."، "نه بسیج نه سپاه نه جنتی نه مصباح"، "موسوی زنده باد کروبی پاینده باد"، "تا احمدی نژاده هر روز همین بساطه"، "مرگ بر جیره خوار"، "سپاهی بی غیرت تشنه خون ملت" ، دیکتاتور به گوش باش این آخرین پیام است جنبش سبز ایران آماده قیام است و... سر داده و با شعارهای "کیانوش کیانوش راهت ادامه دارد"، "برادر شهیدم حقتو پس می گیرم" و "کیانوش کیانوش خونت پس میگیرم" یادی از "کیانوش آسا" هم دانشگاهی شهیدانشان نیز- که در اعتراضات پس از انتخابات در اثر تیراندازی نیروهای نظامی کشته شده بود- کردند.

در پایان مراسم، دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی به سمت سلف اساتید حرکت کردند و با سر دادان شعار "استاد علم و صنعت حمایت حمایت" خواستار همراهی اساتید شدند.

گفتنی است پویا شریفی دانشجوی دانشگاه علم وصنعت، از سه شنبه هفته قبل در سلول انفرادی بند 209 اوین زندانی است و در این مدت تنها طی یک تماس تلفنی از سلامتی نسبی خود خبر داده است.

پیش از این، شریفی که از اعضای ارشد ستاد دانشجویی موسوی در ایام انتخابات دهم ریاست جمهوری بود، به خاطر فعالیت‌های انتخاباتی در داخل دانشگاه از سوی کمیته انضباطی دانشگاه علم و صنعت به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شده بود. وی که هم اکنون در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه امیرکبیر پذیرفته شده است به دلیل صدور این حکم تاکنون به دلیل موفق به اخذ مدرک کارشناسی از علم و صنعت نشده است. ]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_2992/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_2992/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">University</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Tue, 10 Nov 2009 19:14:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مهدی سحابی، مترجم مطرح ایرانی درگذشت</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> مهدی سحابی نقاش، مجسمه‌ساز، نویسنده، عکاس و مترجم ایرانی، صبح روز دوشنبه 18 آبان، بر اثر ایست قلبی در فرانسه درگذشت.

مهدی سحابی (متولد ۱۳۲۳) در شهر قزوین نقاش، مجسمه‌ساز، نویسنده، عکاس و مترجم بود. عمده شهرت سحابی بابت ترجمه مجموعه "درجستجوی زمان از دست رفته" نوشته مارسل پروست است. سحابی در آغاز به تحصیل در هنرکده هنرهای تزیینی تهران و سپس فرهنگستان هنرهای زیبای رم مشغول شد، اما پس از مدتی هر دو را رها کرد. وی آنگاه به سراغ روزنامه‌نگاری، بازیگری و عکاسی رفت و در آخر به سراغ ادبیات، نقاشی و ترجمه ادبی. او دوره نقاشي و كارگرداني را هم نيمه تمام نهاد و به روزنامه‌نگاری روي آورد؛ هرچند او خود روزنامه‌نگار شدنش را هم تصادفی می خواند. سحابي سال 1351 وارد روزنامه كيهان شد و تا سال 1358 نيز در همان روزنامه ماند.

وی آثارفراوانی را از زبان‌های انگلیسی، فرانسه و ایتالیایی به فارسی برگردانده که بچه های نیمه شب، اثر سلمان رشدی از آن جمله است؛ اما بی گمان ترجمه رمان عظیم "مارسل پروست" مهم‌ترین کار اوست.

«شرم» دیگر اثر سلمان رشدی، «بارون درخت‌نشین» ایتالو کالوینو، «مرگ قسطی» اثر لویی فردینان سلین، «مادام بواری» و «تربیت احساسات» از نوشته‌های گوستاو فلوبر و «تقسیم» نوشته پیرو کیارا از ترجمه‌های سحابی است.

مهدی سحابی که همسری فرانسوی داشت، در سال های اخیر اغلب در فرانسه و در کنار فرزندانش زندگي مي‌كرد. او سرانجام صبح روزدوشنبه بر اثر ايست قلبي و دور از وطن درگذشت.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_2991/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_2991/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Tue, 10 Nov 2009 18:53:30 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نامه‌ی انتقادی بهمن قبادی به عباس کیارستمی: چطور می‌توانی آسوده بخوابی؟ /مردم سکوت هنرمندان را فراموش نخواهند کرد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> بهمن قبادی کارگردان سرشناس ایرانی در نامه ای انتقادی به عباس کیارستمی، دیگر کارگردان بین‌المللی کشور نوشته است: در این روزهای حساس و سرنوشت ساز چه بخواهی چه نخواهی، چه درست چه نادرست، تنها معیار شرف و عزت و افتخار، همراهی با مردم و همراهی نکردن با مخالفان مردم است. شما با حرف‌هایت، ما را از اعتراض کردن در جشنواره‌ها و پیوستن به مردم و فیلمسازی درباره مشکلات اجتماعی و سیاسی نهی کرده‌ای. مردم سکوت هنرمندان را فراموش نخواهند کرد. مردم بهترین داوران‌اند.

متن این نامه به شرح زیر است:

آقای کیارستمی عزیز!

در تمام سالهایی که برایم همچون یک فیلمسازمحترم عزیز و دوست داشتنی بودی، هیچگاه به خودم اجازه ندادم که حتی نامه‌ای شخصی برایت بنویسم. هروقت می خواستم حرف ها و دلتنگی‌هایم را به زبان بیاورم، به جایش ترجیح می‌دادم شنونده‌ی حرف‌های نغز و تاثیرگذار و آرامش بخش شما باشم. اما گفتگوی اخیر شما با یک رسانه‌ی خارجی مرا در چنان بهت و حیرتی فرو برد که برای نخستین بار برای نوشتن این نامه سرگشاده دست به قلم بردم.

همه چیز از آن شب لعنتی شروع شد. شبی که در جشنواره‌ی ابوظبی بازویم را گرفتی و به کناری کشیدی و گفتی که فیلمم (کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره) را دوست نداری. ناراحت نشدم، اما تعجب کردم! همین فیلم را برای اول بار نه در ابوظبی، بلکه چندین ماه پیش در خانه خودم در تهران دیده بودی. و گفته بودی دوستش داری. حیرت‌آور بود که شخصیتی چون شما در عرض چندماه چنین فراخ، تغییر عقیده دهد. با این همه، همچون همیشه نظرت برایم مهم بود و از شما تشکر کردم. اما ادامه دادی. حرف‌هایی زدی که باور نمی‌کردم هیچگاه از زبان شما بشنوم. از من و سینما و رویکرد من به مسائل اجتماعی شروع کردی و بعد به جعفر پناهی پرداختی و همه‌ی ماها را حسابی نواختی. با کلماتی ناپسند که هیچ‌گاه باور نمی‌کردم از زبان مودب و باحیای شما بیان شود، فیلمسازی ماها را به سخیف‌ترین عمل‌ها تشبیه کردی و از نحوه‌ی پرداختن فیلمسازانی چون من و دیگران به رخدادهای اجتماعی، انتقاد کردی. به این حرف‌ها هم اکتفا نکردی. من را و دیگرانی که صدای مردم را در زیرزمین و پستو و خانه و کوچه و خیابان شهرمان شنیده بودیم، به دروغ‌گویی در فیلم‌هایمان متهم کردی.

گفتی زمانی که تماشاگران برای فیلمی دست بزنند و هورا بکشند مرگ آن فیلمساز فرا رسیده است. (آیا هنگامی که در پایان نمایش فیلم‌های -زیر درختان زیتون – و- طعم گیلاس – در جشنواره کن تماشاگران دست زدند و هورا کشیدند- مرگ فیلمسازی کیارستمی فرا رسیده بود؟)- پس از نمایش فیلم من در آن سالن عظیم، تنها کسی که روی صندلی نشسته بود و دست نمی‌زد و شاید عصبانی بود شما بودی.

استاد عزیز و گرامی من! تعاریف شخصی شما از سینما برای من و همه‌ی سینما دوستان محترم بوده است. اما این باعث نمی‌شود به شما حق دهیم با منش یک جانبه و محدود، در دنیای هنر تعیین تکلیف کنی و سینمایی که همچون آثار خودت خاموش و بی‌صدا و بی‌ارتباط با دغدغه‌های اجتماعی نباشد را بی ارزش بدانی.

من جایزه‌ام را از نَفَس گرم تماشاگران فیلم‌هایم می‌گیرم. آن کف زدن‌ها و تشویق‌ها در ابوظبی، برایم ارزشمند‌تر از آن جایزه نقدی بود که همان تماشاگران به من دادند. برعکس شما، من به تاثیرگذاری عاطفی بر مخاطب معتقدم وسبک و سیاق من است.

وقتی آن شب مرا به کناری کشیدی، فکر کردم به قصد دلجویی آمدی. پس همان لحظه سعی کردم توضیح دهم تا بدانی که معتقدم جایزه ندادن و جایزه نگرفتن نیاز به هیچ توضیحی ندارد. کاش همان جا دم فرو می‌بستی تا اسطوره‌ای که همه‌ی این سالها از شما در ذهنم ساخته بودم با این صدای مهیب شکسته نمی شد.

آقای کیارستمی عزیز!

شما برای پاک کردن دامنت ازسکوت و محافظه‌کاری، صحیح نیست وجه پر ارزش تعهد اجتماعی فیلم‌های ما را نوعی اتهام جلوه‌دهی و به خاطر این ویژگی خطیری که ما داریم و شما نداری، سرزنش‌مان کنی.

در تمام این سال‌ها با کمترین تاثیرپذیری از سیاست و جامعه فیلم ساختی، که صد البته حق شما بود و انتخاب شما. سکوت هم حق شما بود، هرچند اگر لب به انتقاد از ستمگری حاکمان و اوضاع نابه‌سامان اجتماعی هم می‌گشودی، حاشیه امنیت‌ات از تمامی ما بیشتر بود. اگر به خاطر جفاهایی که به من و جعفر و فیلمسازان دیگر شده فقط جشنواره‌ها و نهاد‌های مردمی دنیا از ما حمایت می‌کنند، در مقابل تلنگری احتمالی از سوی حکومت به شما، سازمان ملل در پشت شما می‌ایستد. با این حال همان طور که گفتم سکوت حق شماست. اما آنچه حق شما نیست، بیان حرف‌هایی است که تیتر روزنامه‌های حامی دولت ایران می‌شود و رژیم ایران را خشنود می کند. بر چه اساس به خود اجازه می‌دهی تلاش فیلمسازان را برای همراهی با مردم ستم‌دیده و شرافتمند، با کلمات ناپسند به مسخره بگیری و بدتر از آن هم زبان با دیکتاتورهای دینی به نهی از منکر روی آوری؟ چه باعث شده تا حرف‌هایی که پیش از این تنها از زبان مسولان حکومتی سینما و روزنامه نویسان کیهان شنیده بودیم را این بار از زبان شما بشنویم؟

پیش‌تر گفته بودی ایران بهترین جای دنیا برای فیلمسازی است. شاید برای فیلمسازی چون شما و فیلم‌هایی که می سازی چنین باشد. اما خوب می‌دانی که دل همه فیلمسازانی که دغدغه سینمای مستقل و اندیشمند را دارند و ایران امروز و جامعه ایرانی نیز دغدغه‌شان است از وضعیت پادگانی سینما خون است. چطور می‌توانی کشوری را که سخت‌ترین سانسورها را در فیلم‌سازی اعمال می‌کند، بهترین جای دنیا برای فیلمسازی بدانی؟ در شرایطی که سینماگران ما یکی پس از دیگری ممنوع‌الخروج می‌شوند و بعضی از آنها مثل جعفر پناهی امکان فیلمسازی در یک پروژه بزرگ بین‌المللی را به همین دلیل از دست می‌دهند، به عوض اینکه از آنها دفاع و پشتیبانی کنی، آنها را مذمت می‌کنی که چرا در ایران- به قول شما بهترین جای دنیا برای فیلم‌سازی- فیلم نمی‌سازند؟ حتما مزاح کرده‌ای. اما من هیچ نشانی از لطیفه‌گویی و طعنه و کنایه در حرف‌هایت ندیدم. اگر واقعا به حرفت باور داری، چرا تازه‌ترین فیلمت را در ایالت توسکانی ایتالیا، در پنج هزار کیلومتری تهران ساخته‌ای؟

به طعنه گفته‌ای: “...اگر بهمن قبادی فکر می‌کند در خارج از ایران شرایط بهتری برای ساخت فیلم دارد به او تبریک می‌گویم… آنچه از ایرانی‌هایی که کشور را ترک کرده‌اند مشاهده کرده‌ام، پیامد چندان مثبتی نبوده است...” من هیچ‌گاه به خواست و اختیار خودم از ایران خارج نشدم. مرا از کشورم بیرون کردند. همه‌ی درها را برای ساختن فیلم به روی من بستند. با وجود همه این مشکلات، در همان روزها که شما در ایتالیا تدارک فیلم تازه‌ات را می‌دیدی، من آخرین فیلمم را در قلب تهران ساختم. دلم نمی‌خواهد حرف‌هایت را به فرافکنی تعبیر کنم.

من اگر مثل هر وطن‌دوست دیگری سنگ کشورم را به سینه می‌زنم و دغدغه ‌ی جامعه‌ام را دارم، اگر برای جامعه‌ام فیلم می‌سازم، برای این است که جامعه مرا فیلم‌ساز کرده است. من هیچگاه موافق ترک وطن نیستم، چه برسد که به گفته شما با فیلمم جوانان را تشویق به ترک وطن کنم. فیلم مرا به زودی همه‌ی مخطبان ایرانی داخل کشور به رایگان خواهند دید و خود در این‌باره قضاوت خواهند کرد.

گفته‌ای: “…جایی که شب‌ها می‌توانم آرام بخوابم، خانه ام است…” چطور می توانی در شرایطی که همه‌ی دنیا می‌دانند هر روز چه بر سر جوانان ایران می‌آید، آسوده بخوابی؟ چطور می‌توانی درحالی که مردم ایران خواب خوش ندارند و در بیم آینده‌ای تاریک برای فرزندان‌شان به سر می برند، شبها آرام بخوابی؟ چه می‌دانی فیلمسازی با ترس و هراس و بدون مجوز یعنی چه؟ چه می‌دانی زندانی شدن به خاطر موفقیت فیلمت در کن و بازجویی شدن به خاطر حرف‌هایی که در خارج از کشور زدی یعنی چه؟ من این‌ها را با گوشت و پوستم حس کرده‌ام و به همین دلیل است که مثل شما خواب راحت ندارم. برای همین است که جامعه ایران، امروز برایم مهم‌تر از سینما است. برای کمک به هموطنانم که در رنج و بی‌عدالتی به سر می‌برند حتی حاضرم سینما را رها کنم و وظیفه‌ام را در قبالشان انجام دهم. دلم برای آپارتمان یک خوابه‌ی کوچک‌ام که زمانی در آن شب‌ها راحت می‌خوابیدم و روزها پذیرای دوستان و همکارانم بودم تنگ شده. مدت‌ها است که دیگر در آنجا خواب راحت نداشتم. اما شما راحت بخواب. حتما می‌توانی.

گفته ای:”… می خواهم هم چنان در کشور خودم و به زبان مادری‌ام فیلم بسازم…” شما را هیچ‌وقت به خاطر کرد بودن و به خاطر سنی بودن محکوم به سکوت نکرده بودند. اما در همان کشوری که کشور من هم هست، هیچ‌گاه اجازه ندادند به زبان مادری‌ام فیلم بسازم و یکی از دلایل توقیف فیلم‌هایم هم همین بوده است.

من هم مثل شما می خواهم در کشور خودم و به زبان مادری‌ام فیلم بسازم. من هم عاشق کشور و خانه‌ام هستم. اما همه‌ی این‌ها از من دریغ شده چون سکوت نکرده‌ام. و شما همه‌ی این ها را داری– به قیمت حرف نزدن و سکوت. کاش می‌گذاشتی همه چیز به همین وضع باقی بماند. شما به راه خودت می‌رفتی با داشته‌هایت و با خواب آرامی که– در خانه‌ات در ته آن بن بست- حاصل می‌شد، و ما هم به راه خودمان می‌رفتیم، با هم‌صدایی با مردمی که سرنوشت شان برای ما از سینما مهم‌تر است و با داشته‌هایی که از ما دریغ کرده‌اند و می‌کنند. دیگر چه نیازی بود به همصدا شدن با کسانی که مردم را سرکوب می‌کنند؟

آقای کیارستمی عزیز! در این روزهای حساس و سرنوشت ساز چه بخواهی چه نخواهی، چه درست چه نادرست، تنها معیار شرف و عزت و افتخار، همراهی با مردم و همراهی نکردن با مخالفان مردم است. شما با حرف‌هایت، ما را از اعتراض کردن در جشنواره‌ها و پیوستن به مردم و فیلمسازی درباره مشکلات اجتماعی و سیاسی نهی کرده‌ای. مردم سکوت هنرمندان را فراموش نخواهند کرد.

مردم بهترین داوران‌اند.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_2990/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_2990/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Tue, 10 Nov 2009 17:51:11 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شجریان به یاد مشکاتیان در نیشابور می‌خواند</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامداد خبر: </strong>محمدرضا شجریان در نیشابور گفت: «در آینده‌ای نزدیک در نیشابور به یاد هنرمند فقید مشکاتیان آواز می‌خوانم». 

محمدرضا شجریان ظهر جمعه در جمع خبرنگاران در آرامگاه عطارنیشابور افزود: «آوازی در رثای استاد مشکاتیان را در حال آماده‌سازی دارم تا آن را در نیشابور برای مردم فرهیخته آن اجرا کنم». 

وی تصریح کرد: «من و پرویز رابطه دوستانه نزدیکی با هم داشتیم تا جایی که همدیگر را به اسم کوچک صدا می‌زدیم و بین ما احساسی چون پدر و پسر حاکم بود». 

شجریان درباره داماد فقیدش خاطرنشان کرد: «پرویز زود از میان ما رفت کرد و این امر مسئولیت ما را در قبال دو دسته گل به یادگار مانده از او سنگین‌تر کرده است». 

استاد پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. 

فرزندان مشکاتیان نوه‌های استاد محمدرضا شجریان هستند.


منبع: آفتاب]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_2965/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/11/post_2965/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Sat, 07 Nov 2009 16:36:58 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یازدهمین جشنواره فیلم بمبئی در غیاب پناهی آغاز شد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامداد خبر:</strong> رئیس جشنواره فیلم بمبئی در مراسم افتتاحیه جشنواره بار دیگر خواستار سفر جعفر پناهی به هند و حضور در هیئت داوری یازدهمین دوره این رویداد سینمایی شد.

هالیوود ریپورتر اعلام کرد شیام بنگال فیلمساز سرشناس هندی و رئیس آکادمی تصاویر متحرک بمبئی پنجشنبه شب در مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم بمبئی گفت: «ما از دولت ایران می‌خواهیم به جعفر پناهی اجازه خروج از ایران بدهند. او هر زمان که به جشنواره بمبئی بیاید، ما استقبال می‌کنیم».

پل شریدر فیلمساز و نویسنده سرشناس آمریکایی ریاست هیئت داوران بخش مسابقه یازدهمین جشنواره فیلم بمبئی را به عهده دارد. جشنواره بمبئی امسال جایزه یک عمر فعالیت پرثمر سینمایی را به تئو آنگلوپولوس فیلمساز نامدار یونانی و شاشی کاپور اهدا می‌کند. جایزه بین‌المللی یک عمر فعالیت روز پنجم نوامبر در مراسم اختتامیه جشنواره به آنگلوپولوس اهدا می‌شود.

کاپور هم که با فیلم‌هایی چون "دیوار" و "نمک حلال" به افسانه سینمای هند تبدیل شده، جایزه ملی یک عمر فعالیت را روز 29 اکتبر در مراسم افتتاحیه جشنواره دریافت کرد. برگزیده‌ای از فیلم‌های این دو چهره برگزیده سینمای هند و جهان در بخشی از جشنواره فیلم بمبئی برای علاقمندان سینما به نمایش درمی‌آید.

بخش اصلی جشنواره فیلم بمبئی به مسابقه بین‌المللی فیلم‌های اول اختصاص دارد و در کنار آن بخش‌هایی چون سینمای جهان، نمایش هندی، رقابت فیلم‌های کوتاه و مرور هم به چشم می‌خورد. 

دو جایزه اصلی جشنواره یکی مجسمه دروازه طلایی هند با 100 هزار دلار پول نقد و دیگری مجسمه دروازه نقره‌ای هند با 50 هزار دلار پول نقد است.

فیلم‌های سینمایی "بیست" ساخته عبدالرضا کاهانی، "کشتزارهای سپید" محمد رسول‌اف، "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" شهرام مکری، "صندلی خالی" ساخته سامان استرکی و "هر شب تنهایی" رسول صدرعاملی نمایندگان ایران در جشنواره بمبئی هستند که در بخش سینمای جهان آن به نمایش درمی‌آیند.



منبع: آفتاب
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2910/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2910/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Sat, 31 Oct 2009 15:27:55 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هشدار ۴۶ سينماگر سرشناس ايرانی به مردم: انحصارطلبان بين ما و شما فاصله انداخته‌اند</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> 46 سينماگر سرشناس ايرانی طی بيانيه‌ای نسبت به حذف سينمای مستقل در کشور هشدار داده و خطاب به ملت ايران اعلام کردند که "جريانی بين ما و شما فاصله انداخته است." این سینماگران که در میان آنان نام چهره‌های سرشناسی چون عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، ناصر تقوايی، سیروس الوند، رخشان بنی‌اعتماد دیده می‌شود، انحصارطلبی را مانع رودررويی مستقيم خود با مردم دانسته‌اند. متن کامل این بیانیه در زیر می‌آید:

دوستداران سينمای ايران!

سالن‌های سينما بعضی ازفيلم‌های ما را نشان نمی‌دهند و بسياری از فيلم‌ها با محدوديت به نمايش در می‌آيند و هيچ قانونی از ما پشتيبانی نمی‌کند. جريانی بين ما و شما فاصله انداخته است. اين جريان خواستار حاکميت پول و سرمايه است و هر کس برای اين حاکميت فيلم نسازد، در نمايش عمومی با شگردهای بازاری تنبيه می‌شود. در شرايط کنونی، ملاک برای نمايش عمومی يک فيلم، فيلمساز آبرودار و فيلم آبرومند نيست. می‌خواهند سينمای مستقل را حذف کنند و يا حداکثر لطف کنند و در گلخانه نگه دارند.

علاقه‌مندان به سينمای ايران!

ما اين فيلم‌ها را برای شما و به عشق شما می‌سازيم.

رودررويی مستقيم با مردم حق هر سينماگری است و نيز حق مردم است که فيلم‌های متفاوت ببينند؛ اما انحصارطلبی راه را بسته است.

اگر ساز و کارتوليد و پخش ونمايش در اين سينما اصلاح نشود. واگردر نمايش فيلم‌ها عدالت اقتصادی و فرهنکی اعمال نشود، بايد بزودی شاهد حذف سينمای مستقل ايران باشيم.

سعيد ابراهيمی‌فر – محمد احمدی – سعيد اسدی – سيروس الوند- محسن امير يوسفی – عليرضا امينی – محمد بزرگ نيا – رخشان بنی‌اعتماد - فريال بهزاد – حبيب الله بهمنی – بهرام بيضايی – کامبوزيا پرتوی – کيومرث پوراحمد – ناصر تقوايی – قاسم جعفری – محمد حسين حقيقی – منيژه حکمت ـ عزيزالله حميدنژاد – اکبر خواجويی – عليرضا داودنژاد – ابوالحسن داودی – احمد رضا درويش - اميرشهاب رضويان – عباس رافعی – علی ژکان – محمد علی سجادی – سيامک شايقی – پرويز شهبازی – يدالله صمدی ـ کيانوش عياری – ناصر غلامرضايی – مهدی فخيم زاده – اصغر فرهادی ـ ابراهيم فروزش – مهرداد فريد – مجيد قاری زاده – رهبر قنبری – ايرج کريمی – عباس کيارستمی – عبدالرضا کاهانی – منوچهر مصيری – خسرو معصومی – نادر مقدس – محمد متوسلانی – اصغر هاشمی – محمد رضا هنرمند


]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2903/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2903/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Fri, 30 Oct 2009 22:56:55 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بعد از بیضایی و چرمشیر، محمد یعقوبی هم از جشنواره تئاتر فجر کناره‌گیری کرد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> پس از اعلام عدم حضور بهرام بیضایی و محمد چرمشیر در جشنواره تئاتر فجر، محمد یعقوبی، نمایشنامه‌نویس و كارگردان تئاتر نیز در اقدامی اعتراضی گفت در این جشنواره شرکت نخواهد کرد.

یعقوبی كه سال گذشته نمایش «خشكسالی و دروغ» را در بخش چشم‌انداز بیست‌وهفتمین جشنواره تئاتر فجر اجرا كرده بود، درباره حضورش در جشنواره بیست‌وهشتم خاطرنشان کرد: من در این دوره از جشنواره فجر به دلایلی كه مشخص است، شركت نخواهم كرد.

سرپرست گروه تئاتر «این روزها» كه همواره به مسائل و اتفاقات روز توجه خاصی دارد، در ادامه این گفت‌وگو از تمام نمایشنامه‌نویسان دعوت كرد در صورت تمایل، نمایشنامه هایی را كه درباره شرایط فعلی جامعه و حوادث و فجایع پس از انتخابات می‌نویسند، بر <a href="http://www.yaghoubee.com">سایت</a> او قرار بدهند. 


یعقوبی با اشاره به بیانیه چند نفر از نمایشنامه‌نویسان درباره دعوت از همكارانشان برای نگارش نمایشنامه‌هایی درباره شرایط روز، ادامه می‌دهد: به دنبال این دعوت من هم از تمام همكارانم دعوت می‌كنم در صورت تمایل، آثارشان را برایم بفرستند، البته از آنجا كه هدف ما اجرای این آثار است؛ بنابراین آثاری بر این سایت قرار می‌گیرند كه با رعایت قوانین ایران‌، شرایط اجرا داشته باشند و آثاری كه قابل اجرا نیستند بر سایت هم قرار نخواهند گرفت. 
]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2838/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2838/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Wed, 21 Oct 2009 22:48:19 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تحریم جشنواره تئاتر فجر، با کناره‌گیری رسمی بیضایی و چرمشیر کلید خورد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> در پی گمانه‌زنی‌های هفته‌های اخیر درباره حضور چهره‌های سرشناس عرصه تئاتر در بیست‌و‌هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر بهرام بیضایی و محمد چرمشر از عدم حضور خود در این دوره از جشنواره خبر دادند.

بهرام بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر اعمال چند حذف در نمایشنامه «سهراب‌کشی» که وی جهت اجرا به مرکز هنرهای نمایشی ارائه داده بود و سوء‌تفاهم‌های ناخواسته دیگری که محصول حساسیت‌های این روزها است را دلایل انصراف خود از حضور در جشنواره عنوان می‌کند.

در حالی که پیش از این مرکز هنرهای نمایشی از حضور این نمایشنامه‌نویس توانا در جشنواره تئاتر فجر خبر داده بودند بیضایی می‌گوید: اجرای جشنواره‌ای گاه‌گاه گوشه‌ای از گفت‌وگو و پيشنهاد بود ولی هرگز شرط اجرای «سهراب‌كشی» نبود.

وی می‌افزاید: اين‌ گفت‌وگوها تا اين تاريخ هم هرگز نهايی نشده و به قرارداد نرسيده است.

محمد چرمشیر، نمایشنامه‌نویس نیز با انتشار نامه‌ای به حسین پارسایی دبیر بیست‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر خواستار خارج کردن نمایشنامه‌های نوشته شده توسط وی از جشنواره شد.

چرمشیر پیش از این به همراه هفت نمایشنامه‌نویس دیگر با انتشار نامه‌ای نسبت به حوادث بعد از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری واکنش نشان داده و از نمایشنامه‌نویسان خواستند که راوی صادق روزگار خود باشند.

حسین پارسایی دبیر جشنواره بیست‌و‌هشتم تئاتر فجر با تایید خبر کناره‌گیری چرمشیر از جشنواره افزوده است که این نمایشنامه‌نویس دليلی برای اين کناره‌گیری بیان نکرده است.

حسن فتحی نیز که پیش از این قرار بود با نمایش «آنتیگونه» در جشنواره بیست‌و‌هشتم تئاتر فجر حضور داشته باشد از احتمال طولانی شدن فیلمبرداری فیلم جدیدش و انصراف از شرکت در جشنواره خبر داده است.

به نظر می‌رسد بیست‌و‌هشتمین دوره تئاتر فجر با عدم حضور بسیاری از چهره‌های شناخته شده این عرصه مواجه باشد.

بر اساس گزارش‌ها چهره‌های برجسته‌ای چون قرهاد مهندس‌پور، محمد رضایی‌راد، حمید امجد و جلال تهرانی که پیش از این هم حضور گاه به گاهی در جشنواره فجر داشته‌اند در این دوره از جشنواره نیز حضور نخواهند داشت.

امیر دژاکام و نصرالله قادری هم که در سال‌های اخیر از چهره‌های ثابت جشنواره تئاتر فجر بوده‌اند در نمایشنامه‌ای برای اجرا در این دوره ارائه نداده‌اند.

هنرمندانی چون محمد رحمانيان، نغمه ثمينی، عليرضا نادری ،محمد يعقوبی، نادر برهانی‌مرند، کورش نريمانی، علی رفيعی، حسن معجونی و محمد عاقبتی از دیگر چهره‌هایی هستند که جای‌شان در این دوره از جشنواره خالی است.

زمزمه تحریم جشنواره تئاتر فجر در حالی شدت گرفته است که مدیر عامل تئاتر شهر و دبیر جشنواره تئاتر فجر حضور «اسامی ناشناس» در این دوراه از جشنواره را از ویژگی‌های آن برمی‌شمرد.

وی معتقد است که چهره‌هایی که امروز آنان را به عنوان چهره‌های مطرح تئاتری می‌شناسیم در طول 10 سال گذشته از دل جشنواره تئاتر فجر معرفی شده‌اند و فجر به این چهره‌های گمنام فرصتی داد تا خود را بشناسند.

پس از انتخابات بیست و دوم خرداد ماه و آغاز موج جدیدی از اعتراضات، هنرمندان ایرانی با انتشار بیانیه‌هایی اعتراض خود را به موج خشونت‌ها نشان داده و برخی فعالیت‌های دولتی را تحریم کردند.

۱۲ تن از کارگردانان سرشناس سينمای ايران در نامه‌ای به نمايندگان مجلس شورای اسلامی با اعتراض به رخدادهای پس از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری، خواستار پاسخگويی و موضع‌گيری نمايندگان مجلس در قبال اين رويدادها شدند.

۳۰۰ تن ازاهالی سينما با انتشار يک بيانيه نگرانی خود را از وضعيت به وجود آمده پس از انتخابات ابراز کرده و نسبت به آن هشدار داده بودند.

34 بازیگر تئاتر و سینما از نمایشنامه‌نویسان خواستند تا صادقانه وقایع این روزها را روایت کنند و افزودند: پاسداری خواهیم کرد از نقش‌هایی که از امروز برای امروز و آیندگان می‌نویسید.

بیش از صد کاريکاتوريست از شرکت در نهمين دوسالانه کاریکاتور و جمعی از مستندسازان از شرکت در جشنواره سینما حقیقت انصراف دادند و عده‌ای از گرافیست‌ها و نقاشان نیز رویدادهای هنری با پشتوانه دولتی را تحریم کردند.

منبع: <a href="http://www.mardomak.ws/news/beyzaei_fajr_festival">مردمک</a>]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2811/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2811/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Tue, 20 Oct 2009 15:04:12 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت سبز شد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۰۹ تعدادی از ایرانیان و آلمانی ها با نمادهای سبز و شعارهای نوشته شده بر جلد کتاب ها از جنبش مردمی ایران حمایت کردند.

در این حرکت مدنی، معترضان، با حضور در غرفه‌های جمهوری اسلامی ایران، روسیه و چین پیام مردم مبارز ایران را به مردم شرکت کننده در این نمایشگاه کتاب رساندند.

آنها همچنین خواستار آزادی، دمکراسی، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به دادگاهای نمایشی، پایان دادن به شکنجه در زندانها و لغو حکم اعدام دستگیرشدگان حوادث اخیردر ایران را شدند. با حضور صلح آمیز در سالن های متعدد، مردم شرکت کننده نیز با دست زدن و نشان دادن علامت پیروزی از این آکسیون حمایت کردند. ]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2800/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2800/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Mon, 19 Oct 2009 19:57:42 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>در ادامه‌ی موج جدید برخورد با سینماگران سبز، جعفر پناهی نیز ممنوع‌الخروج شد</title>
         <description><![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong> جعفر پناهی کارگردان بین‌المللی سینمای ایران و خالق آثاری چون بادکنک‌سفید، آینه، آفساید و... شب گذشته (چهارشنبه)، درحالی‌که قصد داشت ایران را به مقصد پاریس ترک کند، در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی تهران، ممنوع‌الخروج شد.

به گزارش بامدادخبر، ماموران امنیتی فرودگاه، پاسپورت این  فیلمساز برجسته ایرانی را که برای عقد قرارداد فیلم جدیدش عازم پاریس بود، توقیف کردند تا سفر دو هفته‌ی آینده‌ی وی به هند جهت حضور در هیات داوران جشنواره فیلم بمبئی نیز در هاله‌ای از ابهام بماند.

وی اخیرا نیز به عنوان رئیس هیات داوری جشنواره فیلم مونترل با شال سبزرنگ درحالی‌که عکس ندا آقاسلطان را در دست داشت، حضور یافت. امری که به‌نظر می‌رسد مهمترین دلیل جلوگیری از خروج وی از کشور در شب گذشته باشد. پیش از پناهی، ماموران امنیتی، گذرنامه‌ی فاطمه معتمدآریا و مجتبی میرطهماسب را نیز که قصد مسافرت به آمریکا برای شرکت در برنامه «از نزدیک و شخصی» در حاشیه مراسم اسکار داشتند توقیف کرده بودند.

به نظر می‌رسد موج جدید جلوگیری از سفر هنرمندان حامی جنبش سبز به خارج از کشور، به دلیل حمایت‌های صورت‌گرفته از این جنبش در جشنواره‌های بین‌المللی باشد که در چندماه‌ گذشته پس از انتخابات منجر به سبز شدن فضای جشنواره‌های معتبری چون کن، مونترال، نورنبرگ و... شده است.

گفتنی‌است جعفر پناهی در زمان انتخابات ریاست جمهوری از کاندیداتوری میرحسین موسوی حمایت کرده بود، در اواسط مردادماه نیز در حالی که همراه گروهی از فیلم‌سازان و مستندسازان ایرانی برای گذاشتن گل بر مزار کشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات به بهشت زهرا رفته بود برای مدت کوتاهی بازداشت شد.]]></description>
         <link>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2767/</link>
         <guid>http://www.bamdadkhabar.net/2009/10/post_2767/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">News</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">literature/Art</category>
        

         <pubDate>Thu, 15 Oct 2009 16:45:33 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
